مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

http://www.rajanews.com/

  • .......

  • .......
اهاشمی گفت مرا محاکمه کنید ولی انقلاب باقی بماند/ نادان‌ها ذهن مردم راخراب کردند/ گاهی از ظرفیت زیاد ایشان خلقم تنگ می‌شد/ او باکی نداشت که علیه ایشان چیزی بگویند

علی اکبر ناطق نوری با حضور در تلویزیون به تشریح جایگاه و میراث تاریخی رئیس فقید مجمع تشخیص پرداخت. محورهای اظهارات ناطق نوری به شرح زیر است:

*مردم ما هنوز شوکه و داغ هستند؛ فقدان آقای هاشمی را هر چه بگذرد بیشتر احساس می‌کنند.

عده ای انتقاد می کنند اما تحمل پذیرفتن انتقاد را ندارند. مرحوم هاشمی در کشور ما جزء معدود افرادی بود که از این ظرفیت برخوردار بود. واقعا گاهی من از ظرفیت زیاد ایشان خلقم تنگ می شد. ظرفیت او عجیب بود.

*هاشمی از ریا، دوچهرگی، تملق، شرک و نفاق بدش می‌آمد و از هر کس هم این خصلت را داشت متنفر بود.

چرا مردم برای درگذشت یک روحانی با تمام هجمه ای که سالیان سال است علیه روحانیون وجود دارد تا این حد ناراحت می شوند؟ به خاطر خصوصیات اخلاقی و مدیریتی او در دوران زندگیش بود. هرچه بگذرد فقدان هاشمی بیشتر احساس می شود. آزادگی،صریح اللهجه بودن و صبوری دلیل این محبوبیت است.

*مرحوم هاشمی رفسنجانی تحمل نقد را داشت و بسیار پر ظرفیت بود و آنچه را که تشخیص می داد می گفت و عمل می کرد و از اینکه علیه اش چیزی گفته شود باکی نداشت.

*یکی از خصوصیات مرحوم هاشمی این بود که صبور بود و استقامت داشت.

*هنگام انتخاب رهبر، ایشان هم سن بالاترى داشت و هم سهم بزرگى، اما نگفتند من باید رهبر شوم. میدانید که خبرگان داشت سمت رهبرى شورایى می رفت.

امام (ره) آنقدر به آیت الله هاشمی اعتماد داشت که به او پیشنهاد تاسیس حزب داد و بعد پیشنهاد تاسیس حزب جمهوری اسلامی را مطرح کردند. آقای هاشمی در این باره همیشه می گفت که امام در آن زمان پول درست و حسابی ای در اختیار من گذاشت تا حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دهم. اینگونه بود که این حزب با تلاش آقای هاشمی و در کنار کسانی مانند شهید باهنر، شهید بهشتی و موسوی اردبیلی، آیت الله خامنه ای و غیره شکل گرفت.

*آقای هاشمی به امام گفتن اجازه بدید من قطعنامه رو قبول میکنم.من را اعدام کنید، مرا محاکمه کنید، اما انقلاب بماند.
 
*برخی نادان‌ها، کم‌ظرفیت‌ها یا مغرضان ذهن جمع کثیری از مردم را نسبت به مسئولان خراب کردند و این به سود مردم و نظام نیست. وقتی این گروه، آن گروه را زیر بار تهمت و اتهام و بد و بیراه بکشاند مردم بدبین می‌شوند. مردم به اجماع مرکب می‌رسند و به کل نظام و انقلاب و اسلام بی‌اعتماد می‌شوند.

*به همراه گروه محدودی خدمت رهبری مشرف شدیم، یکی از دوستان از ایشان سوال کرد: «آقا یک نفر را معرفی کنید که  ما دیدگاههای شما رو از او بشنویم و بر اون اساس عمل کنیم». حضرت آقا در پاسخ فرمودند «دیدگاههای من را هم بدانید روز قیامت برای شما حجت نیست و هر کس باید بر اساس تشخیص خود باید عمل کند؛ مگر آنکه من حکم کنم».

امام از دنیا رفت. همه مضطرب بودیم که اگر این اسطوره تاریخ از دنیا برود انقلاب و نظام چه می‌شود. خبرگان جمع شدند و آقای هاشمی به عنوان رئیس خبرگان ناگهان جمله‌ای می‌گوید. این خدمت و تدبیر کمی است از جانب این مرد فداکار و خداپرست؟ تا قیامت اگر نسبت به این نعمت شاکر باشیم و بر او رحمت بفرستیم کم است. خبرگان می‌رفت به سمت رهبری شورایی اما یک‌باره یادآوری می‌کنند جلسه‌ای را که خدمت امام رسیدند و از مرحوم حاج‌احمد‌آقا هم کد می‌آورند.

ایشان روزی به ما گفت گاهی سحر که بیدار می‌شوم برای نماز، قدری روی تخت می‌نشینم. در همین چند لحظه فکر می‌کنم اگر خدای ناکرده خبر برسد که مقام معظم رهبری خوابید و بیدار نشد، انقلاب چه می‌شود؟ به محض اینکه این فکر به مغزم می‌رسد، به قدری مضطرب می‌شوم که بلند می‌شوم، فشارم می‌افتد و زمین می‌خورم زیرا مانند ایشان را نداربم. این عشق به رهبری شعار و تملق نیست.

* وقتی دیشب بر پیکر مرحوم هاشمی حاضر شدم و چهره ایشان را دیدم، تمام بی‌مهری‌ها و تهمت‌هایی که نسبت به ایشان شد در ذهنم تداعی شد.

وقتی اخلاق از جامعه رخ بربندد، خدا کم شود و ایمان سست شود، همین می‌شود. ما مرده‌پرستیم. وقتی آقای دیشب رفتم و چهره‌ آقای هاشمی را دیدم بی‌اختیار نتوانستم خودم را نگه دارم چون تمام بی‌مهری‌ها، توهین‌ها، تهمت‌ها و کژاندیشی‌ها را که گروهی نسبت به ایشان روا داشتند لحظه‌ای در ذهنم مرور شد. هم دیروز و هم امروز که رقتم جماران، منقلب شدم. منقلب شدنم از این نیست که ایشان درگذشت چون انسان‌ها به هر حال می‌میرند. جفا این است که هیچکس را به این اندازه اذیت نکردند. چرا؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟

من واژه نفوذی را زیاد قبول ندارم. خودمانیم. چرا فرافکنی کنیم؟ با تنگ‌نظری نمی‌توانیم کشور را اداره کنیم.

ما مرده پرستیم! هاشمى رفت، حالا تلویزیون هر شب در ٥ شبکه هم براى اوبرنامه پخش کند، ولی او دیگر نیست.

*تا زنده هستیم قدر همدیگر را بدانیم وقتی طرف از بینمان رفت ،تجلیل کردن ها چه فایده ای دارد.

*دست از تهمت زدن ها برداریم . خودمان باشیم .
 
*تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی / تا که رفتیم همه یار شدند، خفته‌ایم و همه بیدار شدند / قدر آیینه بدانیم چو هست، نه در آن وقت که افتاد و شکست
.http://alef.ir/
  • .......


