مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

عبرت

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۱ ق.ظ
کوفه شهری است که نقش به سزایی در واقعه عاشورا داشت.مردم کوفه بیعتی را که با حضرت سلم داشتند را شکستند و پس از آن برخی از آنها در مقالبل امام حسین (ع) قرار گرفتند. این حرکت کوفیان همواره مورد سوال آینده‌گان بوده است.
چرا مردم کوفه بیعت خود را شکستند؟
حسینیه مشرق- در موضوع بی‌وفایی و بیعت‌شکنی مردم کوفه پس از دعوت امام حسین (ع) و یاری نکردن آن‌ حضرت در برابر یزید عوامل متعددی دخالت داشته است؛ که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:

۱. حُب دنیا و طمع: برخی از آنانی که از امام حسین (ع) دعوت کرده بودند در واقع درد دین نداشتند، بلکه طمع و حُب دنیا و ریاست و اینکه شاید در سایه حکومتشان به خواسته‌های دنیایی خود برسند، انگیزه آنان برای چنین دعوتی بود.

 امام حسین (ع) می‌فرماید: «همانا مردم دنیاپرست‌اند و دین از سر زبان آن‌ها فراتر نرود و دین را تا آنجا که زندگی‌شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دین‌داران اندک گردند‏».[۱] این کلام امام (ع) به همین طمع و حرص مردم به دنیا اشاره دارد. طبیعتاً چنین افرادی زمانی که اوضاع را بر وفق مراد ندیدند، از دعوت خود عقب‌نشینی کردند.

دنیاطلبی به ‌ویژه از راه حرام، هدیه‌های نامشروع و غذاهای حرام، هم‌دل‌ها را از دریافت هدایت و حق محروم می‌نماید، هم دین‌داری و تعهد را کاهش می‌دهد و عمل به وظیفه را در بوته فراموشی می‌سپارد.

     امام حسین (ع) می‌فرماید: «همانا مردم دنیاپرست‌اند و دین از سر زبان آن‌ها فراتر نرود و دین را تا آنجا که زندگی‌شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دین‌داران اندک گردند‏»

امام حسین، روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه و نکوهش آنان که نه به سخن حقش گوش می‌دهند و نه دعوتش را می‌پذیرند، رمز چنین رویکردی را همین گرایش به دنیای حرام می‌داند و می‌فرماید:

«همه شما مرا سرپیچی می‌کنید، به سخنم گوش فرا نمی‌دهید. حق دارید! چرا که تحفه‌ها و هدیه‌هایتان همه از حرام است و شکم‌هایتان از حرام پُر شده است، پس بر دل‌های شما مُهر خورده. وای بر شما! چرا ساکت نمی‌شوید؟ چرا گوش نمی‌دهید و نمی‌شنوید؟».[۲]

در زیارت اربعین، از حادثه عاشورا چنین گزارش شده است؛ کسانی برای کشتن امام حسین (ع) هم‌دست شدند که دنیا فریبشان داد و بهره خویش را به چیزی فرومایه و بی‌ارزش فروختند و آخرت خود را به بهای ناچیز و اندک معامله کردند و از روی تکبر، در هواپرستی خود غوطه خوردند و تو و پیامبرت را به خشم آورده، پیروی از اهل دشمنی و نفاق کردند.[۳]

۲. تهدید و تطمیع: عبیدالله بن زیاد بسیاری از بزرگان کوفه را با تطمیع و گروهی را با تهدید از یاری امام بازداشت. بافت قبیله‌ای و عشیره‌ای کوفه چنین اقتضا می‌کرد وقتی سران قبیله‌ای از صحنه خارج شدند، اعضای قبیله هم به پیروی از آن‌ها صحنه را ترک کرده و به خاطر هراس از آینده شغلی و وضعیت خانواده و ... بیعت خود را نقض کنند.[۴]

۳. نادانی و جهل: برخی افراد به علت نداشتن تحلیلی درست از اوضاع سیاسی و اجتماعی، به چیزی روی می‌آورند که صلاح دین و دنیای آنان در آن نیست. برخی از کوفیان این‌گونه بودند و امام حسین (ع) نیز در کلام خویش، یکی از علل نقض بیعت کوفیان را همین نابخردی و نادانی کوفیان معرفی می‌کند:

«اى کوفیان! زشتی‌ و بی‌نوایی نصیبتان باد! سختی و نابودی نصیبتان باد! شما سرگشته ما را به فریاد خود طلبیدید و چون آماده آمدیم، شمشیر دست ما را بر ما تیز کردید! و آتشى را که بر دشمنان ما و شما شعله‌ور بود بر ما افروختید! شما بی‌ آن‌که از ما گناهى دیده باشید صبح کردید، در حالى که دشمنى ما را بر آشتى برگزیدید و به عناد ما شتافتید و به سبب گرایش به فساد، بیعت ما را رها کرده، از روى نادانى و پیوند با سرکشان امت و بازماندگان احزاب و دورافکنان کتاب خدا آن را شکستید!...»[۵]


 پی نوشت:

[۱] ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، محقق و مصحح: غفاری، علی‌اکبر، ص ۲۴۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق

[۲] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (ع)، ج ‏۲، ص ۹، قم، انوار الهدى‏، چاپ دوم‏، ۱۴۲۳ق‏.

[۳] شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ‏۶، ص ۵۹، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

 

[۴] ر.ک: «به طمع انداختن یزید؛ مردم و خواص کوفه را برای جنگ با امام حسین (ع)»، سؤال ۵۰۲۴۳.

[۵] ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب (ع)، ج ‏۴، ص ۱۱۰، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.
  • .......

نظرات  (۱)

  • راهی به سوی نور
  • سلام علیکم
    ممنون از مطلبتون.
    دو تا دلیل دیگه هم به نظرم میشه اضافه کرد(البته شاید قابل جمع با سه موردی که فرمودید باشه)
    یکی تقلیدهای کورکورانه بود، حتی اگر تهدید و تزویر و مادیاتی هم در کار نبود
    و دیگه تععصب و جو زدگی مردم.روحیه لجاجت...
    در کل مردم کوفه پر از عبرت و سوال اند...و عجیب!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی