مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است


به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اشراق۲۴،قرآن کریم عیناً واژه ای به نام حجاب را برای پوشش متعارف ندارد، افزود: واژه حجاب در قرآن به معنی پرده آمده که منظور همان چادر خانم ها بوده است.

اگر در گام اول پوشش و عفاف، خانم ها و مردان مؤمن چشم هایشان را کنترل کنند قطعاً راه برای اجرا کردن دیگر احکام پوشش و حجاب باز می شود.

 حجاب در کشور ما برای جهانیان کاملاً شناخته شده است و کسانی که در این حوزه فعالیت‌های ناشایستی انجام می‌دهند باید بدانند ما برای همین مسئله حجاب بود که هشت سال جنگیدیم.

اگر قرار بود که بی‌حجابی و بی‌حیای در جامعه همه‌گیر شود اصلا انقلابی صورت نمی‌گرفت و حجاب یکی از مهمترین دستاوردها و پیشبردهای انقلاب است و هرگز اجازه نمی‌دهیم که به چنین موضوعی خدشه وارد شوداما دشمن با تغییر ذائقه مردم سعی بر این دارد که بی حجابی را در کشور گسترش دهد اما هنوز این مردم انقلابی و متعصب را نشناخته است.

 جوانان ما باید مراقب دسیسه‌های دشمن باشند و نسل‌های جوان ما نمی‌دانند که چرا دشمن اینقدر روی حجاب هزینه می‌کند و چرا به این اندازه این موضوع برایش مهم است، زیرا هر ضربه‌ای که تا به حال به دشمن وارد شده است از همین حجاب اسلامی است.

 نماینده مردم تهران در مجلس نهم تصریح کرد: این موضوع آنقدر برای دشمن حیاتی است که صدها شبکه فارسی زبان را راه اندازی کرده تا فقط بتواند روی جوانان ما تاثیر گذار باشد و اعتقاد و سبک زندگی اسلامی را از آنان بگیرد.
سند افتخار ما زنان ایرانی حجابمان است و این یک افتخار است که بانوان ما با حجاب کامل در همه صحنه‌ها حضور دارند و این یعنی همان دلیل ترس دشمن.

جوانان ما باید مراقب باشند فریب ظواهر خوش رنگ و لعاب دشمن را نخورند که پشت این رنگ بازی‌ها دنیایی از سیاهی و بدبختی در انتظار آنها است و امیدوارم فراموش نکنیم چقدر پای این امنیت و اقتدار خون داده‌ایم و با یک لبخند و رنگ‌های فریبنده در پازل دشمن نقش بازی نکنیم.

اگر همچنان به روند سریع تهاجم غرب غلیه امنیت اخلاقی جامعه واکنش جدی نشان داده نشود بعید نیست که در آینده بدحجابی و پوشش های محرک به کشف حجاب منتهی شود ؛پس همه باید وظیفه شرعی وقانونی خود را در این خصوص به خوبی انجام دهیم و منتظر نباشیم فقط یک دستگاه یا چند دستگاه خاص متولی مقابله با این ناهنجارهای روبه رشد باشند و گر نه تا چن سال آینده معلوم نیست خانومها با چه پوششی در سطح شهر حضور یابند .

www.dana.i

  • .......
مراد از حشر حیوانات در آیه: «و اذا اَلْوُحُوشُ حُشِرَتْ» چیست؟ آیا حیوانات نیز حشر و سؤال و جواب دارند؟

پاسخ اجمالی

حشر در لغت و اصطلاح:

حشر در لغت به معناى جمع کردن و در اصطلاح، به معناى جمع آورى نمودن خلایق در قیامت توسط خداوند متعال،- جهت محاسبه و سؤال و جواب از آنان- است.

رستاخیز حیوانات:

در این مسئله به طور کلى دو نظر مطرح گردیده است. 1. آن که رستاخیز براى حیوانات نیست و حشر هر حیوانى مرگ آن است؛ زیرا که حیوانات مکلّف نیستند. در حالى که حساب و سؤال و جواب مخصوص مکلّفان است. 2. در مقابل، عده‏اى قایل اند براى حیوانات نیز همانند انسان‏ها رستاخیز است و در قیامت محشور مى‏شوند، چون همه‏ى حیوانات صاحب شعورند و نسبت به درک و شعورشان مورد بازخواست قرار مى‏گیرند.

شعور و علم حیوانات:

علاوه بر آیات و روایات زیادى که دلالت بر شعور و علم حیوانات مى‏کنند، تجارب و علم روز انسانى نیز مؤید این ادعاست. از جمله‏ى آیات مى‏توان به داستان فرار کردن مورچگان از برابر لشگر سلیمان و داستان آمدن هُدهُد به منطقه‏ى "سبا در یمن" و آوردن خبرهاى هیجان ‏انگیز براى سلیمان و شرکت پرندگان در مانور حضرت سلیمان و... که دلالت بر شعورى بالاتر از غریزه براى حیوانات دارد. همچنین روایاتى که براى بعضى حیوانات، مقاماتى را بیان مى‏کنند، دلالت بر شعور و درک حیوانات دارد و گرنه اعطاى مقام و منزلت، معنا و مفهومى نخواهد داشت. مانند روایتى از امام سجاد (ع) که فرمود: «شترى که هفت سال در صحراى عرفه باشد، از حیوانات بهشتى است». از حیث تجربى و علمى مشاهده مى‏کنیم که عموم حیوانات به سود و زیان خود آگاهند، و دوست و دشمن خویش را مى‏شناسند و از خطر مى‏گریزند و به منافع خود رو مى‏آوردند و یا تعلیم پذیرى و مستعد بودن براى انجام مأموریت‏هاى گوناگون، همه حکایت از شعور و درکى بالاتر از غریزه بر حیوانات مى‏کند. بنابراین، همان گونه که درک و شعور، ملاک حشر و بازگشت انسان به سوى خداست، ملاک حشر و بازگشت حیوانات هم مى‏باشد. قایلین به حشر حیوانات به آیه ی شریفه‏ى «وإذا الوُحوشُ حُشِرَتْ» تمسک کرده‏اند و گفته‏اند: مراد از آن، جمع شدن حیوانات در روز قیامت است. این قول تقویت مى‏گردد به آیه ی شریفه‏اى که مى‏گوید: «هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند، مگر این که آنها هم اُمَّت هایى چون شمایند. ما در این کتاب، هیچ چیز را فروگذار نکردیم، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند». این آیه حیوانات را به انسان تشبیه مى‏کند ، «اُمَمٌ أمْثالُکُمْ»، و با توجه به ادامه ی آیه: «ثمَّ الى ربهم یُحشَرون» که دلالت دارد بر این که آنها (حیوانات) بسان انسان‏ها مى‏میرند و پس از مرگ، دگر باره برانگیخته مى‏شوند و به سوى پروردگارشان محشور خواهند شد. این معنا مورد تأیید روایات اسلامى نیز قرار گرفته است. از جمله در روایتى از طرق اهل تسنن از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که در تفسیر این آیه فرمود: «خداوند تمام این جنبندگان را در روز قیامت بر مى‏انگیزاند و قصاص بعضى را از بعضى مى‏گیرد، حتى قصاص حیوانى که شاخ نداشته و دیگرى بى جهت به او شاخ زده است از او خواهد گرفت».

پاسخ تفصیلی

معناى لغوى و اصطلاحى:

حشر در لغت به معناى جمع کردن[1] است و در آیه‏ى «ذلک حشرٌ علینا یسیرٌ»،[2] آن، جمع کردنى است که بر ما آسان است. به همان معنا به کار رفته است. و در اصطلاح شرع، عبارت است از: جمع آورى خداوند خلایق را در قیامت، جهت محاسبه و سؤال و جواب. «از خدا بترسید و بدانید که (روزگارى) به حضور او گرد مى‏آیید».[3] و وُحُوش جمع "وحش" به معناى حیوانات وحشى در مقابل اهلى است.[4] و حیواناتى که با انسان اُنس ندارند وحشى خوانده مى‏شوند.[5]

رستاخیز حیوانات:

این موضوع از مسائل اختلافى متکلمان و مفسران است. بعضى معتقدند که چون حساب و سؤال و جواب، خاص مکلّفان است و چون حیوانات مکلّف نیستند، پس رستاخیزى براى حیوانات نیست. و حشر هر حیوانى، مرگ آن است. غیر از جن و انس که به قیامت موکول مى‏گردد. و در مقابل، اکثر دانشمندان قایل اند که همه‏ى حیوانات داراى شعورند و در قیامت محشور مى‏شوند و به نسبت درک و شعورشان مورد بازخواست قرار مى‏گیرند.

شعور و علم حیوانات:

آیات و روایات زیادى وجود دارد که دلالت بر شعور و علم حیوانات مى‏کند. ضمن آن که تجارب و علم روز انسانى نیز مؤید همین ادعاست. از میان آیات قرآن کریم مى‏توان به داستان فرار کردن مورچگان از برابر لشگر سلیمان،[6]داستان آمدن هدهد به منطقه "سبا در یمن" و آوردن خبرهاى هیجان ‏انگیز براى سلیمان،[7] شرکت پرندگان در مانور حضرت سلیمان[8] و حرف زدن پرندگان با یکدیگر و افتخار سلیمان به این که خداوند زبان پرندگان را به او آموخته است.[9] اشاره کرد که همگى دلالت بر شعورى بالاتر از غریزه براى حیوانات دارند،. یا این که قرآن مى‏گوید: «همه‏ى موجودات، تسبیح گوى خدایند ولى شما نمى‏فهمید».[10] از نظر علامه طباطبائى، این آیه بهترین دلیل است بر این که منظور از تسبیح موجودات، تسبیح ناشى از علم، و به زبان قال است، چون اگر مُراد زبان حال موجودات و دلالت آنها بر وجود صانع بود، دیگر معنا نداشت بفرماید: شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید.[11]در برخى روایات، براى بعضى حیوانات مقاماتى بیان شده، مثل شترى که سه بار به مکه رفته باشد، اهل بهشت است.[12] و یا امام سجّاد (ع) فرمود: «شترى که هفت سال در صحراى عرفه باشد، از حیوانات بهشتى است».[13] این گونه روایات نیز دلالت بر شعور و درک حیوانات دارد و گرنه اعطاى مقام و منزلت براى آنان معنا و مفهومى نخواهد داشت و از حیث تجربى و علمى مشاهده مى‏کنیم که عموم حیوانات به سود و زیان خود آگاهند، و دوست و دشمن خویش را مى‏شناسند، و از خطر مى‏گریزند و به منافع خود روى مى‏آورند و یا تعلیم‏پذیر و مستعد براى انجام مأموریت‏هاى گوناگون اند.

حشر حیوانات و شباهتش با حشر انسان:

از آیات و روایات به روشنى استفاده مى‏شود که حیوانات نیز همانند انسان چون داراى درک و شعوراند، اگرچه در مرتبه‏ى پایین‏تر و به اندازه‏ى خود، پس به همین ملاک که ملاک حشر و بازگشت انسان به سوى خداست، آنها نیز داراى حشر و بازگشتشان به سوى خداست. از جمله آیاتى که مورد تمسک واقع شده، همین آیه‏ى شریفه ی «و اذا الوحوش حُشِرت»[14] است که گفته‏اند: مُراد از آن، جمع شدن حیوانات در روز قیامت است. اگرچه بعضى گفته‏اند: این آیه، راجع به مقدمات قیامت و ابتداى فناى عالم است،[15] ولى بسیارى از مفسران با توجه به آیه‏ى شریفه‏اى که مى‏گوید: «هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند، مگر این که آنها هم اُمّت هایى چون شمایند. ما در این کتاب، هیچ چیز را فروگذار نکردیم، سپس همگى به سوى پروردگارشان محشور مى‏گردند».[16]، قول حشر حیوانات در قیامت را تقویت مى‏کنند. گرچه در همین آیه در مورد تشبیه حیوانات به انسان، (أُممٌ أمثالُکمُ)، برخى بر این باورند که منظور این است که آنان (حیوانات) بسان شما آفریده‏ى خداى یکتا هستند و هر کدامشان نشان و دلیل بر قدرت و عظمت و علم و حکمت آفریدگار خویش‏اند.[17] به باور برخى دیگر، منظور این است که آنها نیز بسان شما انسان‏ها در موضوع تغذیه، پوشش، خواب و بیدارى و راهیابى به چگونه زیستن، نیازمند تدبیرگرى فرزانه‏اند تا خطوط زندگى شایسته و بایسته را براى آنان ترسیم نماید.[18] عدّه‏ى بسیارى با توجه به ادامه‏ى آیه، «ثم الى ربهم یُحشرون»، مى‏گویند: منظور این است که آنها (حیوانات) بسان شما مى‏میرند و پس از مرگ دگر باره برانگیخته مى‏شوند و به سوى پروردگارشان محشور خواهند شد.[19] همین معنا مورد تأیید روایات اسلامى نیز قرار گرفته است. از جمله از ابوذر نقل شده که مى‏گوید: "ما خدمت پیامبر اکرم (ص) بودیم که در پیش روى ما دو بز به یکدیگر شاخ زدند، پیغمبر (ص) فرمود: مى‏دانید چرا اینها به یکدیگر شاخ زدند؟ حاضران عرض کردند: نه، پیامبر (ص) فرمود: "ولى خدا مى‏داند چرا، و به زودى در میان آنها داورى خواهد کرد".[20] و در روایتى از طرق اهل تسنن از پیامبر (ص) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: "خداوند تمام این جنبندگان را روز قیامت بر مى‏انگیزاند و قصاص بعضى را از بعضى مى‏گیرد، حتى قصاص حیوانى که شاخ نداشته و دیگرى بى جهت به او شاخ زده است از او خواهد گرفت.[21] و[22]

 

 

[1] قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 145.

[2] ق، 44.

[3] بقره، 203.

[4] قاموس قرآن، ج 7، ص 189.

[5] مفردات راغب، ماده‏ى وحش.

[6] نحل، 18.

[7] نحل، 21.

[8] نحل، 17.

[9] نحل، 16.

[10] اسرى، 44.

[11] علامه طباطبایى، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه، موسوى همدانى، 2 جلدى، ج 17، ص 609، بنیاد علمى و فکرى طباطبائى، 1363.

[12] العروسى الحویزى، تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 715، حدیث 68، مؤسسه ی مطبوعاتى اسماعیلیان، چ 1373 هش،.

[13] همان، حدیث 70.

[14] تکویر، 5.

[15] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 173 و 174.

[16] انعام، 38.

[17] طبرسى، تفسیر مجمع البیان، دارالمعرفة، چاپ دوم، 1408 هق، ج 3 و 4، ص 461.

[18] همان.

[19] همان.

[20] همان؛ تفسیر نورالثقلین، همان، ج 1، ص 715، حدیث 69.

[21] محمد رشید رضا، تفسیر المنار، همان، ج 7، ص 326.

[22]  برای آگاهی بیشتر به بحارالانوار، ج 7، ص 353 تا 377 مراجعه شود

.http://www.islamquest.net/

  • .......


روزه گرفتن یعنی این که انسان براى انجام فرمان خداوند عالم، از اذان صبح تا مغرب از انجام چیزهایى که روزه را باطل مى‌کند و شرح آنها بعدا گفته می‌شود، خوددارى نماید.
نیت جاهایى که قضا و کفاره واجب است
برخی مبطلات روزه کفاره روزه
خوردن و آشامیدن جاهایى که فقط قضاى روزه واجب است
دروغ بستن به خدا و پیغمبر احکام روزه قضا
رساندن غبار غلیظ به حلق احکام روزه مسافر
فرو بردن سر در آب کسانى که روزه بر آنها واجب نیست
باقى ماندن بر جنابت و حیض تا اذان صبح راه ثابت شدن اول ماه
اماله کردن روزه‌هاى حرام و مکروه
قى کردن روزه‌هاى مستحب
احکام چیزهایى که روزه را باطل می‌کند مواردى که مستحب است انسان از کارهایى که روزه را باطل می‌کند خوددارى نماید
آنچه براى روزه‌دار مکروه است    
نیت: بازگشت به بالا
لازم نیست انسان نیت روزه را از قلب خود بگذراند یا مثلا بگوید روزه می‌گیرم بلکه همین‌قدر که براى انجام فرمان خداوند عالم از اذان صبح تا مغرب، کارى که روزه را باطل می‌کند انجام ندهد، کافى است و براى آن که یقین کند تمام این مدت را روزه بوده، باید مقدارى پیش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام کارى که روزه را باطل می‌کند خوددارى نماید.
انسان می‌تواند در هر شب از ماه رمضان برای روزه‌ی فرداى آن نیت کند اما بهتر است که شب اول ماه نیت روزه‌ی همه ماه را بنماید.
از اول شب ماه رمضان تا اذان صبح، هر وقت نیت روزه فردا را بکند اشکال ندارد.
وقت نیت روزه مستحبى از اول شب است تا موقعى که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد، یعنی اگر تا آن موقع کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد و نیت روزه مستحبى کند، روزه او صحیح است.
کسى که پیش از اذان صبح بدون نیت روزه خوابیده است، اگر پیش از ظهر بیدار شود و نیت کند، روزه او صحیح است چه روزه او واجب باشد چه مستحب، و اگر بعد از ظهر بیدار شود، نمی‌تواند نیت روزه واجب نماید.
اگر بخواهد غیر روزه رمضان، روزه دیگرى بگیرد باید آن را معین نماید، مثلا نیت کند که روزه قضا یا روزه نذر می‌گیرم، ولى در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزه ماه رمضان می‌گیرم، بلکه اگر نداند ماه رمضان است، یا فراموش نماید و روزه دیگرى را نیت کند، روزه ماه رمضان حساب می‌شود.
اگر بداند ماه رمضان است و عمدا نیت روزه غیر رمضان کند، نه روزه رمضان حساب می‌شود و نه روزه‌اى که قصد کرده است.
اگر مثلا به نیّت روز اول ماه، روزه بگیرد، بعد بفهمد روز دوم یا سوم بوده، روزه او صحیح است.
اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بی‌هوش شود و در بین روز به هوش آید، بنابر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام نماید و اگر تمام نکرد،قضاى آن را بجا آورد.
اگر پیش از اذان صبح نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود، روزه‌اش صحیح است.
اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و پیش از ظهر متوجه شود، چنانچه کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد، باید نیت کند و روزه او صحیح است و اگر کارى که روزه را باطل می‌کند انجام داده باشد، یا بعدازظهر متوجه شود که ماه رمضان است، روزه او باطل می‏باشد ولى باید تا مغرب کارى که روزه را باطل می‌کند انجام ندهد و بعد از ماه رمضان هم روزه آن روز را قضا نماید.
اگر بچه پیش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود، باید روزه بگیرد، واگر بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او واجب نیست.
کسى که روزه قضا یا روزه واجب دیگرى برعهده‌ی خویش دارد، نمی‌تواند روزه مستحبى بگیرد و چنانچه فراموش کند و روزه مستحب بگیرد، در صورتى که پیش از ظهر یادش بیاید، روزه مستحبى او به هم می‌خورد و می‌تواند نیت خود را به روزه واجب برگرداند و اگر بعد از ظهر متوجه شود، روزه او باطل است و اگر بعد از مغرب یادش بیاید روزه‏اش صحیح است، اگر چه بی‌اشکال نیست.
اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگرى بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده باشد که روز معینى را روزه بگیرد، چنانچه عمدا تا اذان صبح نیت نکند روزه‏اش باطل است و اگر نداند که روزه آن روز بر او واجب است یا فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید، چنانچه کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد، روزه او صحیح و گرنه باطل می‌باشد.
اگر براى روزه واجب غیرمعینى مثل روزه کفاره عمدا تا نزدیک ظهر نیت نکند، اشکال ندارد بلکه اگر پیش از نیت تصمیم داشته باشد که روزه نگیرد یا تردید داشته باشد که بگیرد یا نه، چنانچه کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد، و پیش از ظهر نیت کند، روزه او صحیح است.
اگر کافری پیش از ظهر ماه رمضان مسلمان شود و حتی از اذان صبح تا آن وقت کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد نمی‌تواند روزه بگیرد و قضا هم ندارد.
اگر مریض پیش از ظهر ماه رمضان خوب شود و از اذان صبح تا آن وقت کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده باشد، باید نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد، و چنانچه بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز بر او واجب نیست.
روزى را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد می‌تواند نیت روزه رمضان کند ولى اگر نیت روزه قضا و مانند آن بنماید و چنانچه بعد معلوم شود ماه رمضان بوده، روزه‌ی آن روز جزئی از روزه‌های ماه رمضان حساب می‌شود.
اگر روزى را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان، به نیت روزه قضا یا روزه مستحبى و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است، باید نیت روزه رمضان کند.
اگر در روزه واجب معینى مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه‌اش باطل است ولى چنانچه نیت کند که چیزى را که روزه را باطل می‌کند بجا آورد، در صورتى که آن را انجام ندهد روزه‌اش باطل نمی‌شود.
در روزه مستحب و روزه واجبى که وقت آن معین نیست مثل روزه کفاره، اگر قصد کند کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، یا مردد شود که به جا آورد یا نه، چنانچه به جا نیاورد و پیش از ظهر دوباره نیت روزه کند، روزه او صحیح است.
برخی چیزهایى که روزه را باطل می‌کند بازگشت به بالا
نه چیز روزه را باطل می‌کند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

۱- خوردن و آشامیدن
۲- دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص) و جانشینان پیغمبر(ع)
۳- رساندن غبار غلیظ به حلق
۴- فرو بردن تمام سر در آب
۵- باقى ماندن بر جنابت و حیض تا اذان صبح
۶- اماله کردن با چیزهاى روان
۷- قى کردن
خوردن و آشامیدن: بازگشت به بالا
اگر روزه‌دار عمدا چیزى بخورد یا بیاشامد، روزه او باطل می‌شود، چه خوردن و آشامیدن آن چیز معمول باشد مثل نان و آب، چه معمول نباشد مثل خاک و شیره درخت، چه کم باشد یا زیاد. حتى اگر مسواک را از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن را فرو برد، روزه او باطل می‌شود مگر آنکه رطوبت مسواک در آب دهان طورى از بین برود که رطوبت خارج به آن گفته نشود.
اگر موقعى که مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده باید لقمه را از دهان بیرون آورد و چنانچه عمدا فرو برد روزه‌اش باطل است و به دستورى که بعدا گفته خواهد شد کفاره هم بر او واجب می‌شود.
اگر روزه‌دار سهوا (غیرعمدی) چیزى بخورد یا بیاشامد، روزه‌اش باطل نمی‌شود.
احتیاط واجب آن است که روزه‏دار از استعمال آمپولى که به جاى غذا به کار مى رود خوددارى کند ولى تزریق آمپولى که عضو را بى حس می‌کند یا به جاى دوا استعمال می‌شود اشکال ندارد.
اگر روزه‏دار چیزى را که لاى دندان مانده است عمدا فرو ببرد، روزه‌اش باطل می‌شود.
کسى که می‌خواهد روزه بگیرد، لازم نیست پیش از اذان دندانهایش را خلال کند، ولى اگر بداند غذایى که لاى دندان مانده در روز فرو مى رود، چنانچه خلال نکند و چیزى از آن فرو رود روزه‌اش باطل می‌شود، بلکه اگر فرو هم نرود، بنابر احتیاط واجب باید قضاى آن روز را بگیرد.
فرو بردن آب دهان، اگر چه به‌ واسطه‌ی خیال کردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد، روزه را باطل نمی‌کند.
فرو بردن اخلاط سر و سینه، تا به فضاى دهان نرسیده اشکال ندارد ولى اگر داخل فضاى دهان شود، احتیاط واجب آن است که آن را فرو نبرد.
اگر روزه دار به قدرى تشنه شود که بترسد از تشنگى بمیرد، می‌تواند به اندازه‌اى که از مردن نجات پیدا کند آب بیاشامد، ولى روزه او باطل می‌شود و اگر ماه رمضان باشد باید در بقیه روز از انجام دادن کارى که روزه را باطل می‌کند خوددارى نماید.
جویدن غذا براى بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که معمولا به حلق نمی‌رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد روزه را باطل نمی‌کند ولى اگر انسان از اول بداند که به حلق مى رسد چنانچه فرو رود روزه‌اش باطل می‌شود و باید قضاى آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب است.
انسان نمی‌تواند براى ضعف روزه را بخورد، ولى اگر ضعف او به قدرى است که معمولا نمی‌شود آن را تحمل کرد خوردن روزه اشکال ندارد.
دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص): بازگشت به بالا
اگر روز‏ه دار به گفتن یا به نوشتن یا به اشاره و مانند اینها، به خدا و پیغمبر(ص) و جانشینان آن حضرت(ع) عمدا نسبت دروغ بدهد اگر چه فورا بگوید دروغ گفتم یا توبه کند روزه او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا(سلام الله علیها) و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقى ندارند.
اگر بخواهد خبرى را که نمی‌داند راست است یا دروغ، نقل کند، بنابر احتیاط واجب باید از کسى که آن خبر را گفته یا از کتابى که آن خبر در آن نوشته شده، نقل نماید لیکن اگر خودش هم خبر بدهد روزه‏اش باطل نمی‌شود.
اگر چیزى را به اعتقاد این که راست است از قول خدا یا پیغمبر(ص) نقل کند و بعد بفهمد دروغ بوده، روزه اش باطل نمی‌شود.
اگر بداند دروغ بستن به خدا و پیغمبر(ص) روزه را باطل می‌کند و چیزى را که می‌داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعدا بفهمد آن چه را که گفته راست ‏بوده، روزه اش صحیح است.
اگر دروغى را که دیگرى ساخته عمدا به خدا و پیغمبر(ص) و جانشینان پیغمبر(ع) نسبت دهد، روزه اش باطل می‌شود، ولى اگر از قول کسى که آن دروغ را ساخته نقل کند، اشکال ندارد.
اگر از روزه ‏دار بپرسند که آیا پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) چنین مطلبى فرموده اند و او جایى که در جواب باید بگوید نه، عمدا بگوید بلى، یا جایى که باید بگوید بلى، عمدا بگوید نه، روزه اش باطل می‌شود.
اگر از قول خدا یا پیغمبر(ص) حرف راستى را بگوید، بعد بگوید دروغ گفتم یا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز که روزه می‌باشد بگوید آنچه دیشب گفتم راست است، روزه اش باطل می‌شود.
رساندن غبار غلیظ به حلق: بازگشت به بالا
رساندن غبار غلیظ به حلق روزه را باطل می‌کند، چه غبار چیزى باشد که خوردن آن حلال است، مثل آرد، یا غبار چیزى باشد که خوردن آن حرام است.
اگر به واسطه باد، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد، روزه اش باطل می‌شود.
اگر روزه دار مواظبت نکند و غبار یا بخار یا دود و مانند اینها داخل حلق شود، چنانچه یقین داشته که به حلق نمی‌رسیده روزه‏اش صحیح است.
اگر به واسطه باد، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با این که متوجه است مواظبت نکند و به حلق برسد، روزه اش باطل می‌شود.
اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند یا بی‌اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد روزه‏اش باطل نمی‌شود و چنانچه ممکن است باید آن را بیرون آورد.
فرو بردن سر در آب: بازگشت به بالا
اگر روزه‌دار عمدا تمام سر را در آب فرو ببرد، اگرچه باقى بدن او از آب بیرون باشد، بنا بر احتیاط واجب باید قضاى آن روزه را بگیرد ولى اگر تمام بدن را آب بگیرد و مقدارى از سر بیرون باشد روزه او باطل نمی‌شود.
اگر نصف سر را یک دفعه و نصف دیگر آن را دفعه دیگر در آب فرو برد روزه‏اش باطل نمی‌شود.
اگر شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، روزه‏اش صحیح است.
اگر سر زیر آب برود ولى مقدارى از موها بیرون بماند روزه باطل می‌شود.
احتیاط واجب آن است که سر را در گلاب هم فرو نبرد ولى در آبهاى مضاف دیگر یا چیزهاى دیگر که روان است، اشکال ندارد.
اگر روزه‌دار بی‌اختیار در آب بیفتد و تمام سر او را آب بگیرد یا فراموش کند که روزه است و سر در آب فرو برد، روزه او باطل نمی‌شود.
اگر برحسب عادت، با افتادن در آب، سرش زیر آب مى رود؛ چنانچه با توجه به این مطلب خود را در آب بیندازد و سرش زیر آب برود روزه‏اش باطل می‌شود.
اگر فراموش کند که روزه است و سر را در آب فرو برد یا دیگرى به زور سر او را در آب فرو برد، چنانچه در زیر آب یادش بیاید که روزه است یا آن کس دست خود را بردارد، باید فورا سر را بیرون آورد و چنانچه بیرون نیاورد، روزه‏اش باطل می‌شود.
اگر فراموش کند که روزه است و به نیت غسل سر را در آب فرو برد، روزه و غسل او صحیح است.
اگر بداند که روزه است و عمدا براى غسل سر را در آب فرو برد، چنانچه روزه او روزه واجبى باشد مثل روزه کفاره که وقت معینى ندارد، غسل صحیح و روزه باطل می‌باشد ولى اگر مثل روزه‌ی نذری در روز معین واجب در زمان معین باشد، اگر با فرو بردن سر در آب قصد غسل کند روزه او باطل است و بنابر احتیاط واجب غسل او هم باطل است، مگر آن که در زیر آب یا در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند که در این صورت غسل او صحیح است و اما اگر روزه ماه رمضان باشد، هم غسل و هم روزه باطل است مگر آن که در همان زیر آب توبه نماید و در حال خارج شدن از آب نیت غسل کند که در این صورت غسل او صحیح است.
اگر براى آنکه کسى را از غرق شدن نجات دهد، سر را در آب فرو برد، اگرچه نجات دادن او واجب باشد، روزه‏اش باطل است.
باقى ماندن بر جنابت و حیض تا اذان صبح: بازگشت به بالا
اگر جنب عمداً، تا اذان صبح غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است عمدا تیمم ننماید، روزه‏اش باطل است.
اگر کسى در غیر از روزه‌های ماه رمضان و قضاى آن (از اقسام روزه هاى واجب و مستحب) عمداً تا اذان صبح غسل نکند و تیمّم هم ننماید، روزه اش صحیح است.
کسى که جنب است و می‌خواهد روزه واجبى بگیرد که مثل روزه‌ی رمضان وقت آن معین است، چنانچه عمدا غسل نکند تا وقت تنگ شود، می‌تواند با تیمم روزه بگیرد و صحیح است.
اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و بعد از یک روز یادش بیاید، باید روزه آن روز را قضا نماید و اگر بعد از چند روز یادش بیاید، باید روزه هر چند روزى را که یقین دارد جنب بوده قضا نماید. مثلا اگر نمی‌داند سه روز جنب بوده یا چهار روز، باید روزه سه روز را قضا کند.
کسى که در شب ماه رمضان جنب است و می‌داند که اگر بخوابد تا صبح بیدار نمی‌شود، نباید بخوابد و چنانچه بخوابد و تا صبح بیدار نشود روزه‏اش باطل است و قضا و کفاره بر او واجب می‌شود.
هرگاه جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود، اگر احتمال بدهد که اگر دوباره بخوابد براى غسل بیدار می‌شود، می‌تواند بخوابد.
کسى که در شب ماه رمضان جنب است و می‌داند یا احتمال می‌دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می‌شود، چنانچه تصمیم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند و با این تصمیم بخوابد و تا اذان خواب بماند، روزه‏اش صحیح است.
کسى که در شب ماه رمضان جنب است و می‌داند یا احتمال می‌دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می‌شود، چنانچه غفلت داشته باشد که بعد از بیدار شدن باید غسل کند، در صورتى که بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند، روزه‏اش صحیح است.
کسى که در شب ماه رمضان جنب است و می‌داند یا احتمال می‌دهد که اگر بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می‌شود، چنانچه نخواهد بعد از بیدار شدن غسل کند، یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتى که بخوابد و بیدار نشود، روزه‏اش باطل است.
اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بیدار شود و بداند یا احتمال دهد که اگر دوباره بخوابد پیش از اذان صبح بیدار می‌شود و تصمیم هم داشته باشد که بعد از بیدار شدن غسل کند، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود باید روزه‌ی آن روز را قضا کند و همچنین است اگر از خواب دوم بیدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد، کفاره بر او واجب نمی‌شود.
خوابى را که در آن محتلم شده نباید خواب اول حساب کرد، بلکه اگراز آن خواب بیدار شود و دوباره بخوابد، خواب اول حساب می‌شود.
اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، واجب نیست فورا غسل کند.
هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده، اگرچه بداند پیش از اذان محتلم شده، روزه او صحیح است.
کسى که می‌خواهد قضاى روزه رمضان را بگیرد، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند، اگر چه از روى عمد نباشد، روزه او باطل است.
کسى که مى خواهد قضاى روزه رمضان را بگیرد اگر بعد از اذان صبح بیدار شود و ببیند محتلم شده و بداند پیش از اذان محتلم شده است، چنانچه وقت قضاى روزه تنگ است ـ مثلا پنج روز روزه قضاى رمضان دارد و پنج روز هم به رمضان مانده است ـ باید بنا بر احتیاط واجب، هم آن روز را روزه بگیرد و هم بعد از رمضان آن را قضا کند و اگر وقت قضاى روزه تنگ نیست، باید روز دیگر روزه بگیرد و روزه آن روز صحیح نیست.
اگر در روزه واجبى غیر روزه رمضان و قضاى آن، تا اذان صبح جنب بماند، روزه‌اش صحیح است، چه وقت آن معین باشد و چه نباشد.
اگر زن پیش از اذان صبح از حیض پاک شود و عمدا غسل نکند یا اگر وظیفه او تیمم است تیمم نکند، روزه اش باطل است.
اگر زن پیش از اذان صبح از حیض پاک شود و براى غسل وقت نداشته باشد، چنانچه بخواهد روزه ماه رمضان یا قضاى آن را بگیرد، باید تیمم نماید و روزه‏اش صحیح است، و اگر بخواهد روزه مستحب یا روزه واجب مثل روزه کفاره و روزه نذرى بگیرد، اگرچه بدون تیمم هم روزه‏اش صحیح است، ولى احتیاط مستحب آن است که تیمم کند.
اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض پاک شود و براى هیچ کدام از غسل و تیمم وقت نداشته باشد، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، روزه او صحیح است.
اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض پاک شود یا در بین روز خون حیض ببیند، اگر چه نزدیک مغرب باشد، روزه او باطل است.
اگر زن غسل حیض را فراموش کند و بعد از یک روز یا چند روز یادش بیاید، روزه‏هایى که گرفته صحیح است.
اگر زن پیش از اذان صبح در ماه رمضان از حیض پاک شود ودر غسل کردن کوتاهى کند و تا اذان غسل نکند و در تنگى وقت تیمم هم نکند، روزه‏اش باطل است. ولى چنانچه کوتاهى نکند، مثلا منتظر باشد که حمام زنانه شود، اگرچه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نکند، در صورتى که تیمم کند روزه او صحیح است.
اگر زنى که در حال استحاضه است، غسلهاى خود را به تفصیلى که در احکام استحاضه گفته شده به جا آورد، روزه او صحیح است.
کسى که مس میت کرده، یعنى جایى از بدن خود را به بدن میت رسانده می‌تواند بدون غسل مس میت روزه بگیرد و اگر در حال روزه هم میت را مس نماید، روزه او باطل نمی‌شود.
اماله کردن: بازگشت به بالا
اماله کردن با چیز روان اگرچه از روى ناچارى و براى معالجه باشد، روزه را باطل می‌کند، ولى استعمال شیافهایى که براى معالجه است اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که از استعمال شیافهایى که براى کیف کردن است، مثل شیاف مورد استفاده برای تغذیه، خوددارى نمایند.
