مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

نام ونسب فاطمه کلابیه:
نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی (علیه السلام) با کنیه‏ "امُّ البنین" (مادر پسران) مشهورشد. پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بودند و دارای خوبیها و صفات خانوادگی مشترک بودند فاطمه دختری پاکدل وباتقوا بود .

فضایل اخلاقی، کمالات انسانی، نیروی ایمانی، ثبات و پایداری، شکیبایی و بردباری، بصیرت و دانایی، نطق و سخندانی او را به شایستگی ، بانوی بانوان کرده بود. حزام بن خالد بن ربیعة بن وحید بن کعب بن عامر بن کلاب [1]پدر ام البنین است او مردی شجاع و دلیر و راستگو بود که شجاعت از صفات ویژه اوست. وی از استوانه‏هاى شرافت در میان عرب به شمار مى‏رفت و در بخشش، مهمان‌نوازى، دلاورى و رادمردى و منطق قوی مشهور بود. مادر بزرگوار ام البنین، ثمامه (یا لیلی) دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب (از اجدادرسول خدا وامیرالمومنین )[2] است که در تربیت فرزندان کوشا بوده و تاریخ از وی چهره درخشانی را به تصویر کشیده است. بینش عمیق، دوستی با اهل بیت و دوستی با فرزندان در کنار وظیفه مهم مادری و چونان معلمی دلسوز آموختن باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران از جمله ویژگیهای خاص این بانو است. در بسیاری از کتب تاریخی نام یازده تن از مادران وی ذکر شده است که همگی از خانواده های شریف و اصیل عرب بوده اند و به واقع مصداق بارز شجره طیبه[3]می باشند شجره ای که اصل آن در زمین است و فرع آن در آسمانها و حاصل و نتیجه این درخت پاک همانا عباس بن علی و عثمان و ... بوده اند.خاندان این بانو از خاندان‌هاى ریشه‏ دار و جلیل‌القدر بود که به دلیرى و دستگیرى معروف بودند وهر یک در بزرگی و شرافت به گونه ای مشهور گشته اند و ما جهت اختصار به برخی از ویژگیهای آنان می پردازیم. مورخان در مورد شرافت نسب ام البنین می نویسند: «تاریخ پدران و داییهای ام البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.»[4]در مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس(علیه السلام) در کتب تاریخی مطالب زیادی هست، شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان «ام البنین» ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان ام البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند.

ام البنین(س) و تولدی نورانی:
در کتب تاریخی نوشته اند: حَزام بن خالد به همراه جمعی از «بنی کلاب» به سفر رفته بود. در یکی از شبها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود. سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید ـ از طرف بلندی ـ و هنگامی که به او می رسد سلام می کند و حزام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید: این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟ حزام  نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت: من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟ مرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است. حزام  گفت: آن چیز چیست؟ مرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حزام  گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی. و مرد پاسخ داد: آری. و حزام  در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی.
و مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم.وقتی حزام  از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت: اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد. و هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهیل، همسر باوفای او، که حامله بود وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد. حزام  پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت: «قد صدّقت الرؤیا» و از این بشارت شاد و مسرور شد.نام او را «فاطمه» نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که «ام البنین» بود. به هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیتها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد.
مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند:«ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدای حقوق  و همسرداری و غیره را به او یاد داد.»[5]
تاریخ تولد ام البنین:
در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام ‏البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ‏نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده‏ اند، ولی یاد آور شده ‏اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، در سال ۲۶ ق اتفاق افتاده است. برخی از تاریخ‏نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت (در حوالی کوفه) تخمین می‏زنند.
ویژگی های بارز خاندان ام البنین:
در خاندان و تبار پاک ام البنین چند ویژگی مهم وجود دارد که همگی در وجود عباس(علیه السلام) به ظهور رسید
الف: شجاعت و دلاوری که در کربلا زیباترین چهره خویش را نمایاند.
ب: ادب و متانت و عزت نفس که در زندگانی 34 ساله عباس بن علی به وضوح دیده می شود.
ج: هنر و ادبیات که ام البنین از «دایی » خویش لبید شاعر به ارث برده بود و فرزند عزیزش عباس(علیه السلام) از مادر ادیبه خود.
د: ایثارگری و احترام به حقوق دیگران که نمود آن در عشق به ولایت و امامت متجلی شد.
ه: وفا و پایبندی به تعهدات.
تصمیم گیری حضرت علی (علیه السلام) به ازدواج:
ده سال پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه(س)، بنابر وصیت خود حضرت فاطمه  وقتی علی(علیه السلام) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود.
عقیل یکی از کسانی بود که نظر وگفته اش در علم انساب حجت بود ودر مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) برای وی حصیری میگذاردند که برآن نماز میکرد وقبائل عرب برای شناخت وآگاهی از علم انساب به دورش جمع می شدند واودرپاسخ مراجعات ، بسیار سریع الانتقال بود.[6] از این روست که علی بن ابیطالب (علیه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب » معروف بود و ذهن و سینه اش گنجینه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرماید: «زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.» [7] عقیل، بانو ام‌البنین از خاندان بنى‌کلاب را که در شجاعت بى‏ مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. ودر پاسخ برادر گفت: «با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.» [8] عقیل همچنین از دیگر خصوصیات بارز خاندان بنی کلاب می گوید و امام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام‌البنین فرستاد.
مراسم خواستگاری از ام البنین:
حضرت علی (علیه السلام) پس از اینکه فاطمه کلابیه را تایید کرد وپسندید عقیل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد .حزام  که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند.  روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب.  حزام که هرگز پیش‌بینی چنین پیشنهادی را نمی‌کرد، حیرت‌زده ماند. با کمال صداقت و راستگویی گفت : بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل «شایسته امیرالمؤمنین یک زن بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان نیست. او با یک زن که فرهنگ بالاتری دارد باید ازدواج کند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند.«عقیل پس از شنیدن سخنان وی گفت:
امیرالمؤمنین از آنچه تو می گویی خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد. پدر ام البنین که نمی دانست چه بگوید از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت: «زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر می دانند.» [9]
وقتی پدر ام البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهای ام البنین را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته دیده بود برای مادر سخن می گوید... «مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم... در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت:
بشراکِ فاطمةُ بسادة الغُرَر                ثلاثة انجم و الزاهر القمر
ابوهم سید فی الخلق قاطبة          بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر
«فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست
بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است.«
پس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیای من چیست؟!» مادر به دخترک فهیمه و عاقله خود گفت: «دخترم رؤیای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جلیل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است. از او صاحب چهار فرزند می شوی که اولین آنها مثل ماه چهره اش درخشان است و سه تای دیگر چونان ستارگانند«پس از صحبتهای دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش علی(علیه السلام) سؤال کرد و گفت: آیا دخترمان را شایسته همسری امیرالمؤمنین(علیه السلام) می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر (دخترت را) اهل و لایق این خانه می دانی - که خادمه این خانه باشد - قبول کنیم و اگر اهلیت در او نمی بینی پس نه؟
همسر او که قلبی مالامال از عشق به امامت داشت گفت: «ای حزام ! به خدا سوگند من او را خوب تربیت کردم و از خدای متعال و قدیر خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس او را به علی بن ابیطالب، مولایم، تزویج کن.»[10]عقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت:
«او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.»[11]