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: بنی اسرائیل با موسی بودند، گفتند یا موسی![قوم فرعون] الان به ما میرسند؛ «مُدرَکون» ما را میگیرند و قتل‌عام میکنند. حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّآ، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد. ۱۳۹۵/۰۹/۰۳
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بر اساس این بخش از بیانات رهبر انقلاب پوستر «خدا با ماست» را منتشر می‌کند.

  • .......

به گزارش مشرق، حجت الاسلام و المسلمین  حسین انصاریان درباره حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در نوشته ای گفته است: 


صاحب بن عبّاد، رساله مختصرى در حالات آن جناب نوشته که شیخ ما، مرحوم ثقة الاسلام نورى، در خاتمه مستدرک، آن را نقل کرده در آن کتاب و در رجال شیخ نجاشى آمده: حضرت عبد العظیم از سلطان زمان خود ترسید، و گریخت، و به عنوان آنکه قاصد و پیک است، در شهرها گردش می کرد تا به رى آمد، و در ساربانان مخفى شد، و بنا بر روایت نجاشى در سردابى در خانه یکى از شیعیان، در سکّة الموالى پنهان گشت، و در آنجا عبادت خدا می کرد و روزها را روزه می داشت و شبها به نماز می ایستاد، و پنهان از دید مردم بیرون می آمد، و قبرى را که برابر قبر او به فاصله یک راه رو است زیارت میکرد، و می گفت: این قبر مردى از فرزندان موسى بن جعفر علیه السّلام است، و پیوسته در آنجا بود و یکى دو نفر از شیعه، از احوال او با خبر می شدند، تا آنکه بیشتر مردم رى او را شناختند، پس شخصى از شیعیان، حضرت رسالت پناه را در خواب دید، که فرمود: مردى از فرزندان مرا، از سکّة الموالى برخواهند داشت، و کنار درخت سیب، در باغ عبد الجبّار بن عبد الوّهاب، دفن خواهند کرد، و اشاره فرمود به همان مکانى که در آنجا دفن شد، بیننده خواب نزد صاحب باغ رفت، تا آن درخت و جایش را از صاحب باغ بخرد، مالک باغ به او گفت: این درخت و جایش را برای چه می خرى؟ خریدار خوابش را تعریف کرد، صاحب باغ گفت: من نیز چنین خوابى دیده ام، و جاى این درخت را با تمام باغ وقف بر آن سیّد، و سایر شیعیان کرده ام، که اموات خود را در آنجا دفن کنند.

حضرت عبد العظیم پس از مدتى بیمار شد، و بر اثر آن بیمارى به رحمت ایزدى پیوست، چون او را براى غسل دادن برهنه کردند، در  جیب لباسش ورقه اى یافتند، که نسب شریف خود را در آن نوشته بود: منم ابو القاسم عبد العظیم فرزند عبد اللّه فرزند على، فرزند حسن، فرزند زید، فرزند امام حسن، فرزند على بن ابى طالب علیهم السّلام.

صاحب بن عبّاد، در وصف دانش عبد العظیم فرموده: ابو تراب رویانى روایت کرده که گفت: از ابو حمّاد رازی  شنیدم که میگفت: در شهر سرّ من رأى بر حضرت امام علىّ النقى علیه السّلام وارد شدم، پس پاره اى از مسائل حلال و حرام خود را، از آن حضرت پرسیدم.

سؤالات مرا پاسخ دادند، زمانی که براى بیرون آمدن از سرّ من راى، با آن حضرت وداع کردم به من فرمودند:  اى حمّاد هرگاه چیزى از امور دینت بر تو مشکل شد، در ناحیه خود، یعنى در شهر رى، از عبد العظیم بن عبد اللّه حسنى بپرس، و سلام مرا به او برسان.

محققّ داماد در کتاب «رواشح» گفته، احادیث  بسیارى در فضیلت زیارت حضرت عبد العظیم روایت شده، از جمله آمده است: هرکه قبر او را زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود، و شیخ بزرگوار شهید ثانى در حواشى کتاب «خلاصه» همین روایت را از بعض نسب شناسان نقل فرموده، و ابن بابویه و ابن قولویه به سند معتبر روایت کرده اند، که مردى از اهل رى، خدمت حضرت امام علی النقى علیه السّلام رفت، حضرت پرسید کجا بودى؟ عرض کرد به زیارت امام حسین علیه السّلام رفته بودم، فرمود: اگر قبر عبد العظیم را که نزد شماست، زیارت می کردى، هرآینه مانند کسى بودى که امام حسین علیه السّلام را زیارت کرده باشد.

فقیر گوید: علما براى آن بزرگوار زیاراتى نقل نکرده اند، مگر فخر المحققین آقا جمال الدین، که در کتاب «مزار» خود فرموده  زیارت آن حضرت به این صورت مناسب است:السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکُمَا یَا سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّةَ عَیْنِ النَّاظِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِیِّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِینَ ،سلام بر آدم برگزیده خدا، سلام بر نوح پیامبر خدا، سلام بر ابراهیم دوست خدا سلام بر موسى هم سخن خدا، سلام بر عیسى روح خد، سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى بهترین خلق خدا، سلام بر تو اى برگزیده خدا، سلام بر تو اى محمّد بن عبد اللّه خاتم پیامبران، سلام بر تو اى امیر مؤمنان على بن ابى طالب، جانشین رسول خدا سلام بر تو اى فاطمه سرور بانوان جهانیان، سلام بر شما اى دو فرزندزاده پیامبر رحمت، و دو سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر تو اى على بن الحسین سرور عبادت کنندگان، و نور چشم بینندگان، سلام بر تو اى محمد بن على، شکافنده دانش، پس از پیامبر، سلام بر تو اى جعفر بن محمد راستگوى نیکوکار امین،السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ التَّقِیَّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النَّاصِحَ الْأَمِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ السَّلامُ عَلَى الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِکَ وَ سِرَاجِکَ وَ وَلِیِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّ وَصِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ وَ الطَّاهِرُ الصَّفِیُّ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ السَّادَةِ الْأَطْهَارِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ السَّلامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى ذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

 چرا ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) برابر با ثواب زیارت امام حسین (ع) است؟
سلام بر تو اى موسى بن جعفر، پاک و پاکیزه، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، امام پسندیده، سلام بر تو اى محمد بن على پرهیزکار، سلم بر تو اى على بن محمد النّقى، خیرخواه امین، سلام بر تو اى حسن بن على، سلام بر جانشین پس از او، پروردگارا درود فرست بر نورت و چراغت، و نماینده نماینده ات، و جانشین جانشینت، و حجّتت بر آفریدگانت، سلام بر تو اى سرور پاکیزه و پاک و برگزیده، سلام بر تو اى فرزند سروران پاک، سلام بر تو اى فرزند برگزیدگان و خوبان، سلام و رحمت و برکات خدا بر رسول خدا و بر فرزندان رسول خدا.