قی کردن: بازگشت به بالا
هرگاه روزه‏دار عمدا قى کند - اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد - روزه‏اش باطل می‌شود، ولى اگر سهوا یا بی‌اختیار قى کند، اشکال ندارد.
اگر در شب چیزى بخورد که می‌داند به واسطه خوردن آن در روز بی‌اختیار قى می‌کند، احتیاط واجب آن است که روزه آن روز را قضا نماید.
اگر روزه‏دار بتواند از قى کردن خوددارى کند، چنانچه براى او ضرر و مشقت نداشته باشد، باید خوددارى نماید.
اگر سهوا چیزى را فرو ببرد و پیش از رسیدن به شکم یادش بیاید که روزه است، چنانچه به قدرى پایین رفته باشد که اگر آن را داخل شکم کند خوردن نمی‌گویند، لازم نیست آن را بیرون آورد و روزه او صحیح است.
اگر یقین داشته باشد که به واسطه آروغ زدن چیزى از گلو بیرون می‌آید، نباید عمدا آروغ بزند، ولى اگر یقین نداشته باشد اشکال ندارد.
اگر آروغ بزند و بدون اختیار چیزى در گلو یا دهانش بیاید، باید آن را بیرون بریزد و اگر بى‌اختیار فرو رود، روزه‏اش صحیح است.
احکام چیزهایى که روزه را باطل می‌کند: بازگشت به بالا
اگر انسان عمدا و از روى اختیار کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، روزه او باطل می‌شود و چنانچه از روى عمد نباشد اشکال ندارد، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصیلى که در مساله گفته شد تا اذان صبح غسل نکند، روزه او باطل است.
اگر روزه‏دار سهوا یکى از کارهایى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد و به خیال این که روزه‏اش باطل شده، عمدا دوباره یکى از آنها را بجا آورد، روزه او باطل می‌شود.
اگر چیزى به زور در گلوى روزه‌دار بریزند یا سر او را به زور در آب فرو ببرند، روزه او باطل نمی‌شود، ولى اگر مجبورش کنند که روزه خود را باطل کند مثلا به او بگویند اگر غذا نخورى ضرر مالى یا جانى به تو مى زنیم و خودش براى جلوگیرى از ضرر، چیزى بخورد، روزه او باطل می‌شود.
روزه‌دار نباید جایى برود که می‌داند چیزى در گلویش می‌ریزند یا مجبورش می‌کنند که خودش روزه خود را باطل کند، اما اگر قصد رفتن کند و نرود یا بعد از رفتن چیزى به خوردش ندهند، روزه او صحیح است و چنانچه از روى ناچارى کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، روزه او باطل می‌شود ولى اگرچیزى در گلویش بریزند، باطل شدن روزه او محل اشکال است.
آنچه براى روزه‌دار مکروه است: بازگشت به بالا
برخی چیزهایی که براى روزه دار مکروه است:
ریختن دارو به چشم و سرمه کشیدن، در صورتى که مزه یا بوى آن به حلق برسد؛
انجام دادن هرکارى که مانند خون گرفتن و حمّام رفتن، باعث ضعف مى شود؛
بوکردن گیاهان معطر؛
نشستن زن در آب؛
استعمال شیاف؛
خیس کردن لباسى که در بدن دارد؛ 
کشیدن دندان و هرکارى که به واسطه آن از دهان خون بیاید؛
مسواک کردن با چوب تَر؛
جاهایى که قضا و کفاره واجب است: بازگشت به بالا
اگر در روزه ماه رمضان عمدا قى کند یا در شب جنب شود و به تفصیلى که در بالا گفته شد سه مرتبه بیدار شود و بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، فقط باید قضاى آن روز را بگیرد و چنانچه عمدا اماله کند یا سر زیر آب ببرد، بنابراحتیاط واجب باید کفاره هم بدهد، ولى اگر کار دیگرى که روزه را باطل می‌کند عمدا انجام دهد، در صورتى که می‌دانسته آن کار روزه را باطل می‌کند، قضا و کفاره براو واجب می‌شود.
اگر به واسطه‌ی ندانستن مساله و احکام، کارى انجام دهد که روزه را باطل می‌کند، چنانچه می‌توانسته مساله را یاد بگیرد، بنابر احتیاط واجب کفاره بر او ثابت می‌شود، و اگر نمی‌توانسته مساله را یاد بگیرد یا اصلا ملتفت مساله نبوده یا یقین داشته که فلان چیز روزه را باطل نمی‌کند، کفاره بر او واجب نیست.
کفاره روزه: بازگشت به بالا
کسى که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، باید یک بنده آزاد کند یا به دستورى که در پایین گفته می‌شود، دو ماه روزه بگیرد یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام، یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها بدهد، و چنانچه اینها برایش ممکن نباشد، هر چند مد که می‌تواند به فقرا طعام بدهد و اگر نتواند طعام بدهد باید استغفار کند، اگر چه مثلا یک مرتبه بگوید: "استغفرالله"، و احتیاط واجب در فرض اخیر آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد.
کسى که می‌خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، باید سى و یک روز آن را پى در پى بگیرد، و اگر بقیه آن پى در پى نباشد، اشکال ندارد.
کسى که می‌خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگیرد، نباید موقعى شروع کند که در بین سى و یک روز، روزى باشد که مانند عید قربان روزه آن حرام است.
کسى که باید پى در پى روزه بگیرد، اگر در بین آن بدون عذر یک روز روزه نگیرد، یا وقتى شروع کند که در بین آن به روزى برسد که روزه آن واجب است، مثلا به روزى برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگیرد، باید روزه‏ها را از سر بگیرد.
اگر در بین روزهایى که باید پى در پى روزه بگیرد، عذرى مثل حیض یا سفرى که در رفتن آن مجبور است، براى او پیش آید، بعد از برطرف شدن عذر واجب نیست روزه‌ها را از سر بگیرد، بلکه بقیه را بعد از برطرف شدن عذر به جا می‌آورد.
اگر به چیز حرامى روزه خود را باطل کند، چه آن چیز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا یا به جهتى حرام شده باشد، بنا بر احتیاط کفاره جمع بر او واجب می‌شود، یعنى باید یک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام آنها یک مد که تقریبا ده سیر است گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد، و چنانچه هر سه برایش ممکن نباشد، هر کدام آنها را که ممکن است باید انجام دهد.
اگر روزه‌دار دروغى را به خدا و پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) نسبت دهد، کفاره جمع که تفصیل آن در بالا گفته شد، بنابر احتیاط بر او واجب می‌شود.
اگر روزه‌دار در یک روز ماه رمضان چند مرتبه کار دیگرى غیر از جماع که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، براى همه آنها یک کفاره کافى است.
اگر روزه‌دار کارى که حلال است و روزه را باطل می‌کند، انجام دهد، مثلا آب بیاشامد و بعد کار دیگرى که حرام است و روزه را باطل می‌کند انجام دهد، مثلا غذاى حرامى بخورد یک کفاره کافى است.
اگر روزه‌دار آروغ بزند و چیزى در دهانش بیاید، چنانچه عمدا آن را فرو ببرد، روزه‏اش باطل است و باید قضاى آن را بگیرد و کفاره هم بر او واجب می‌شود، و اگر خوردن آن چیز حرام باشد، مثلا موقع آروغ زدن خون یا غذایى که از صورت غذا بودن خارج شده به دهان او بیاید و عمدا آن را فرو برد، باید قضاى آن روزه را بگیرد و بنابراحتیاط کفاره جمع هم بر او واجب می‌شود.