تاریخ ازدواج ام البنین با حضرت علی :
علی(علیه السلام) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س)ازدواج نمود.سالی که ام البنین به همسری امام علی برگزیده شد به طور دقیق معلوم نیست ولی تاریخ نویسان با توجه به اختلاف نظر در سن حضرت عباس (علیه السلام) که در زمان شهادت 32 تا 39 ساله نوشته‌اند و میلاد آن حضرت را در سال 24 یا 26 هجری قید کرده‌اند. معتقدند ازدواج ام‌البنین به تحقیق قبل از سال 23 هجری واقع شده است.و برخی معتقدند از تاریخ ازدواج فاطمه، ام‌البنین تا زمان تولد حضرت عباس (علیه السلام) 10 سال فاصله شده و اگر این قول درست باشد، تاریخ این ازدواج فرخنده سال 13 یا 16 هجری بوده است.برخی از تاریخ نویسان نوشته‌اند ابوالفضل العباس (علیه السلام) در جنگ صفین حضور داشته و در آن زمان 15 تا 17 ساله بوده است.اگر این قول درست باشد چون پیکار اصلی صفین در ماه صفر سال 37 هجری اتفاق افتاده، بنابراین تولد آن حضرت در سال ازدواج علی (علیه السلام) با ام‌البنین صحیح به نظر نمی‌رسد و محتمل است سال 12 هجری این وصلت میمون به وقوع پیوسته است.
ورود ام البنین به خانه علی :
فاطمه کلابیه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که می خواست پابه خانه علی بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه (س) اجازه نفرمایند وارد خانه نمی شوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت می رساند روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه‏السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن‏که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم‏چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. وهمواره می گفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم [12]
 از فاطمه تا ام‏ البنین:
فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه‏السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آن‏ها تداعی نگردد و رنج بی‏مادری آن‏ها را آزار ندهد. حضرت علی (علیه السلام) در همسرش، خردى نیرومند، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.
ثمره ازدواج ام البنین با حضرت علی
ثمره ازدواج حضرت علی با او، چهار پسر رشید بود به نامهای: عبّاس، عبدالله، جعفر و عثمان، که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام‏البنین، یعنی مادر پسران می‏خواندند. فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه‏ فرزند حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ادامه یافت.
میلاد فرزند شجاعت:
نخستین فرزند پاک بانو ام‏البنین، علمدار کربلا ابوالفضل العباس(علیه السلام) بود ؛ برخى از محققان برآنند که حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) در روز چهارم ماه شعبان سال 26 هجرى دیده به جهان گشود.  هنگامى‌که مژده ولادت عباس به امیرالمؤمنین(علیه السلام) داده شد، به خانه شتافت او را در برگرفت، باران بوسه بر او فرو ریخت و مراسم شرعى تولد را درباره او اجرا کرد. در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند امیرالمؤمنین(علیه السلام) از پس پرده‏هاى غیب، جنگاورى و دلیرى فرزند را در عرصه‏هاى پیکار دریافته بود و مى ‏دانست که او یکى از قهرمانان اسلام خواهد بود، لذا او را عباس (دژم: شیر‌بیشه) نامید؛ زیرا در برابر کژی‌ها و باطل، ترش‌رو و پر آژنگ بود و در مقابل نیکى، خندان و چهره گشوده. روزی ام البنین وارد اتاق شد. علی(علیه السلام) را دید که عباس خردسال را روی پاهایش نشانده، آستین‌های کودک را بالا زده و بازوانش را می‌بوسد و به شدت می‌گرید. ام البنین حیران و نگران علت را پرسید. علی(علیه السلام) با اندوه پاسخ داد: به این دو دست نگاه می‌کردم و آنچه بر سرشان می‌آید، به یاد می‌آوردم. تعجب ام البنین به ترس تبدیل شد: مگر چه بر سر دستان پسرم خواهد آمد؟ و پاسخ شنید که از بازو قطع خواهند شد. پرسید: چرا یاعلى؟ و آنگاه شرح کربلا را شنید و اینکه دستان فرزندش در راه پسر ریحانه رسول، قطع خواهند شد. گریه امانش نمی‌داد، اما شکر خدا را می‌گفت که پسرش فدای سبط گرامی رسول(صلی الله علیه و آله) می‌شود. علی(علیه السلام) مادر عباس را به منزلتی که فرزندش نزد خدا داشت، بشارت داد و گفت که خداوند در عوض دو دست، دو بال به او می‌بخشد تا با ملائکه در بهشت پرواز کند. [13]
سفارش به دفاع از ولایت:
هنگامی که امام حسین علیه‏السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه‏السلام چنین سفارش می‏کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیه‏السلام و فرمان‏بردار او باشید» مورخان می نویسند: پس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام البنین را ملاقات می کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام البنین پس از دیدن وی که فرستاده امام سجاد علیه‏السلام بود می گوید:«ای بشیر! از امام حسین علیه‏السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام‏البنین فرمود: از حسین علیه‏السلام مرا خبر ده!» بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام‏ البنین پیوسته از امام حسین علیه‏السلام خبر می‏گرفت وبا صبر و بصیرتی بی نظیر می گوید:
«یا بشیر اخبرنی عن ابی عبدالله الحسین(ع). اولادی و من تحت الخضراء کلهم فداء لابی عبدالله الحسین»
ای بشیر خبر از [امام من]اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله(علیه السلام) باد. چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به آن حضرت داد، صیحه‏ای کشید و گفت: قد قَطّعتَ نیاطَ قلبی: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد. [14] اما فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپرخونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن رادید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.
مادر چهار شهید:
با شهادت چهار فرزند ام‏البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه‏ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه‏السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده‏ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست‏هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می‏توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»
 ام البنین، پاسدار خاطره عاشور:
از ویژگی‏های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه‏ خوانی و نوحه ‏سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل‏ های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه‏السلام ، عبیداللّه‏ که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده‏ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می‏رفت و نوحه می‏خواند  و شور و غوغایی بپا می کرد . مردم مدینه اطراف او گرد می آمدند و با او هم ناله می شدند. حتی مروان بن حکم حاکم وقت مدینه نیز در میان ایشان بود و گریه می کرد
امام باقر(سلام الله علیه)می فرماید: آن حضرت به بقیع می رفت و آن قدر جانسوز مرثیه می خواند که مروان با آن قساوت قلب گریه می کرد.
ولایت، کیمیایی بی همتا:
عالم رجالی، مامقانی در کتاب خود، تنقیح المقال، ولایت فاطمه کلابیه را این چنین به تصویر می کشد:
فَاِنّ علَقَتها بالحسین(علیه السلام) لیس اِلاّ لاِمامته. «همانا علاقه ام البنین به حسین بن علی(ع)به خاطر امامت حضرت است.» [15]
در جای دیگر «مامقانی» می نویسد: «اینکه او به شرط سلامت حسین(ع)، مرگ چهار فرزند خویش را بر خود آسان می گرفت نشان درجه عالی ایمان او است. من او را از نیکان به حساب می آورم.» [16]
برکرانه وفا:
یکی از نتیجه های عاطفه و محبت، حس وفاداری به عزیزان است. و در زندگی ام البنین این وفاداری در سخنان او پس از شهادت مولای متقیان علی(علیه السلام) مشهود است.  وفاداری ام البنین به همسر بزرگوار خویش به حدی است که پس از شهادت حضرت علی(علیه السلام) با آنکه جوان بود اما به احترام آن حضرت و برای حفظ حرمت او، تا پایان عمر ازدواج نکرده و همسر دیگری را اختیار نمی کند. با آن که مدّتی نسبتاً طولانی (بیش از بیست سال) پس از آن حضرت زنده بود.  آنگاه که «امامه» یکی از همسران آن حضرت(علیه السلام) توسط «مغیرة بن نوفل»که یکی از مشاهیر عرب است خواستگاری می شود با ام البنین در مورد ازدواج مشورت می کند، او در جواب می گوید: «سزاوار نیست پس از علی، ما در خانه دیگری باشیم و با مرد دیگر پیمان همسری بندیم.» [17]
این سخن ام البنین نه تنها در اَمامه که در لیلی تمیمیه و اسماء بنت عمیس نیز اثر گذاشت و تا پایان عمر هر چهار همسر علی بن ابیطالب(علیه السلام) ازدواج مجدد نکردند...
در آینه هنر:
از دیگر صفات والای ام البنین فصاحت و بلاغت اوست که نمود آن در اشعار زیبا و جاودانه وی متجلی است.از جمله اشعار جاودانه وی که مورد تجلیل و تحسین بزرگان ادب قرار گرفته است شعر جانسوز وی پس از شهادت پسرش که پدر فضایل بود می باشد:
لا تدعونی ویک ام البنین       تـذکـریـنـی بـلـیوث العرین
کانت بنون لی ادعی بهم        و الیوم اصبحتُ و لا من بنین
اربعة مثل نسور الرّبی              قد واصلوا الموت بقطع الوتین
 «مرا ام البنین نخوانید که به یاد شیران دلاور می افکنیدم.  مرا فرزندانی بود که به نام آنها خوانده می شدم ولی امروز فرزندی ندارم.  چهار فرزند داشتم همچون بازهای شکاری و همگی به شهادت رسیدند.«
مورخان می نویسند: ام البنین آنچنان جانسوز برای شهادت فرزندان و بویژه برای امام حسین(علیه السلام) نوحه و گریه می کرد که حتی دشمن اهل بیت، مروان بن حکم، نیز از شنیدن مراثی وی گریه می کرد. از دیگر اشعار وی در مورد عباس، تندیس بزرگ شجاعت، است که می گوید:
یا من رَاَی العباس کرّ علی جماهیر النقد         و وراه من ابـنـاء حیدر کل لیث ذی لبد
نبئّت اَنّ ابنی اصیب براسه مقطوع ید           ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنا منه احد [18]
 «ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله می کرد و فرزندان حیدر پشت سر او بودند.  می گویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فروده آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمی شد»[19]
علم و دانایی ام البنین 
زندگانی ام البنین همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است و این ویژگی والا در جای جای کتب تاریخی ذکر شده است و ما را با عظمت این بانوی عالمه و فاضله آشنا می سازد. علاقه ام البنین به اهل بیت(علیهم السلام) و بصیرت دینی او به امامت به قدری بود که درباره او می نویسند«برای عظمت و معرفت و بصیرت ام البنین کافی است که او هر گاه بر امیرالمؤمنین وارد می شد و حسنین مریض بودند با ملاطفت و مهربانی با آنها صحبت می کرد و از صمیم قلب با آنها برخورد می کرد چونان مادری مهربان و دلسوز»[20] علمِ سرشارِ وی در کلام او و فرزند بزرگوارش عباس نمایان است. او از محدثات شیعه است و فرزندان خود را با علم و دانایی تربیت کرد. اگرچه آنان فرزندان «باب علم نبی» بودند اما از دانش مادری هم بی بهره نبودند چنانکه حضرت علی(علیه السلام) در مورد عباس می فرماید:
اِنّ ولدی العباس زُقّ العلمَ زقّاً. «همانا فرزندم عباس در کودکی علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر که از مادرش آب و غذا می گیرد از من معارف را فرا گرفت»[21]
عروج عرشی و غروب مادر مهتاب:
او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ‏نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته‏ اند، به طوری که عده‏ای آن را سال 70 هجری قمری بیان کرده‏ اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری قمری دانسته ‏اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است.[22]  او در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا، امام حسن(علیه السلام)، و فاطمه بنت اسد و دیگر چهره های درخشان شریعت محمدی(صلی الله علیه و آله) به خاک سپرده شد.[23] اگر چه جسم او در خاک است اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وی نام او را به بلندای آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوی فاضله انسانهایی تربیت شده اند که در تاریخ ماندگار خواهد بود.
ام‏ البنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی
آیت الله العظمی حاج سید محمد حسینی شیرازی می‌فرمود: شخصی در عالم مکاشفه، حضرت ابالفضل العباس را دید و عرض کرد: آقا جان! حاجتی دارم و نمی‌دانم برای روا شدن آن به چه کسی متوسل شوم؟ قمر بنی‌هاشم فرموده بود: به مادرم ام البنین... [24]
از مرحوم آیت الله العظمى آقاى حاج سید محمود حسینى شاهرودى (متوفى 17 شعبان 1394 هجرى قمرى ) نقل است که فرموده بود: من در مشکلات ، صد مرتبه صلوات براى مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، ام البنین علیه السلام ، مى فرستم و حاجت مى گیرم.[25]
به تجربه رسیده است که نذر براى ام البنین و اطعام مستمندان به نام حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، براى بر آورده شدن حاجات موثر است.[26]
سخن بزرگان در بیان فضایل ام‏البنین علیهاالسلام
عالم جلیل‏ القدر، زین‏الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام‏البنین علیهاالسلام می‏گوید: «ام‏البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن‏ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می‏گذاشتد»
علی محمد علی دُخَیل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می‏نویسد«عظمت این زن (ام البنین) در آن‏جا آشکار می‏شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می‏دهند، به آن توجه نمی‏کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه‏السلام می‏پرسد؛ گویی امام حسین علیه‏السلام فرزندِ اوست نه آنان»[27]
مقرم مى گوید ام البنین علیها السلام از بانوان با فضیلت به شمار مى رفت . وى حق اهل بیت را خوب مى شناخت و در محبت و دوستى با آنان خالص بود و متقابلا خود در میان آنان جایگاه بلند و مقام ارجمندى داشت .[28]
کتابشناسی ام البنین
تمامی کتابهایی که درمورد حضرت ابوالفضل عباس است را می توان جزء کتابهایی نام برد که زندگینامه ام البنین (س) در آن وارد شده که ما از معرفی آنها خودداری می کنیم واما کتابهای دیگر:
1.اعلام النساء المؤمنات، محمد حسون - ام علی مشکور تهران، انتشارات اسوه، ۱۴۱۱ق

2. اعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام، عمر رضا کحاله، دمشق ۱۳۷۹ق

3. اعیان الشیعه، سید محسن امین، تحقیق حسن امین، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۳ق ، جلد ۶، ۷

4. ام البنین، محمد علی سالکی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۸۲

5. شروع مرثیه عاشورا ، ذبیح ا... صاحبکار، نگاه حوزه، ش ۷۸- ۷۷، فروردین ۱۳۸۱

6. ادب الطف او شعر الحسین، جواد شبر، بیروت، دارالمرتضی، ۱۴۰۹ق

7.مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نویسنده: شهید مطهری

8. ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین

9. ام البنین (س) زیباترین الگوی نامادری!،یکتایی، محمدرضا،ناشرفارابی

10.ام البنین (س)، مادر مهتاب پدیدآورنده ناحیدطیبی

11ام البنین نمادى از خودگذشتگى،محمدرضاعبدالامیرانصاری

12.بحار الانوارعلامه مجلسی ج 45

13.ام البنین سیده نساء العرب،سیدمهدی سویج

14.مادر فرزندان زهرا(س) ،ابوالفضل هادی منش

15.ام البنین شمع یتیمان علی (ع)،محمد آخوند،انتشارات یاس زهرا

16.ام البنین (علیها سلام) ،سلمان هادی طعمه ،ناشردارالبقیع

17.ام البنین بانوی ایثار،فرزانه یاورزاده

18.ام البنین شیرزن ولایت مدار ،علی اکبرخدایی

19.ام البنین مادری بربلندای معرفت

20.ام البنین اسوه مادران وهمسران شهید ،فاطمه اسلامی

فهرست منابع:
[1]. قمر بنی هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص 9.

[2].همان، ص 10. مقاتل الطالبین ص 22 وبطل العلقمی 1/92.

[3]. قرآن کریم، سوره ابراهیم / 24.

[4]. عبدالرزاق المقرم، قمر بنی هاشم، ص10.

[5]. محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(ع)، ص28.

[6]. نکت الهمیال ص 200 وکتاب سردار کربلا یا ترجمه العباس از سید عبدالرزاق موسوی المقرم ص 34.

[7]. قمر بنی هاشم، مقرم، ص 15.

[8]. عمدة الطالب وسرالسلسلة وسردارکربلا ص 34.

[9]. محمدعلی الناصری، مولد عباس بن علی(ع)، ص36.

[10]. مولد عباس بن علی(ع)، محمد علی الناصری، صص 38 -36.

[11]. همان، ص39.

[12]. زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) ص 21 وکتاب چهره درخشان قمربنی هاشم ص 59.

[13]. باقر شریف‌قرشى، زندگانی حضرت ابوالفضل‌العباس.

[14]. ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3، ص294 ،تنقیح المقال، ج 3، ص 70 و منتهی الامال، حاج شیخ عباس قمی، ص 226.

[15]. مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70.

[16].مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص70.

[17]. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج42، ص93.

[18]. احمد بهشتی، قهرمان علقمه، ص40، به نقل از انیس الشیعه.

[19]ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، ج 3، ص 294 و تنقیح المقال، ج 3، ص 70.

[20]ذبیح اللّه محلاتی، ریاحین الشریعه، ج3 ص16.

[21 احمد لقمانی، سپهسالار عشق، ص23.

[22]. محدثات شیعه، دکتر شهلا غروی نایینی، ص 53.

[23].عبدالحسین مؤمنی، زندگانی قمر بنی هاشم باب الحوائج، ص137.

[24].ستاره درخشان مدینه حضرت ام البنین(س) ، ص ۱۴۲.

[25]. چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1 ص 464.

[26].چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام ، ج 1، ص 464.

[27]العباس علیه السلام ، ص 18.

[28].العباس علیه السلام ، ص 72.
برگرفته از سایت :yas135.com
  • .......

  • .......

ؤال: حکم وام گرفتن از بانکها چیست ؟ 
پاسخ: اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: وام بانکى که بایستى با بهره پرداخت شود چه حکمى دارد ؟
پاسخ: گرفتن وام با بهره حرام است و فرقى بین وام بانکى و غیر بانکى نیست، بله در خصوص بانک های حکومتی یا مشترک، اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: لطفاً در مورد وام هاى مسکن و مسأله سود آنها نظرتان را بفرمائید ؟ 
پاسخ: اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: اگر انسان به قصد و نیت گرفتن سود از بابت پولى که در بانک میگذارد و با توجه به اینکه همه شرایط را هم خود بانک تعیین مى کند و از همان اول نرخ سود و مدت را تعیین مى کند اما انسان با رضایت این کار را انجام دهد و شرایط را قبول کند آیا جایز است از این سود استفاده کند یا حکم ربا دارد؟
پاسخ: اگر بانک دولتى یا مشترک بین مردم و دولت باشد، در صورتی که پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد واحتمال عمل به آن در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل سائر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد.


سؤال: در مورد خورد کردن چک به طور کامل توضیح بفرمایید که در چه صورتی جایز و در چه صورتی جایز نیست ؟
پاسخ: اگر چک در مقابل یک بدهکاری واقع می شود اشکال ندارد در غیر این صورت جایز نیست .
 

سؤال: حکم گرفتن وام از بانکهای خصوصی چیست؟ 
پاسخ: بدون شرط زیادی اشکال ندارد. 
 

سؤال: سپرده گذاری در بانک مسکن به صورتی که ماهیانه مبلغی سود به صورت علی الحساب پرداخت شود و در انتهای سال مبلغی دیگر که مقدار آن مشخص نشده باشد چه حکمی دارد ؟
پاسخ: اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: آیا با توجه به بهره های بسیار بالا بانکها برای ساختن منزل مسکونی آیا خودروهایی که شرکت های خودرو سازی بصورت نقدی – اقصاطی میدهند و بهره 24 درصدی هم میگیرند ما مجاز به خریدن هستیم یا خیر در مجموع میتوانیم از سیستم بانکی کشور که بهره های بالایی از مردم میگیرند استفاده کنیم یا خیر و اگر حکم ربا دارد بفرمایید؟ 
پاسخ: اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: آیا پولی راکه در بانک می گذارندو ماهیانه مقداری پول به عنوان پول سود در یافت می کند حلال است ؟
پاسخ: در صورتی که پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد واحتمال عمل به آن در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل سائر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد.