السَّلامُ عَلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ الْمُطِیعِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْقَاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبَى السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ بِزِیَارَتِهِ ثَوَابُ زِیَارَةِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ یُرْتَجَى السَّلامُ عَلَیْکَ عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِکُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ وَ سَقَانَا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُرِیَنَا فِیکُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ یَجْمَعَنَا وَ إِیَّاکُمْ فِی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لا یَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَکُمْ إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ ،سلام بر بنده شایسته، فرمان بُردار پروردگار جهانیان، و پیرو رسول او و امیر مؤمنان، سلام بر تو اى ابا القاسم فرزند سبط نجیب برگزیده، سلام بر تو اى کسی که به زیارتش، ثواب زیارت سید الشهدا امید می رود، سلام بر تو، خدا میان ما و شما در بهشت، شناسایى برقرار کند، و در گروهتان محشور فرماید، و به حوض پیامبرتان وارد سازد، و به ما با جام جدّتان از دست على بن ابیطالب بنوشاند، درود خدا بر شما، از خدا می خواهم که به ما درباره شما، خوشحالى و گشایش بنمایاند، و ما و شما را در گروه جدّتان محمد درود خدا بر او و خاندانش گرد آورد، و معرفت شما را از ما باز نگیرد، به درستى که او سرپرست توانایى است،أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَ لا مُسْتَکْبِرٍ وَ عَلَى یَقِینِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذَلِکَ وَجْهَکَ یَا سَیِّدِی اللَّهُمَّ وَ رِضَاکَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ یَا سَیِّدِی وَ ابْنَ سَیِّدِی اشْفَعْ لِی فِی الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَکَ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عَافِیَتِکَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

من با دوستى شما، و بیزارى از دشمنان تان، و تسلیم بودن به خدا، تقرّب به خدا می جویم، با خشنود بودن به آن، بدون انکار و تکبّر، و به یقین به آنچه محمّد آن را آورده، به این امر و خاطر تو را میجویم اى سرور من، خدایا خشنودى تو، و خانه آخرت را می خواهم، اى سرور من و فرزند سرور من، برایم درباره بهشت شفاعت کن، زیرا براى تو نزد خدا مقامى از مقامات والا است.

خدایا از تو می خواهم که سرانجام کارم را به خوشبختى ختم کنى، و آنچه را در  آنم از دستم نگیرى، جنبش و نیرویى جز به خداى والاى بزرگ نیست.

خدایا براى ما اجابت کن، و آن را به کرم و  عزّتت، و رحمت و عافیتت بپذیر، و درود خدا بر محمّد و خاندان او و بر آنان سلام باد، سلامى کامل، اى مهربان ترین مهربانان.

  • .......

با وجود اتفاق نظر مراجع در حرام بودن استفاده از طلا برای مردان، استفاده از این فلز در بین آقایان رو به افزایش است، تأملی در مضرات استفاده از طلا برای مردان، گواهی برای اثبات علت حرام شمردن آن برای مردان در دین مبین اسلام است.

به گزارش خبرنگار مهر، در استفتا از دفتر آیت الله مکارم شیرازی در مورد حکم استفاده از طلا برای مردان، پاسخ چنین است: زینت به طلا براى مردان به هر رنگى که باشد (حتى طلاى سفید) جایز نیست و نماز خواندن با آن باطل است، ولى استفاده از پلاتین که فلز دیگرى است اشکالى ندارد.

براساس استفتای خبرنگار مهر از نمایندگی دفتر آیت الله وحید خراسانی نیز عنوان شد: در حالت عادی استفاده مردان از زینت طلا گناه محسوب می شود و در حال نمازخواندن اضافه برگناه موجب باطل شدن نماز هم خواهد شد. این درحالی است که میان طلای سفید و زرد تفاوتی نیست اما استفاده از پلاتین بلااشکال است.

در این گفتگوی تلفنی با دفتر آیت الله خراسانی همچنین تأکید شده است: حکمت برخی احکام ذکر شده است اما درباره برخی احکام حکمتی ذکر نشده است.

در استفتای تلفنی خبرنگار مهر از نمایندگی دفتر آیت الله جعفر سبحانی نیز اعلام شد: حکم استفاده طلا برای مردان حرام است و میان طلای سفید و زرد نیز تفاوتی وجود ندارد، حتی اگر از نظر پزشکی راه حلی هم برای آن ایجاد شود این حکم شرعی به قوت خود باقی است.

همچنین در استفتا از دفتر آیت الله نوری همدانی نیز تأکید شد: طلا چه سفید باشد، چه زرد استفاده از آن برای مردان حرام اعلام شده است اما استفاده از پلاتین بلامانع است.

ویژگیهای فلز طلا

جواد ملکوتی خواه مسئول گروه نانو فناوری سبز در گفتگو با خبرنگار مهر در رابطه با ویژگیهای طلا به عنوان یک فلز، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آن و عارضه هایی که استفاده از آن برای مردان ایجاد می کند، به تحقیقات متعددی اشاره کرد که طی سالهای مختلف در کشورهای غربی درباره مضرات استفاده از طلا انجام شده است.

جواد ملکوتی خواه گفت: طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Au، لاتین aurum و عدد اتمی 79 وجود دارد. طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش‌خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.

وی افزود: طلا از واژه سانسکریتJval  گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum  گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از 2600 قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.

این محقق و پژوهشگر اظهار داشت: طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند. یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است.

 وی در رابطه با خصوصیات فیزیکی و شیمیایی طلا گفت: فلز طلا به عنوان زیبا ترین، قابل انعطاف ترین و چکش خوارترین فلز جهان شناخته شده است. اگر کل طلای پالایش شده در جهان را چکش کاری کرده و گردهم جمع کنیم به یک مکعب یکپارچه با هر ضلع به طول 20 متری تبدیل می شود. طلای بومی هشت تا ده درصد نقره دارد. این مقدار می تواند کم و زیاد شود و برای همین طلا با رنگهای مختلف به وجود می آید. هرچه مقدار نقره بیشتر شود رنگ طلا سفیدتر و جرم ویژه آن کمتر می شود. آلیاژهای مختلفی چون مس، آهن و آلومینیوم با طلا ترکیب می شود و رنگهایی چون قرمز، سبز و ارغوانی را به وجود می آورد.

ملکوتی خواه یاوآور شد: بیشترین مصرف طلا در ضرب سکه و جواهرات است و برای مبادلات پولی استفاده می شود. به علت هدایت الکتریکی خوب و مقاومت خود در برابر فرسایش و سایر ویژگیهای این فلز، طلا به عنوان مهمترین فلز در صنایع پیشرفته (High-tech) مورد استفاده قرار می گیرد. همانند نقره که با جیوه مخلوط می شود و برای پرکردن دندان استفاده می شود ترکیب طلا و جیوه نیز می تواند ماده محکمی برای مصرف دندانپزشکی فراهم کند.