سؤال: آیا از پولی که به حساب سپرده کوتاه مدت گذاشته می شود و سود به آن تعلق می گیرد ؟ میتواند به زیارت خانه خدا رفت ؟ 
پاسخ: در صورتی که پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد واحتمال عمل به آن در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل سائر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد.


سؤال: آیا سودبانکی در صورتی که شخص به قصد سود برای پول در بانک بگذارد یا به این قصد نباشد در هر دو صورت حکمش چیست ؟
پاسخ: در صورتی که پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد واحتمال عمل به آن در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل سائر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد.


سؤال: سود بانک که پول ما برای مدت طولانی(5سال )در اختیار بانک باشد اشکال دارد ؟
پاسخ: اگر سپرده گذاربر اساس معاملاتی که بر حسب موازین فقهی صحیح باشد و احتمال عمل به آن معاملات در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل ساثر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد .


سؤال: آیا کارمزد حواله جات بانکی مصداق ربا می باشد ؟ 
پاسخ: خیر بلکه جعل است .


سؤال: آیا پولی که در بانکها یا تعاونیها میگذاریم بهره ان حرام است یا حلال؟
پاسخ: اگر سپرده گذاربر اساس معاملاتی که بر حسب موازین فقهی صحیح باشد و احتمال عمل به آن معاملات در حق بانکها داده شود اشکال ندارد و تصرف در کل ارباح حاصله مجاز است مثل ساثر معاملات مشروعی که با اموال دولتی صورت می گیرد .


سؤال: سپرده گذاری با سود در نزد بانک بخصوص برای باز نشستگان چه حکمی دارد؟
پاسخ: جایز نیست ولی میتوانید هنگام سپرده گذاری شرط سود نکنید وبعد از دریافت سود برای اصلاح آن به حاکم شرعی رجوع کنید.
 

سؤال: چنانچه از بانک وام قالی بافی دریافت ولی وجه ان در محل دیگری مصرف شود چه حکمی دارد؟
پاسخ: اگر پرداخت مبلغ بر اساس معامله ای باشد که به حسب موازین فقهی صحیح باشد باید به مقتضای آن ملتزم شد و الا ماذون در تصرف در مال نمی باشید. و اگر بر اساس معامله ای نباشد می توانید مبلغ را به عنوان مجهول المالک بردارید و آن را از سوی معظم له قرض حساب کنید.


سؤال: بانک ها مبلغی را بعنوان مضاربه در اختیار افراد قرار میدهند و پس از مدت معینی مبلغ پرداختی را بعلاوه مبلغی ( معین شده از قبل) پس میگیرند ایا استفاده از این مبلغ برای ما صحیح است؟
پاسخ: مضاربه این است که کسی پول در اختیار دیگری قرار میدهد که با ان خرید و فروش کند و سود را طبق قرار داد و تعیین سهم هر کدام مثلا نصف یا ثلث تقسیم کنند اگر بانک چنین معامله ای انجام دهد اشکال ندارد و مأذون در صرف پول در مورد دیگر نیستید.


سؤال: شخصی در قرعه کشی حسابهای قرض الحسنه بانک برنده کمک هزینه سفر عمره شده است ایا دریافت این پول حلال است؟ ایا باید حتما برای سفر حج خرج شود؟
پاسخ: بعد از صدقه دادن نصف ان به فقیر متدین میتواند نصف دیگر انرا در سفر عمره یا غیر ان خرج کنید.


سؤال: با توجه به این که مضاربه از عقود جایز است آیا می توان به وسیله شرط ضمن عقد برای مضاربه ، مدت زمان تعیین نمود؟ 
پاسخ: ممکن است زمانی تعیین شود وشرط شود که تا آن زمان هیچکدام فسخ نکنند ولی این امر فقط حکم تکلیفی به حرمت فسخ را در پی دارد واگر فسخ کنند فسخ می شود ولی می توانند شرط کنند که هر کدام اگر فسخ کردند فلان مقدار پول به دیگری بپردازد.


سؤال: آیا می توان به طریقی کلیه هزینه های مضاربه یا بخشی از آن را به عهده عامل قرار داد؟ 
پاسخ: اشکال ندارد.


سؤال: آیا می توان عامل را عهده دار تامین خسارت نمود؟ 
پاسخ: مالک می تواند شرط کند که اگر خسارت شد یا سرمایه تلف شد عامل به مقدار آن از مال خود جبران کند واین صیغه با صیغه ضمان خسارت فرق می کند.


سؤال:  آیا بانک مجاز است عامل را مکلف به پرداخت سود مشخص نماید ویا اینکه به اوبگوید حداقل ازاین مقدار نباید کمتر باشد؟ 
پاسخ: مالک که در این فرض بانک است می تواند شرط کند که اگر سود به این مقدار نرسید عامل باید تا سقف این مقدار از مال خود بپردازد.


سؤال:  آیا بانک مجاز است در صورتی که مضاربه سود نداشته به اندازه ای که برای سود قبلا مشخص شده بود از وثایقی که قبلا عامل در اختیار بانک در قرار داده بود برداشت کند؟
پاسخ: مالک می تواند شرط کند که اگر سود نداشت حق داشته باشد به مقدار مال یاد شده از اموال اوبردارد


سؤال:  تصرف در جایزه ای که از حساب قرض الحسنه بانکها برده میشود چگونه است؟
پاسخ: بعد از اینکه نصف جایزه را به فقیر متدین صدقه دادید از نصف دیگر آن می توانید استفاده کنید.


سؤال:  آیا سود اوراق مشارکت حرام می با شد؟ 
پاسخ: مشارکت مذکور وجه شرعی ندارد .


سؤال: اجاره مشروط بقرض قرض ربوى است یا خیر ؟
پاسخ: اجاره بشرط قرض بنا بر احتیاط واجب جایز نیست .


سؤال:  آیا دادن منزل به رهن بدون اجاره صحیح است یا خیر ؟
پاسخ: صحیح نیست و این در واقع قرض گرفتن و دادن سود است که همان استفاده از منزل باشد ، و مى شود بجاى آن بیع به شرط نمود.


سؤال:  گرفتن اجاره و رهن براى منازل آیا شرعا جایز است ؟ 
پاسخ: اجاره و رهن که مرسوم است که به معناى اجاره و قرض است جایز نیست حتى اگر به نحو اجاره به شرط قرض باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت جایز نیست .


سؤال:  در مورد پس انداز در بانک به خاطر جبران ارزش پول در مقابل اخذ سود نظر آیةالله سیستانى چیست ؟ وآیا اگر صرف اخذ سود، پولى را در بانک گذاشتیم اخذ سود آن جایز است یا خیر ؟
پاسخ: چنانچه طبق معامله شرعیه مثل مضاربه با رعایت شرائط آن باشد گرفتن سود جایز است و در غیر این صورت شرط سود نکنید و هر چه به شما دادند نصف آن را به فقیر متدین صدقه داده ونصف دیگر را تملک کنید.


سؤال: درصورت پرداخت وام قرض الحسنه به صورتى که مقدارى از سپرده شخص تا اتمام اقساط نزد صندوق جهت استفاده دیگر اعضا باقى بماند از نظر شرعى چه حکمى دارد همچنین کارمزدى که بابت این امر در یافت مى گردد؟ از نظر شرعى چه حکمى دارد؟
پاسخ: سپردن به شرط قرض گرفتن و قرض دادن به شرط سپردن و همچنین گرفتن کارمزد ربا و حرام است.


سؤال: خواهشمند است در رابطه با سود سپرده بانکها (کوتاه مدت - بلند مدت ) اعلام نظر بفرمائید؟
پاسخ: اگر بر اساس عقود شرعى باشد حلال است.


سؤال:  اینکه مى گویند از بانک کافر مى شود ربا گرفت پس مراد از بانک کافر چه بانکى است اگر چنانچه مراد از آن بانکى باشد که تمام مشترکین آن کافر باشند که در هیچ جا چنین چیزى وجود ندارد .
پاسخ: یعنى مالک و سهامداران بانک غیر مسلمان باشند.


سؤال: شخصى را مى شناسم که از مردم پول بصورت ربا دریافت مى کرده و سود انرا به طرف حسابهایش پرداخت مینموده است . متاسفانه این شخص که مرد مسلمانى هم هست به واسطه این کار مبلغ سنگینى ورشکست شده است و بقول خودش زندگیم به خاک سیاه نشسته است . پس از توبه و گذشت مدت زمانى به دوستان و خیرین رو آورد و از آنها بصورت قرض الحسنه دریافت مى کند تا با این پولها مبلغى از بدهیهایش را پرداخت کند (به هر ربا خوارى حدودا یک سوم پرداخت مى کند). سوال من اینست که با توجه به رقم بالاى بدهى این فرد و رقم پایین قرض الحسنه اى که دریافت مى کند حکم این کار و برخورد این آقا با رباخواران چگونه است ؟
پاسخ: با فرض اضطرار گناهى بر او نیست .


سؤال:  چون گرفتار نزول می باشم و طبق نص قرآن کریم اعلام جنگ با خدا نموده ام آیا نماز و روزه اینجانب صحیح می باشد و اگر صحیح است قول خداوند نسبت به اعلام جنگ چه مفهومى دارد.
پاسخ: اگر نماز و روزه واجد شرائط معتبر باشد صحیح است و منافاتى با اعلام جنگ از سوى خدا ندارد و نتیجه این است که اگر توبه کنید قضاى این اعمال لازم نیست و البته همین جنگ با کسى است که نزول بخورد نه آنکه می دهد.


سؤال:  کارمند بانکى یا مؤسسه اى، بخشى از کار روزانه اش مربوط به امور قرض ربوى یا فعل حرام دیگر است. اصل عمل و اخذ اجرت در برابر آن چه حکمى دارد؟
پاسخ: کار مربوط به معاملات ربوى حرام و اجرت در مقابل آن نیز حرام است و مالک نمى شود.


سؤال: آیا معاوضه 10 کیلو برنج درجه 3 با قیمت 100 تومان با 1کیلو برنج درجه یک با قیمت 1000 تومان حکم ربا دارد ؟
پاسخ: ربا است .


سؤال:  آیا بیمه نمودن ماشین به صورت اقساطی در ازای دادن پول بیشتر امری ربوی محسوب میشود؟
پاسخ: ربا نیست و اشکال ندارد.


سؤال:  اگر شخصی بخواهد وسیله ای را به صورت اقساط بخرد آیا سودی که فروشنده در هر ماه از خریدار می گیرد حالت نزول دارد یا خیر؟
پاسخ: اگراقساط آن گرانتر فروخته شود حالت نزول ندارد وحلال است.


سؤال: اینجانب مبلغى پول به عنوان قرض الحسنه به شخصى داده ام و مقرر شده او با این پول کار کرده و 30 درصد از سود حاصله را به من بدهد. به علت سختى حساب براى ایشان مقرر شد ایشان على الحساب ماهانه 30 هزار تومان به من بدهند و سر سال دو طرف در ما بقى سود مصالحه و صرف نظر کنند آیا این عمل ربا نیست؟
پاسخ: ربا است.


سؤال:  آیا اسکناس مثلی است و یا قیمی در فرضی که اسکناس مثلی باشد، آیا کاهش قیمت مثل به ضمان بدهکار می‌آید؟
پاسخ: مثلی است.


سؤال: در مورد افزایش قیمت مثل، مطلب چطور است؟
پاسخ: مادامی که اعتبار دارد کاهش قیمت بر آن متصور نیست، زیرا خودش معیار است.


سؤال: در فرضی که اسکناس مثلی باشد و کاهش قیمت مثل ضمان‌آور نباشد، آیا باید به خصوصیات مثلی، مخصوصا ً قدرت خرید توجه شود؟
پاسخ : مادامی که اعتبار دارد کاهش قیمت بر آن متصور نیست، زیرا خودش معیار است.


سؤال:  در صورتی که خصوصیات معتبر باشد و اسکناس از جهت قدرت خرید با کاهش قیمت روبرو شود، ادای آن موجب تحصیل برائت ذمه بدهکار نمی‌شود و باید به میزان توان خرید اسکناس در ذمه پرداخت نماید یا مصالحه شود؟
پاسخ: قدرت خرید دخالت ندارد و ضمان به همان مقدار است که غصب یا اتلاف شده است.

 www.refah-bank.iwww.refah-bank.i
  • .......


خبرگزاری تسنیم: روی کار آمدن انقلاب اسلامی ایران در دههٔ ۵۰ توسط مردم مسلمان و انقلابی به رهبری امام خمینی (ره) توانست کاخ بزرگ‌ترین پایگاه استعمارطلبی و چپاول گری جریان استکبار به سرکردگی آمریکا را در منطقه فروبریزد.