وی اضافه کرد: درجدیدترین استفاده طلا از نانومواد طلا، نمک طلا است که در مقیاس نانومتریک است که برای مصارف بیولوژیکی و پزشکی استفاده می شود و در درمان سرطانها و بیماریهای کبدی کاربرد دارد. از نمکهای خاص طلا برای درمان رماتیسم مفصلی استفاده می کنند. طلا به عنوان یک منعکس کننده خوب برای نور است، از این رو از طلا یا ورقه های بسیار نازک آن به عنوان محافظ سطح بسیاری از ماهواره ها استفاده می کنند. چرا که ماهواره ها در برابر نورهای مادون قرمز ماورای بنفش و نورستارگان تحت تأثیر قرار گرفته و می تواند در برنامه ها اختلال ایجاد کند کشیدن یک سطح نازک از طلا می تواند به انعکاس این نور کمک کند.

مسئول گروه نانوفناوری سبز تصریح کرد: بدن انسان طوری است که فلز طلا و همینطور نقره و پلاتین را جذب نمی کند به این معنا که ترکیبات طلا چندان سمی نیست اما براساس گزارشهای منتشر شده 50 درصد بیماران ورم مفاصل که با داروهای ایزوتوپ طلا درمان شده اند دچار آسیبهای کلی بر کبد شده اند این تحقیق تنها در حد گزارش بوده و تا کنون مستنداتی در این رابطه ارائه نشده است.

مضرات استفاده از طلا برای مردان

 وی در ارتباط با مضرات استفاده از طلا برای آقایان اضافه کرد: از نظر پزشکی طلا روی گلبولهای قرمز خون مردان اثرگذار است و سیستم ایمنی بدن آنها را دچار مشکل می کند.

 ملکوتی خواه گفت: وقتی طلا با پوست مردان تماس پیدا کند ، یونهای آن وارد بدن می شود چرا که در ساختار چربی پوست آقایان و خانوم تفاوتهایی است. مقدار چربی پوست آقایان کمتر است از این رو، طلا به راحتی می تواند به صورت یون از پوست مردان عبور کرده و در کبد آنها موجب اختلال شود.

وی گفت: در تحقیقات انجام شده در سال 2010 در ونکوور کانادا مشخص شد طلا دارای خاصیت شبه القایی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی دارد می تواند علاوه بر اثر منفی در کبد، موجب غلظت خون شده و به مرور زمان به امراض قلبی و سکته برای آقان منتهی می شود.

نقره آرامش بخش است

وی با اشاره به عارضه دیگری که از طریق استفاده از طلا برای مردان ایجاد می شود گفت: مسئله تحریکات عصبی از دیگر عوارض است. دکتر احمد صبور اردوبادی در کتاب " بهداشت در اسلام" این مسئله را مورد اشاره قرار داده است و نتایج تحقیقات دانشمندان را منعکس کرده است. طلا می تواند روند فعالیت ارگانیسم مردان را تسریع کند و به تحریکات عصبی منتهی شود، برخلاف طلا نقره برای مردان ایجاد آرامش می کند.

تأثیر طلا بر عقیم شدن

وی تأکید کرد: استفاده طولانی از  طلا روی تمام هورمونهای مردان به ویژه هورمونهایی که از ناحیه هیپوفیز در بدن پخش می شود تأثیر منفی می گذارد و در آن میان می توان به کاهش ترشح تستسترون و کمبود اسپرماتوزوئید، در نهایت کاهش قدرت جنسی و در نتیجه عقیم شدن آنها اشاره کرد.

جواد ملکوتی خواه با اشاره به تحقیقاتی که در سال 1970 انجام شده گفت: در این تحقیقات مشخص شده است که شیرمادرانی که از طلا استفاده می کنند در سیستم جنسی نوزادان جمع می شود اما این امر برای نوزادان دختر صادق نیست. به طوری که 70 تا 105 نانوگرم طلا در یک میلی لیتر مایعی که اسپرم در آن وجود دارد به شدت تحرک و رشد اسپرم را دچار اختلال می کند.

وی اضافه کرد: از  میان دیگر عوارضی که طلا برای مردان ایجاد می کند می توان به تحقیقاتی اشاره کرد که در سال 1990 در آمریکا انجام شده است. محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.

  • .......
این سوال وجود دارد که آیا حضرت ختمی مرتبت (ص) دارای موهای بلندی بوده‌اند.

در  دورانی، پیش آمده که  عنوان شده، حضرت رسول (ص) دارای موهای بلندی بوده اند. این موضوع، حتی علت و توجیهی برای برخی جوانان بود تا موهایشان را کوتاه کنند؛ اما واقعیت چیست؟

با استناد به عموم روایات، دیده می شود که آن وجود والا مقام، موهای چندان بلندی نداشته اند. چنین بوده که همواره از یک حد تعادل بهره برده اند؛ مگر در برخی مواقع خاص. 

در برخی روایات بیان شده که موی سر پیامبر اکرم (ص) تا حدی بلند بوده؛ اما بلندی آن از نرمه گوش فراتر نمی‌رفت. ایوب بن هارون روایت می کند،: به امام صادق (ع) گفتم: آیا رسول خدا (ص) فرق سرش را باز می‌کرد؟ امام (ع) فرمودند: نه، موقعى که رسول خدا (ص) موى سرش تا نرمه گوش می‌رسید، موهاى خود را کوتاه می‌کرد. [1]

رسول خدا (ص) علاوه بر این‌که خود به آراستگی ظاهری توجه ویژه داشتند، به دیگران نیز توصیه می کردند که این‌گونه باشند. چنان‌که امام علی (ع) به نقل از رسول خدا (ص) ‌فرمود: هرکس موى سر بگذارد، باید آن‌را نیکو رسیدگی و آرایش کند یا این‌که آن‌ را کوتاه کند. [2]

پیامبر خدا (ص) به مردى که ریش بلندى داشت، نگریستند و فرمودند: چه می‌شد اگر این مرد ریشش را اصلاح می‌کرد که زیاد بلند یا کوتاه نباشد. این خبر بدان مرد رسید و او ریش خود را متوسط (حدّ وسط ریش بلند و ریش کوتاه) اصلاح کرد و هنگامى که رسول خدا (ص) او را دیدند، فرمودند: همگى چنین کنید. [3]

البته، رسول خدا (ص) یک‌بار موی سرشان را بلند کردند؛ با اینکه سیره ایشان این بوده که موی سر را به قدری بلند نمی‌گذاشتند که نیاز به باز کردن فرق سر باشد. آن یک ‌بار را ابابصیر از امام صادق (ع) چنین نقل می‌کند. از امام پرسیدم: "فرق باز کردن در وسط موى سر از سنّت است؟" امام فرمودند: "نه". گفتم: "آیا رسول خدا (ص) هیچ وقت براى موى سرش فرق گذاشت؟" فرمودند: "آرى". پرسیدم: "چگونه می‌شود که رسول خدا (ص) این کار را انجام دهد، حال آن‌که از سنت نباشد؟" فرمودند: "هرکس در وضعى قرار بگیرد که رسول خدا در آن وضع قرار داشت، باید مانند آن‌حضرت موى سرش را تفریق کند." گفتم: "آن وضعیت چه بود؟" فرمودند: "وقتی رسول خدا از خانه کعبه جلوگیرى شد، با این‌که شتر قربانى رانده بود و محرم شده بود، خوابى را دید که خدا در قرآن گزارش داده که‏: «لَقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُّؤِِْیا بِالْحَقِّ ...»[4] پس رسول خدا دانست که در آینده نزدیک فرامی‌رسد آنچه به وى نوید داده شده (به سلامت وارد مکه خواهد شد). لذا موى سرش را تقصیر نکرد و از زمانى که احرام بسته بود تا سال بعد همچنان موى سرش باقى بود که به ناچار نیازمند تفریق گردید؛ ولى پس از انجام عمل حج و تراشیدن موى سر، آن‌حضرت، دیگر موى سرش را بلند نکرد، و نه قبل از وضع نامبرده، موى سرش را می‌گذاشت که آنقدر بلند شود که احتیاج به فرق گرفتن داشته باشد. [5]

فقها بنا بر برخی روایات که  از جمله آن روایتی است که بیان شد؛ حکم به استحباب بلند گذاشتن مو، خصوصاً از اول ذیقعده، برای کسی که نیت حج دارد، کرده‌اند. [6]
 
منابع:
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 485، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 129، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.
[3]. همان، ص 130.
[4]. فتح، 27: «حقّاً خدا رؤیاى پیامبر خود را تحقّق بخشید [که دیده بود:] شما بدون شک، به خواست خدا در حالى که سر تراشیده و موى [و ناخن‏] کوتاه کرده‌اید، با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهید آمد. خدا آنچه را که نمی‌دانستید دانست، و غیر از این، پیروزى نزدیکى [براى شما] قرار داد».
[5]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ‏2، ص 109 – 110، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق. با اندکی تفاوت در: الکافی، ج 6، ص 486.  
[6]. ر.ک: طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، العروة الوثقی، ج 2، ص 562، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1409ق.
http://www.mashreghnews.ir/
  • .......
انقلابهای رنگی بستری را برای دگرگونی در ساخت سیاسی جوامع فراهم میسازند و به تغییر وضع موجود منجر می شوند . از این رو ابزاری برایتحول بنیادین سیاسی محسوب میشوند،به طور کلی و در مقام تعریف باید اظهار داشت که انقلاب های رنگی به یک رشته از تحرکات مرتبط باهم اطلاق می شود که در جوامع پسا کمونیستی در اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی توسعه یافت .

اصطلاح انقلاب مخملی یا رنگی در سال­های بعد از فروپاشی شوروی، خصوصاً‌ در اوایل قرن بیست و یکم به یکی از کلید واژه­های تحولات سیاسی در عرصه جهانی تبدیل شد. فروپاشی نظام دو قطبی و تجزیه کشورهای چند ملیتی از قبیل اتحاد شوروی و یوگسلاوی زمینه را برای تغییراتی در ساختار سیاسی کشورهای به جا مانده از نظام­های اقتدار طلب پیشین فراهم کرد. با توجه به اینکه اکثر کشورهای تازه استقلال یافته میراث دار نظام کمونیستی سابق بودند، در اکثر موارد همان نخبگان سیاسی دوران کمونیسم به قدرت می­رسیدند. در این بین، مخالفان وضع موجود که نیروهای طرفدار غرب بودند با استفاده از نارضایتی مردم و ایجاد ارتباط با مراکز سیاسی و تحقیقاتی کشورهای غربی، خصوصاً‌ آمریکا اقدام به بسیج سیاسی مردم در جهت اهداف و برنامه­های سیاسی خود می­کردند و توانستند در تعدادی از کشورهای بازمانده از بلوک کمونیست به قدرت برسند.

 از جمله این کشورها می­توان به اوکراین، گرجستان، قرقیزستان و صربستان اشاره کرد که انقلاب­های رنگی در آنها اتفاق افتاد و نیروهای طرفدار غرب در آنها به قدرت رسیدند.

در سالهای اخیر تحت تاثیر تحولات مهمی که به ویژه در حوزه شوروی سابق به وقوع پیوسته استتعاریف و تعابیر جدیدی وارد ادبیات سیاسی مدرن شده است.

انقلاب مخملی یا رنگی از جمله مهمترین آنهاست به نحوی که بخش عمده ای از تحولات سیاسی سالهای اخیر در حوزه شوروی سابق و از جمله در آسیای مرکزی و قفقاز می بایست در چارچوب همین مفاهیم و و آثار و پیامدهای آن مورد توجه و بررسی قرار گیرد. در واقع تبیین دقیق مسایل این مناطق بدون توجه به تاثیر پدیده انقلابهای مخملی اساساً امکان پذیر نیست.

 انقلاب های رنگی بستری را برای دگرگونی در ساخت سیاسی جوامع فراهم میسازند و به تغییر وضع موجود منجر می شوند . از این رو ابزاری برایتحول بنیادین سیاسی محسوب میشوند.

نکته ای که موجبات توجه مضاعف به موضوع انقلاب های رنگی را فراهم ساخته است مربوط به تلاش یاست که برای تبدیل آن به الگوی تغییر سیاسی در کشورهای در حال گذار صورت می گیرد . در نظام بین الملل کشورهایی هستند که پس از چند دهه تجربه تحولات سیاسی خاص ، در حال تغییر و و رود به شرایط سیاسی جدیدی هستند. تحقق انقلابهای رنگی در این کشورها می تواند تحول سیاسی در این جوامع را در مسیری خاص که عمدتاً مبتنی و متکی بر ارزشهای  لیبرال و نظامهای دمکراسی غربی است هدایت کند.

 
انقلاب رنگی؛ تعریف و ویژگیها

در باب تعریف انقلابهای رنگی هنوز اجماع قاطعی میان تحلیلگران و صاحبنظران ایجاد نشده است.

اختلاف در ارائه تعریفی واحد از این پدیده هم ناشی از بدیع بودن پدیده انقلاب رنگی به عنوان سازوکاری برای تغییر در ساخت سیاسی است و هم متاثر از ترکیب پیچیدهای از شباهتها و عدم شباهت های آن با اشکال و تعاریف کلاسیک انقلاب است که درباره آن در سطور بعدی توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد.

تعاریف انقلاب رنگی

تعریف 1: تغییر در ساختارهای سیاسی کشورها از طریق تظاهرات مسالمت­آمیز که نوعی پیوستگی و همگونی در علل و شکل تحولات مذکور قابل مشاهده است.

تعریف 2: مقاومتی بدون خشونت در برابر یک حکومت اقتدارگرا که منجر به تغییر حکومت می­شود.

تعریف 3: حرکت­های مردمی که در آن بدون خشونت و خونریزی به یک حکومت خود کامه اعتراض می­کنند و هدف آن نشان دادن ارزش­های دموکراسی، آزادی و تغییر رژیم است. در این گونه انقلاب­ها مردم رنگی را بر می­گزینند و پوشش­های خود مانند کلاه و لباس و شال گردن و روسری را از آن رنگ به تن می­کنند یا نشانه­های کشورشان را با آن رنگ به صورت تابلوهای بزرگ در راهپیمایی­ها به دست می­گیرند.