به گزارش گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، این فروریختن نه از سر تحریک احساسی مردم نسبت به جریان استکباری و غرب بوده است بلکه بر اساس یک محاسبات عقلی و دلایل منطقی صورت پذیرفت. دلایلی همچون سابقهٔ خباثت آمریکا و انگلیس در حمایت از عمال پهلوی و روی کار آوردن پهلوی اول و دوم، خاطرهٔ تلخ شهریور 1320، کودتای 28 مرداد، تقویت دستگاه اطلاعاتی – امنیتی رژیم منحوس پهلوی جهت کشتار مردم و مظلومان و… را می‌توان در بخشی از آن دانست. در این نوشتار بر آن هستیم تا ضمن تشریح دو گفتمان متقابل امریکا و ایران اسلامی به ماهیت برقرار ارتباط فی‌مابین آن دو بپردازیم.
 رفتارشناسی دژخیمانه و نقض آشکار تمامی تعهدات و معاهده‌های رسمی و بین‌المللی و حتی رفتارهای اخلاقی از سوی روسای جمهور آمریکا و کشتار مردم مظلوم سراسر جهان به هر بهانه‌ای (اولین و تنها استفاده‌کننده بمب هسته‌ای، کشتار مردم ویتنام، کشتار مردم عراق، کشتار مردم افغانستان، کشتار مردم فلسطین، کشتار مردم آفریقا به‌وسیلهٔ بیوتروریسم و…) گواه آن ادعای ماست. اما چرایی این‌همه دژخیمی و نیز ثابت بودن سیاست‌های استکباریِ این کشور از زمان شکل‌گیری تابه‌حال فقط بر شخصیت روسای جمهور آن استوار نبوده است، بلکه بر اساس گفتمان مشترک این مسئولین و نظام حاکم بر آن بوده است.
 در حقیقت گفتمان مشترک آنان گفتمان لیبرال سرمایه‌داری و قرار گرفتن منفعت دنیا بر تمامی منفعت‌های اخلاقی، اجتماعی و… است. بر همین اساس وجود گفتمان رقیب و مخالف و معارض همچون گفتمان انقلاب اسلامی که حیات خود را در نفی و نابودی گفتمان لیبرال سرمایه‌داری و بلعکس می‌داند، نمی‌تواند در برابر آن گفتمان حضور مستقیم داشته باشد. کنش‌های موجود میان جمهوری اسلامی ایران از ساعت اولیهٔ انقلاب تا امروز را می‌توان در ترازوی تاریخ قرارداد.رفتار سنجی‌ای که آمریکایی‌ها با هر بهانهٔ خودساخته به مخالفت و معاندت با جمهوری اسلامی ایران پرداخته و تفکر مردم انقلابی و نظام اسلامی را نفی کردند. حمایت از خاندان پهلوی، عدم تحویل سرمایهٔ چند صد میلیارد دلاریِ خاندان پهلوی پس از انقلاب، حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب، حمایت آشکار از گروهک‌های تروریستی، حضور و حمایت رسمی در جنگ علیه ایران توسط صدام، مقابله با جمهوری اسلامی ایران درصحنه‌های بین‌المللی، هدف قرار دادن هواپیمای بدون ‌سرنشین، مقابله با نظام فکری و انقلابی جمهوری اسلامی در منطقه با حمایت از تفکر سلفی- عبری، مقابله با نظام اقتصادی و… کار را به‌جایی رساند که مردم قهرمان و همیشه درصحنهٔ جمهوری اسلامی ایران فهمیدند که هرروز باید شاهد بهانه‌های مختلف این رژیم در مقابله با خود باشند.
 بهانه‌هایی که امروزه بارنگ انرژی هسته‌ای گرفتن و تهدید دانستن ایران هسته‌ای برای غرب موج جدیدی از تحریم‌های ظالمانه را شروع نمودند. موجی که بهانهٔ آن قدرتمندی هسته‌ای ایران و توهم ساخت بمب هسته‌ای در جهان بود. ولی کیست که نداند تنها استفاده‌کنندهٔ این بمب نه علیه نظامیان حتی، بلکه علیه بی‌گناهان و مردم مظلوم یک شهر، رژیم ددمنش آمریکا و نظام گفتمانی لیبرال سرمایه‌داری او بوده است. حال وجود ده‌ها گزارش از سازمان انرژی اتمی مبنی بر عدم تخلف جمهوری اسلامی ایران از برنامه‌های صلح‌آمیز و نیز اقرار مسئولین کشورهای غربی گواه این مدعاست. اما این عدم پذیرش حق و لجاجت سران آمریکایی و به‌تبع و دنباله‌روی آن نظام‌های غربی بالأخص انگلیس خبیث در دو بخش می‌تواند مورداشاره قرار گیرد و ارزیابی گردد:
1-      گفتمان لیبرال سرمایه‌داری
وجود این گفتمان و قدرتمندی این تفکر حکومت آمریکا را قبضه نموده است. گفتمانی که حتی با جنبش‌های فرهنگی 99 درصدی وال‌استریت خشم و انزجار مردم آمریکا را نیز برانگیخت. از عمده مشخصات این گفتمان چپاول گری و نداشتن پایبندی به هیچ پیمان و تعهد میان خود و دیگران است. این گفتمان کار را به‌جایی رساند که حتی حمایت از رژیم کوک کش و قاتل مردم بی‌گناه و مظلوم فلسطین به‌عنوان یک عمق راهبردی پذیرفت و مخالفت با آن را به‌هیچ‌وجه برنمی‌تابند. وجود چنین تفکر استعماری و استکباری قرون‌وسطی که رنگ نوین فناوری به خود گرفته، انسان را به یاد دولت‌های قرن‌های 13 و 14 میلادی اروپا می‌اندازد که توحش،  دست زدن به هر اقدام فجیع و شنیعی به‌عنوان یک ارزش تلقی می‌گردد. بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب ارتباط با آمریکا را یک تعارض بزرگ دانسته و به مذاکره با آنان به‌هیچ‌وجه امیدوار نیستند. این اندیشه دقیقاً بر اساس مقایسهٔ دو نظام فکری – رفتاری حاکم در برابر هم و تحلیل آن دو است که بیان می‌کند وجود هر یک نافی و نیز ضد دیگری است. در همین راستا رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «امروز منطق لیبرال دموکراسی – این منطق و نظام فکری که امروز کشورهای غربی بر اساس آن دارند هدایت و اداره می‌شوند – از کمترین ارزش اخلاقی برخوردار نیست. هیچ ارزش اخلاقی در آن وجود ندارد، احساس انسانیت در آن وجود ندارد؛ درواقع دارند خودشان را رسوا می‌کنند، دارند خودشان را در مقابل نگاه قضاوت گرِ امروز ملت‌های دنیا و فردای تاریخ، رسوا می‌کنند. ما این را به‌عنوان یک تجربهٔ مهم باید برای خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم.»(1)
2-      استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی
شعار استقلال، آزادی جمهوری اسلامی، شعاری ملی و از سوی همه اقشار کشور در راستای گفتمان انقلاب اسلامی و برداشتی از نظام محاسبات عقلانی بوده است. می‌توان گفت این شعار ماحصل بخشی از گفتمان انقلاب اسلامی برای مقابله با سلطه‌پذیری، مظلوم واقع‌شدن و چپاول از سوی شرق و غرب است. اما مخالفت آمریکا با آزاد بودن کشورها و مستقل بودن از این کشور قدرت‌طلب است؛ کشوری با خوی قدرت‌طلبی مبتنی بر زر و زورِ نظام لیبرالی؛ کشوری که هیچ قیدی به‌جز پول و زور را درک و فهم نمی‌نماید و در برابر هر آزادی و استقلال حقیقی، منافع خود را تضعیف‌شده و درخطر می‌بیند. کشوری که در صورت استقلال هر دولتی در جهان، آن را به معنای نفی ماهیت اصلی خود که بر پایهٔ چپاول گری استوار است می‌داند. در همین راستاست که رهبر اندیشمند انقلاب به مذاکرات با چنین نظامی خوش‌بین نبوده و آن را امیدوارکننده نمی‌داند.
 اما آنچه مهم است و باید آن را به‌عنوان نتیجه‌گیری دانست، وجود دو گفتمان متضاد در دو طرف عالم است؛ که وجود هر یک نافی و متضاد و معارض دیگری است. هیچ‌گاه نمی‌توانند در برابر هم به آرامش برسند زیرا دو مفهوم ضد و ماهیت معارض نمی‌توانند بدون نفی و از بین بردن دیگری در کنار او به همزیستی بپردازد. مخصوصاً که نظام اسلامی بر اساس محاسبات عقلانی و نظام لیبرال سرمایه‌داری بر اساس قدرت‌طلبی، چپاول و سلطه گری و برده‌داری نوین شکل‌گرفته است. حکومتی که مذاکرات را بهانهٔ برای کاهش فشار علیه جمهوری اسلامی ایران عنوان می‌نماید؛ بدون توجه به این ادعای خود به‌طور رسمی تحریم‌های متعددی را علیه نظام مقدس اسلامی تصویب در چند وقت اخیر تصویب نموده است. افزایش بی‌رویه تحریم‌ها در چند ماه اخیر بالأخص بعد از توافق ژنو، ادعای دست نزدن به ساختار تحریم‌ها بعد از توافق اصلی از سوی وزیر امور خارجه آمریکا، صدور قطعنامه‌های غیرانسانی اتحادیه اروپا علیه مردم و قوانین شرعی اسلام و… بخشی از اقدامات خصمانهٔ دولت استکبار در چند ماه اخیر بوده است. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب می‌فرماید: «آمریکایی‌ها نه‌تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم‌ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما درواقع جدید است و مذاکره درزمینهٔ تحریم هم، فایده‌ای نداشته است». (2)
 لذا شناخت ماهیت مذاکرات ادعای برد – برد بسیار مهم است. روشی که به معنای  پیروزی حق و رسیدن به دستاوردهای او همراه با سلطه‌پذیری، قبول چپاول، مخالفت با استقلال و آزادی و نیز همکاری در جنایت‌های فکری و رفتاری کشور متخاصم است! رفتاری که سرانجام به تحریک شدن شیطان بزرگ به اغواگری و نیز افزایش تحریم‌ها منجر شد و آنان را به این فکر انداخت که «ایران ترسان به مذاکرات گام برداشته و این ترس حتماً از فشارهای اقتصادی – سیاسی ما است» و این‌چنین «مذاکرات، تحریم‌ها را افزایش داد» و به‌زعم دشمنان برای نابودی و فلج کردن انقلاب اسلامی گام‌های اساسی برداشته شد.
 جملات فوق بخشی از بیانات مسئولین سیاسی – اقتصادی آمریکا بوده  که در جملات رهبر معظم انقلاب آشکارا به آن اشاره‌شده و آن را کلیدواژه مسئولین آمریکا در مذاکرات دانسته‌اند و تأکید فرمودند: «مسئولین دستگاه دیپلماسی بایستی منطق جمهوری اسلامی را به کرسی بنشانند.» که گویای «نترسیدن از هیبت و تشر قدرت‌های بزرگ ازجمله آمریکا» باشد.
 حال نکتهٔ بسیار مهمی که باید به آن توجه داشت عدم ارتباط با آن‌چنان گفتمان و کشوری است. آمریکا و ژاندارم او در منطقه (رژیم صهیونیستی کودک کش و دژخیم) بر اساس چنین گفتمانی شکل‌گرفته و هر اقدامی را در دایره این گفتمان تحلیل می‌نماید. تحلیلی که برای رسیدن به اهداف خود با اغواگری و استفاده از ابزارهای تفکر شیطانی به دنبال نابودی محاسبات عقلانی و انقلابی کشور است.
 نکته‌ای که باید مسئولین، اندیشمندان و دیپلمات‌های ارتش منظم کشور در وزارت خارجه به آن توجه کافی داشته باشند و بدانند وجود تحریم‌ها هیچ ارتباطی با برنامه‌های هسته‌ای ندارد و هدف این کشور نابودی نظام اسلامی است. به‌طوری‌که مستقیماً و علناً رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال نابودی تمامی دستاوردهای هسته‌ای کشور است و اذعان می‌دارد: «در صورت توانایی تمامی پیچ و مهره‌های برنامه‌های هسته‌ای را نابود خواهم ساخت».
 اما سؤالی که باید ایده پردازان مذاکرات برد – برد به آن پاسخ دهند چه نوع بردی در برابر چه کسی؟ برد نظام لیبرال سرمایه‌داری چگونه بدون سلطه ناپذیری و قرار نگرفتن در محور چپاول صورت می‌پذیرد؟ چه زیبا پیر جماران و بنیان‌گذار انقلاب اسلامی فرمودند:
 «نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطان‌ها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کاربر ما، در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‌کند. و چه بچه شیطان‌هایی که در ایران هستند و چه شیطان‌هایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است… اینکه همان‌طور که آن شیطان بزرگ از قرآن و اسلام می‌ترسید، حالا این‌ها هم از این نهضت ـ که نهضت اسلامی است ـ می‌ترسند. و دنبال همان شیطان بزرگ، مشغول شیطنت هستند و تضعیف می‌کنند روحیهٔ ملت ما را. باید ملت ما، جوان‌های برومند ما باکمال قدرت پیش بروند و از این توطئه‌ها اصلاً نترسند. این‌ها قابل آدم نیستند که انسان آزشان بترسد.»(3)
 این بیان کاملاً اشاره به خوداتکایی، عدم توجه به‌نظام لیبرال سرمایه‌داری و نفی ایدئولوژی آن در هر سطح و گفتاری است که می‌توان از آن درس گرفت همان‌طور که ارتباط با شیطان و  برنده دانستن آن در زندگی یعنی غفلت و دوری از تفکر و اندیشهٔ الهی، پیروزی آمریکا و تصور برد برای او نیز یعنی پیروزی شیطان و اغواگران بر انسان‌ها و حقانیت؛ که باید از این‌چنین تفکری به خدا پناه برد.

  • .......