تعریف 4: حرکتی که برای تغییر حکومت موجود با استفاده از عناصر داخلی­ای که روابط مشکوکی با آمریکا دارند و با حمایت سفارت آمریکا و آموزش دیدن توسط عوامل و بنیادهای آمریکایی که با سمبل قراردادن یک رنگ خاص صورت می­گیرد.

 اما به هر حال برخی تحلیلگران انقلاب های رنگی را نوعی دگرگونی بدون خشونت و خونریزی میدانند که در پی ایجاد تغییرات سیاسی در جامعه است خواه اینکه این تغییرات صرفاً محدود به حوزه نخبگان سیاسی حاکم باشد یا ساختار نظام سیاسی به طور عام را هدف گیرد.

که از مخالفان نظام سیاسی چکسلواکی بود در « واسلاو هاول » لازم به ذکر است که برای اولین بارسال 1989 واژه انقلاب مخملی را وارد ادبیات سیاسی کرد.

به طور کلی و در مقام تعریف باید اظهار داشت که انقلاب های رنگی به یک رشته از تحرکات مرتبط باهم اطلاق می شود که در جوامع پسا کمونیستی در اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی توسعه یافت .

برخی ناظران از آن به عنوان موجی انقلابی یاد می کنند. در واقع انقلاب رنگی به تغییر و تحولاتی اطلاق می شود که تاکنون در کشورهای باقیمانده از بلوک سابق شرق اتفاق افتاده و هیأت حاکمه این کشورها جای در دوره شش « انقلاب مخملی » خود را به حکومت های یکسره طرفدار غرب داده اند. این تحولات با وقوع هفته ای 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در چکسلواکی آن زمان آغاز می شود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیره ای در صربستان (دو مرحله 1997 و 2000 )، گرجستان ( 2003 )، اوکراین ( 2004 ) وقرقیزستان ( 2005 ) ادامه م ییابد.

پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق، کشورهای بلوک مذکور با خروج از سیطره کمونیسم این بار در دام اقتدارگرایی گرفتار شدند، چنین کشورهایی اولین هدف انقلاب های رنگی بودند، هدف اصلی این انقلاب ها در اصل مقابله با دو مانع بزرگ هژمونی آمریکا بر جهان یعنی چین و روسیه بود .

 

به اعتقادبرخی کارشناسان این تلا ش ها در غالب یک جنگ سرد غیر ایدئولوژیک همچنان در جریان است و هنوز نتیجه نهایی خود را آشکار نساخته است.

ویژگی های انقلابهای رنگی

تمامی دگرگونی های سیاسی که از آنها با نام انقلاب های رنگین یاد می شود، واجد ویژگی های پیوسته وهمگون در علل و شکل تحولات م یباشند، که ذیلاً به آنها اشاره می شود:

1. تمامی آ نها بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز و طی راهپیمایی خیابانی پیروز شدند.

2. تمامی این تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گرفتند.

3. نقش دانشجویان و نهادهای غیردولتی در بروز آنها پر رنگ بود.

4. دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی چون اقتدارگرایی، فقدان چرخش نخبگان، ناکارآمدی درحل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت عمومی حکومت وقت بود و جرقه انقلاب به دنبال بروز خطایی ازسوی حکومت، نظیر تقلب در انتخابات روشن شده بود.

5. تحرکات انقلابی به طور مستقیم یا غیر مستقیم مورد حمایت آمریکا و اروپای غربی بود.

تفاوت انقلابهای رنگی با انقلابهای کلاسیک

انقلاب پروسه ای است که طی آن قدرت با اعمال خشونت از یک گروه به گروه دیگر منتقل می شود وقدرت به طور کامل تغییر جایگاه پیدا می کند. در انقلاب های کلاسیک ساختار سیاسی و حاکمان به طورحتم و کامل تغییر می کنند و نهادهای جدید سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدید می آیند

. اعمال خشونت هزینه های تغییر را بالا می برد و باعث ایجاد هرج و مرج در جامعه، حتی به طور موقت می گردد. اما در سال1989 یک نوع تئوری جدید برای ایجاد تغییرات در نظام های استبدادی ارائه گردید که به انقلاب مخملی یاانقلاب زرد یا رنگی مشهور شد . انقلاب مخملین در دهه ی گذشته توانایی آن را داشت تا نظام های کمونیستی و سوسیالیستی را تغییر دهد.

در انقلاب های مخملی یا رنگی حرکت های مسالمت آمیز برای تغییرات سیاسی تکیه می گردد . انقلاب های مخملی بیشتر در هنگام روی می دهد و در واقع مقطع انتخابات از مقاطع اساسی برای بروز انقلاب رنگی است . به این « معنی که گروه های مخالف هیأت حاکمه در موقع انتخابات که فضای آزاد بیشتری به وجود می آید با همدیگرمتحد می شوند و با برپایی تجمعات مسالمت آمیز و اعتراضات گسترده با استفاده از قدرت رسانه ای داخلی وخارجی، به نحوه عملکرد گروه حاکم در برگزاری انتخابات اعتراض می کنند و در مواردی باعث انفعال طرفداران نظام حاکم می شوند. تداوم و گسترش اعتراضات بعضا تا مرحله برگزاری مجدد انتخابات به پیش میرود که در این مرحله تحت تاثیر شرایط سیاسی موجود معمولا گروههای اپوزیسیون موفق به پیروزی درانتخابات میشوند که در نتیجه آن حزب حاکم از قدرت برکنار می شود . بدین ترتیب بدون توسل به خشونت، نظام سیاسی به نفع گروه اپوزیسیون تغییر می یابد. این  فرایند همان انقلاب مخملی یا رنگی نامیده می شود.

در انقلاب های رنگی مخالفان نظام حاکم با تجمع در مقابل نهادهای حاکمیتی مثل پارلمان، کمیسیون انتخابات، پلیس و غیره اجازه تحرک و عکس العمل را از این نهادها می گیرند و مانع ورود نمایندگان پارلمان یا مسئولین پلیس به ساختمان می شوند و عملاً مشروعیت را از نهادهای حاکمیتی می گیرند.

 به عنوان مثال در کشورهای اوکراین و گرجستان مخالفان نظام کمونیستی چند شبانه روز در خیابان ها و میادین اصلی تجمع کردند و در قرقیزستان مخالفان مقابل پارلمان و نهاد ریاست جمهوری تجمع کرده و حاکمیت را واداربه تسلیم کردند.

وقوع انقلاب رنگی متاثر از نقش آفرینی مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی است. تبلیغات منفی وبزرگنمایی مشکلات داخلی از سوی نیروهای خارجی از جمله مهمترین این عوامل است.

 با این حال نظامهای سیاسی می بایست نسبت به رفع کمبودها و نارساییهای داخلی اهتمام خاصی داشته باشند تا زمینه برای بروز انقلاب رنگی فراهم نگردد. چرا که انقلاب مخملی در کشورهایی صورت می گیرد که فقر و بیکاری درجامعه حاکم باشد، هویت ملی کمرنگ شده باشد و اختلافات طبقاتی در آن زیاد باشد .

در چنین جوامعی احتمال بروز انقلاب مخملی زیاد است. عدم تأمین مطالبات مردم توسط حاکمیت و افزایش فاصله حاکمان بامردم امکان وقوع این قبیل انقلا بها را بیشتر فراهم می نماید.

به طور کلی ضعف دمکراسی، انحصارگرایی، فقر اقتصادی، بی هویتی ملی، فساد اداری و تبعیض از عوامل موثر در بروز انقلاب های مخملی هستند، زیرا رسانه های دیجیتالی داخلی و خارجی اطلاع رسانی کرده وباعث اتحاد جنبش های مردمی و دانشجویی می شوند.

یک تفاوت مهم دیگر انقلاب های مخملین با انقلاب های کلاسیک در این است که در انقلاب مخملین پس از وقوع انقلاب، تغییراتی در قوانین از طریق سازوکارهایی نظیر انتخابات یا رفراندوم صورت می گیرد .

همانطور که اشاره شد در اینگونه انقلابها سطح خشونت پایین است و معمولا حاکمان سابق قتل عام نمی شوند. به عنوان مثال: در آفریقای جنوبی پس از پیروزی مخالفان نظام دیکتاتوری، حتی یک نفر زندانی یا قتل عام نشد ولی در انقلاب های کلاسیک مثل رومانی پس از پیروزی انقلابیون، تسویه حساب ها وانتقا مجوییها شروع شد و افراد زیادی اعدام و قتل عام شدند.

برخی کارشناسان اعتقاد دارند که انقلابهای مخملی در معنای عام خود علاوه بر اروپایی شرقی و آسیای میانه در تمام نقاط دنیا با توجه به شرایط هر کشور اتفاق افتاده است.

انقلاب های رنگین و مخملین، جنگ سرد جدید و غیر ایدئولوژیکی بود که در راستای راهبرد جهانی امریکا برای پر کردن خلاء قدرت شوروی سابق در اروپای مرکزی و شرقی، آسیا مرکزی و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی امریکا عملیاتی گردید.

به طور کلی اهداف امریکا از ساماندهی انقلاب های رنگین در کشور های هدف را در چارچوب حوزه های زیر می توان  بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئو پلتیکی و ژئو استرا تژیکی

 - کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری ازتسلیحاتی شدن آن.

- حذف و یا مهار نظامهای چالشگر و موانع نظم هژمونیک امریکا.

- ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی.

- همسو نمودن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا.

- فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا.

انقلا بهای رنگین در حوزه شوروی سابق

الف) انقلاب گل رز گرجستان

با فروپاشی شوروی سابق و نفوذ آمریکا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی وسپر دفاعی هارتلند، توسعه نفوذ در حلقه دوم (آسیای مرکزی و قفقاز) سپر مذکور در دستور کار آمریکا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه خارج نزدیک روسیه در اولویت قرار گرفت.

بر این اساس ایالات متحده امریکا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و موسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی،گسترش ناتو به حیات خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند.

در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان ائتلاف برای گرجستان نو به رهبری ادوارد شوارد نادزه از یک سو و ائتلاف تروئیکای گرجستان شامل میخائیل ساکاشویلی، زوراب ژواینا (رئیس قبلی پارلمان گرجستان) و نینو یورجا نادزه (رئیس پارلمان) از سوی دیگر، با هم به رقابت پرداختند.

در کوران رقابت انتخاباتی، بنیاد سوروس که مسئولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان راعهده دار بود، از طریق انستیتو جامعه باز و با استفاده افکار سنجی، پیروزی ائتلاف تروئیکا را پیشاپیش اعلام نمود. اما پس از انتخابات، نتایج شمارش آراء، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دلالت می کرد .

 با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیکای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب درانتخابات کرد.

ائتلاف تروئیکای گرجستان که از طریق رسانه های امریکایی و اروپایی حمایت می شدند هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواندند جنبش کامارا توانست پانزده  هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید آنان چند روز در مقابل ساختمان های دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس وارتش گرجستان شاخه های گل رز اهداء می کردند.

در روز افتتاح پارلمان این کشور و در حالی که شواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساکاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند.

سرانجام با موافقت مقامات روسی، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پیروزی رسید.

 به طور کلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل می گردد:

-1 تزریق کمک های مالی امریکا و غرب به مخالفان حکومت گرجستان

-2 حمایت تبلیغاتی وسیع امریکا و غرب از ائتلاف تروئیکای گرجستان و جابجایی افکار عمومی

-3 متهم نمودن نظام حاکم در گرجستان به فساد مالی، سیاسی و ناکارآمدی

-4 افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی

-5 متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات

-6 از پیش برنده اعلام نمودن جریان های متمایل به امریکا و غرب

-7 درخواست باز شماری آراء و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان از طرف دولت

-8 فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی

-9 تصرف پارلمان و اماکن دولتی و به تعطیلی کشانیدن ادارات.


ب) انقلاب نارنجی اوکراین

اوکراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین کشور اروپایی است و در عرصه ژئوپلتیکی از موقعیتی منحصربه فرد برخوردار می باشد.

 این کشور دارای موقعیت کلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپایی شرقی،قفقاز و خاورمیانه است و نفوذ امریکا در این کشور، از یک سو حلقه محاصره روسیه را تنگتر می نمود و ازسوی دیگر دستیابی امریکا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهیل می کرد.

کاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوکراین تلاش مضاعفی را انجام داد به طوری که پس ازوقوع انقلاب نارنجی در این کشور، نیویورک تایمز فاش ساخت؛ بوش دست کم 65 میلیارد د لار برای این انقلاب سازماندهی شده خرج کرد.

در سال 2004 و در جریان انتخابات ریاست جمهوری اوکراین، هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی نتوانستند حد نصاب لازم را در مرحله اول کسب نمایند. یانوکویچ نخست وزیر وقت و هوادار روسیه در دور 39 درصد آرا را به دست آوردند؛ / 39 درصد و ویکتور یوشچنکو نامزد مورد حمایت امریکا و غرب 22 / اول در نتیجه انتخابات به دور دوم کشیده شد.

در مرحله دوم بنا بر اعلام غیر رسمی، یانوکویچ پیروز شد. اما این نتیجه از سوی یوشچنکو و طرفدارانش مورد قبول قرارنگرفت و آنان دولت یانوکویچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند.

با اعلام نتیجه انتخابات جنبش پارا که از مدت ها قبل با حمایت مالی و تبلیغاتی امریکا سازماندهی شده بود با حضور در خیابان های کیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند . متحصنین که تی شرت، بازو بند،کمربند و هد بند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچم های نارنجی حمل می کردند خواستار اعلام پیروزی

یوشچنکو از سوی کمیسیون انتخابات شدند. اما کمیسیون انتخابات پیروزی یانوکویچ را رسما اعلام نمود و بااصرار این کمیسیون پارلمان اوکراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید.

با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوکراین، تظاهرکنندگان مانع ورود یانوکویچ به دفتر نخست وزیری شدند و کشور در شرایطی جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی (طرفداران یانوکویچ ) و بخش غربی (به هواداری یوشچنکو) قرار گرفت.

 با فوق العاده شدن وضعیت کشور، پارلمان اوکراین در ر أی خودتجدید نظر کرد و اعلام نمود که در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیس جمهور کوچما درخواست کرد تا کمیسیون انتخابات را منحل کند.

با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنکو، شرایط به سود غرب گرایان و افراد مورد حمایت امریکا تغییر کرد

در نتیجه دادگاه عالی اوکراین سرانجام در 7 دسامبر نتیجه انتخابات را باطل و تاریخ 26 دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود.

انتخابات مجدد در تاریخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بین المللی برگزار گردید و یوشچنکو با52 درصد آرا را کسب نمود ورئیس جمهور این کشور شد. 


فرآیند انقلاب نارنجی در اوکراین

-1 تزریق کمک های مالی امریکا و غرب به مخالفان دولت اوکراین

-2 انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوکراین به خشونت، ترور مخالفان، فسادمالی، اداری و سیاسی

-3 القاء ناکارآمدی دولت

-4 تصویرسازی مطلوب از یوشچنکو و مخدوش نمودن چهره یانوکویچ توسط رسانه های امریکایی وغربی

-5 جابجایی افکار عمومی از طریق پخش شایعه مسموم کردن یوشنچکو توسط دولت یانوکویچ

 

-6 القاء تقلب در انتخابات توسط دولت

-7 مخالفت با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی

-8 انعکاس گسترده تحولات اوکراین توسط سی ان ان، بی بی سی و یورو نیوز و هدایت افکار عمومی در این کشور

-9 بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماکن دولتی.


ج) انقلاب لاله های قرقیزستان

قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمی باشد، اما به دلیل هم مرز بودن با چین و روسیه،دارای جایگاه و اهمیت استراتژیک است. حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان را بیش از پیش در کانون توجهات امریکا قرار داد. از این رو کاخ سفید درصدد جابجایی قدرت در این کشور و تثبیت موقعیت خود در قرقیزستان برآمد. در سال 2005 با رد صلاحیت نامزد های مخالف دولت در پارلمان جرقه های انقلابمخملی در این کشور زده شد.

پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف، یعنی کولوف وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی اف نماینده بر کنار شده پارلمان از اهالیجنوب با یکدیگر متحد گردیدند.

 با پیوستن خانم اتو نبایا نامزد رد صلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف، شرایط برای انقلاب مخملی  در این کشور فراهم گردید.

در چنین شرایطی اولین گام های انقلاب رنگی یا انقلاب گلی توسط جنبش مقاومت جوانان برداشته شد و در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت امریکا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش، فرودگاه و اماکن دولتی را به محاصره خود در آوردند.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذکور به سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماکن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشکک به تصرف خود آوردند و خواستار کناره گیری وی شدند.

با متواری شدن آقایف جابجایی قدرت در این کشور با حمایت و ساماندهی امریکاصورت پذیرفت.

عسگر آقایف پس از فرار از کشور، استفن یانگ سفیر امریکا در قرقیزستان را عامل اصلی این انقلاب معرفی کرد

وی اظهار داشت: یک هفته قبل از وقوع این حوادث در شبکه جهانی اینترنت، نقشه این انقلابمنتشر شده بود. این نقشه را استفن یانگ تدوین کرده است و این انقلاب دقیقا همانند نقشه صورت گرفت.

در وقوع انقلاب لاله ای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطاء کمک های مالی کاخ سفید به مخالفان دولت این کشور عامل تعیین کننده ای بود. نهایتا این کمکها زمینه لازم را برای پیشبرد اهداف انقلاب رنگی فراهم ساخت.

جمع بندی

انقلابهای رنگی به عنوان پدیدهای جدید در عالم سیاست محصول و معلول هر دو دسته از عوامل درونزا و برونزای محرک تغییر سیاسی در جوامع هستند.

علاوه بر وجود مشکلات و نارساییهای داخلی درزمینه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، طراحیهای سازمان یافته بازیگران خارجی برای بهره برداریاز این نارسایی ها بر ضد حکومت حاکم و اقداماتی نظیر تجهیز و تقویت اپوزیسیون نقش مهمی درشکل گیری و اجرای انقلاب های رنگی دارد

. نمونه های این انقلاب ها در حوزه اتحاد جماهیر شوروی سابق بهویژه در دو جمهوری گرجستان و اوکراین به طور خاص موید نقش تاثیرگذار بازیگران خارجی در طراحی واجرای پروژه انقلاب ای رنگی در این کشورهاست.

انگیزه هدایت این قبیل انقلابها عمدتا ریشه در انگیزه ها و اهداف ژئوپولیتیکی کشورهای غربی و بویژه امریکا دارد. قرار گرفتن مناطق مهم پیرامون روسیه در مدار نفوذ غرب نیاز به روی کار آوردن دولت هایی روس گریز و غربگرا را در این مناطق دو چندان میسازد.

 در شرایط عدم مشروعیت بین المللی اقدامات وتحرکاتی نظیر کودتا، مبادرت به انقلابهای رنگی میتواند راهکار مناسبی برای روی کار آوردن نیروهای غربگرا در کشورهای هدف باشد.

 بر همین اساس از چندی پیش از وقوع انقلاب ارتباطات گسترده ای باسران اپوزیسیون در این کشورها برقرار گردید و نهایتا با تخصیص سرمایه ها و منابع مورد نیاز برای هدایت افکار عمومی داخلی این پروژه در فرصتی کوتاه محقق گردید.

به رغم اینکه دولتهای روی کار آمده از انقلابهای رنگی در کشورهایی چون گرجستان و اوکراین نتوانستند در زمینه حل و فصل مشکلات و معضلات داخلی کشورهای خود کارنامه قابل قبولی ارائه دهند اما هر دو دولت نقش موثری در تقویت نفوذ غرب در منطقه ایفا کردند و از همین جهت به تحقق نسبی ملاحظات بازیگران غربی حامی انقلابهای رنگی کمک فراوانی کردند

. از همین رو برخی کارشناسان توسعه و تعمیم مدل انقلاب های رنگی به مناطق و کشورهای دیگر را از جمله راهبردهای اصلی بازیگران غربی میدانند.

مقابله با این پروژه در کشورهای هدف از مجاری گوناگون قابل پیگیری است. علاوه بر شناخت طرحها وتدابیر بازیگران غربی تلاش برای برطرف ساختن واقعی مشکلات و نارساییهای داخلی در حوزههای مختلف جهت جلوگیری از مانور حامیان غربی انقلابهای رنگی روی آنها از جمله تمهیدات موثر برای جلوگیری از

وقوع این قبیل انقلاب هاست.
http://paydarymelli.ir/
  • .......