اگر نذر کند که روز معینى را روزه بگیرد، چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل کند، باید یک بنده آزاد نماید، یا دو ماه پى در پى روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد.
اگر به گفته کسى که می‌گوید مغرب شده افطار کند، و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب می‌شود. ولى اگر خبر دهنده عادل بوده، فقط قضاى آن روزه واجب است.
کسى که عمدا روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، یا پیش از ظهر براى فرار از کفاره سفر نماید، کفاره از او ساقط نمی‌شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتى براى او پیش آمد کند، بنابر احتیاط کفاره بر او واجب است.
اگر کسی عمدا روزه خود را باطل کند و بعد عذرى مانند حیض یا مرض براى او پیدا شود، کفاره بر او واجب نیست.
اگر یقین کند که روز اول ماه رمضان است و عمدا روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نیست.
اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال و عمدا روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، کفاره بر او واجب نیست.
انسان نباید در بجا آوردن کفاره کوتاهى کند، ولى لازم نیست فورا آن را انجام دهد.
اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نیاورد، چیزى بر آن اضافه نمی‌شود.
کسى که باید براى کفاره یک روز شصت فقیر را طعام بدهد، اگر به شصت فقیر دسترسى دارد، نباید به هر کدام از آنها بیشتر از یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، یا یک فقیر را بیشتر از یک مرتبه سیر نماید، ولى چنانچه انسان اطمینان داشته باشد که فقیر طعام را به عیالات خود می‌دهد یا به آنها می‌خوراند، می‌تواند براى هر یک از عیالات فقیر اگرچه صغیر باشند یک مد به آن فقیر بدهد.
کسى که قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مد که تقریبا ده سیر است طعام بدهد، و اگر نمی‌تواند بنابر احتیاط واجب باید سه روز پى در پى روزه بگیرد.
جاهایى که فقط قضاى روزه واجب است: بازگشت به بالا
در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نیست:
اول: آنکه روزه‌دار در روز ماه رمضان عمدا قى کند.
دوم: آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصیلى که در بالا گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بیدار نشود.
سوم: عملى که روزه را باطل مى کند بجا نیاورد، ولى نیت روزه نکند یا ریا کند یا قصد کند که روزه نباشد.
چهارم: آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک روز یا چند روز روزه بگیرد.
پنجم: آنکه در ماه رمضان بدون این که تحقیق کند صبح شده یا نه، کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نیز اگر بعد از تحقیق با این که گمان دارد صبح شده، کارى که روزه را باطل مى کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روزه بر او واجب است. ولى اگر بعد از تحقیق گمان یا یقین کند که صبح شده و چیزى بخورد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست، بلکه اگر بعد از تحقیق شک کند که صبح شده یا نه و کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نیست.
ششم: آنکه کسى بگوید صبح نشده و انسان به گفته او کارى که روزه را باطل می‌کند انجام هد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هفتم: آنکه کسى بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نکند، یا خیال کند شوخى می‌کند و کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم: آنکه به گفته کس دیگر که عادل باشد افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
نهم: آنکه در هواى صاف به واسطه تاریکى یقین کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است ولى اگر در هواى ابر به گمان این که مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نیست.
دهم: آنکه براى خنک شدن یا بى جهت مضمضه کند، یعنى آب در دهان بگرداند و بی‌اختیار فرو رود، ولى اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا براى وضو مضمضه کند و بی‌اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.
اگر غیر آب چیز دیگرى را در دهان ببرد و بی‌اختیار فرو رود، یا آب داخل بینى کند و بی‌اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.
مضمضه زیاد براى روزه‏دار مکروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است‏سه مرتبه آب دهان را بیرون بریزد.
اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه، بی‌اختیار یا از روى فراموشى آب وارد گلویش می‌شود، نباید مضمضه کند.
اگر در ماه رمضان بعد از تحقیق یقین کند که صبح نشده و کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نیست.
اگر انسان شک کند که مغرب شده یا نه، نمی‌تواند افطار کند، ولى اگر شک کند که صبح شده یا نه، پیش از تحقیق هم می‌تواند کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد.
احکام روزه قضا: بازگشت به بالا
اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه‏هاى وقتى را که کافر بوده قضا نماید، ولى اگر مسلمانى کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‏هاى وقتى را که کافر بوده باید قضا نماید.
روزه‏اى که از انسان به واسطه مستى فوت شده باید قضا نماید، اگرچه چیزى را که به واسطه آن مست‏شده براى معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست‏شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام کند و بعدا قضا نماید.
اگر براى عذرى چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، می‌تواند مقدار کمتر را که احتمال می‌دهد روزه نگرفته قضا نماید، مثلا کسى که پیش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی‌داند پنجم رمضان از سفر برگشته یا ششم، می‌تواند پنج روز روزه بگیرد. و نیز کسى هم که نمی‌داند چه وقت عذر برایش پیدا شده، می‌تواند مقدار کمتر را قضا نماید، مثلا اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان برگردد و نداند که بیست و پنجم رمضان مسافرت کرده یا بیست‏و ششم، می‌تواند مقدار کمتر یعنى پنج روز را قضا کند.
اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر کدام را که اول بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد، باید اول، قضاى رمضان آخر را بگیرد.
اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد، و در نیت معین نکند روزه‏اى را که می‌گیرد قضاى کدام رمضان است، قضاى سال اول حساب می‌شود.
کسى که قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد، می‌تواند پیش از ظهر روزه خود را باطل نماید.
اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص دیگرى را گرفته باشد، مى تواند بعد از ظهر روزه را باطل کند، اگرچه احتیاط آن است که باطل نکند.
اگر به واسطه مرض یا حیض، روزه رمضان را نگیرد و پیش از تمام شدن رمضان بمیرد، لازم نیست روزه‏هایى را که نگرفته، براى او قضا کنند، اگر چه مستحب است.
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضاى روزه‏هایى را که نگرفته بر او واجب نیست، و باید براى هر روز یک مدکه تقریبا ده سیر است طعام، یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. ولى اگر به واسطه عذر دیگرى، مثلا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‌هایى را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط مستحب آن است که براى هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد.
اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر دیگرى پیدا کند که نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگیرد، باید روزه‏هایى را که نگرفته، قضا نماید. و نیز اگر در ماه رمضان غیر مرض، عذر دیگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد، روزه‏هایى را که نگرفته، باید قضا کند.
اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمدا قضاى روزه را نگیرد، باید روزه را قضا کند و براى هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد.
اگر در قضاى روزه کوتاهى کند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا کند، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد، بلکه اگر موقعى که عذر دارد، تصمیم داشته باشد که بعد از برطرف شدن عذر روزه‌هاى خود را قضا کند، و پیش از آن که قضا نماید در تنگى وقت عذر پیدا کند، باید قضاى آن را بگیرد، و احتیاط واجب آن است که براى هر روز هم یک مد غذا به فقیر بدهد.
اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آن که خوب شد اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت داشته باشد، باید قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یک مد که تقریبا ده سیر است، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.
کسى که باید براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد، می‌تواند کفاره چند روز را به یک فقیر بدهد.
اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تاخیر بیندازد، باید قضا را بگیرد و براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد، باید قضاى آن را به جا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را به جا نیاورد، براى هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است.
اگر روزه رمضان را عمدا نگیرد و در روز کارى که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، یک کفاره کافى است.
بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر باید قضاى نماز و روزه او را به تفصیلى که در رساله گفته شده بجا آورد، ولى قضاى روزه مادر بر پسر واجب نیست.
اگر پدر غیر از روزه رمضان، روزه واجب دیگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد، باید پسر بزرگتر قضا نماید.
احکام روزه مسافر: بازگشت به بالا
مسافرى که باید نمازهاى چهار رکعتى را در سفر دو رکعت بخواند، نباید روزه بگیرد و مسافرى که نمازش را تمام می‌خواند، مثل کسى که شغلش مسافرت یا سفر او سفر معصیت است، باید در سفر روزه بگیرد.
مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد، مکروه است.
اگر غیر روزه رمضان روزه معین دیگرى بر انسان واجب باشد، بنابراحتیاط واجب نباید در آن روز مسافرت کند و اگر در سفر باشد، باید قصد کند که ده روز در جایى بماند و آن روز را روزه بگیرد، ولى اگر نذر کرده باشد روز معینى را روزه بگیرد، می‌تواند در آن روز مسافرت نماید.
اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند، نمی‌تواند آن را در سفر بجا آورد ولى چنانچه نذر کند که روز معینى را در سفر روزه بگیرد، باید آن را در سفر بجا آورد و نیز اگر نذر کند روز معینى را چه مسافر باشد یا نباشد روزه بگیرد، باید آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.
مسافر می‌تواند براى خواستن حاجت، سه روز در مدینه طیبه روزه مستحبى بگیرد.
کسى که نمی‌داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مساله را بفهمد، روزه‏اش باطل می‌شود و اگر تا مغرب نفهمد، روزه‏اش صحیح است.
اگر فراموش کند که مسافر است یا فراموش کند که روزه مسافر باطل می‌باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او باطل است.
اگر روزه‏دار بعد از ظهر مسافرت نماید، باید روزه خود را تمام کند، و اگر پیش از ظهر مسافرت کند، وقتى به حد ترخص برسد، یعنى به جایى برسد که دیوار شهر را نبیند و صداى اذان آن را نشنود، باید روزه خود را باطل کند و اگر پیش از آن روزه را باطل کند، بنابر احتیاط کفاره نیز بر او واجب است.
اگر مسافر پیش از ظهر به وطنش برسد، یا به جایى برسد که می‌خواهد ده روز در آن جا بماند، چنانچه کارى که روزه را باطل می‌کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد، و اگر انجام داده روزه آن روز بر او واجب نیست.
اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد، یا به جایى برسد که می‌خواهد ده روز در آن جا بماند، نباید آن روز را روزه بگیرد.
مسافر و کسى که از روزه گرفتن عذر دارد، مکروه است در روز ماه رمضان در خوردن و آشامیدن کاملا خود را سیر کند.
کسانى که روزه بر آنها واجب نیست: بازگشت به بالا
کسى که به واسطه پیرى نمی‌تواند روزه بگیرد، یا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نیست ولى در صورت دوم باید براى هر روز یک مد که تقریبا ده سیر است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.
کسى که به واسطه پیرى روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید قضاى روزهایى را که نگرفته بجا آورد.
اگر انسان مرضى دارد که زیاد تشنه می‌شود و نمی‌تواند تشنگى را تحمل کند یا براى او مشقت دارد، روزه بر او واجب نیست ولى در صورت دوم باید براى هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد و احتیاط واجب آن است که بیشتر از مقدارى که ناچار است آب نیاشامد و چنانچه بعد بتواند روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه‏هایى را که نگرفته قضا نماید.
راه ثابت شدن اول ماه: بازگشت به بالا
اول ماه به چند چیز ثابت می‌شود:
اول: آنکه خود انسان ماه را ببیند.
دوم: عده‏اى که از گفته آنان یقین پیدا می‌شود بگویند ماه را دیده‏ایم و همچنین است هر چیزى که به واسطه آن یقین پیدا شود.
سوم: دو مرد عادل بگویند که در شب ماه را دیده‏ایم، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف یکدیگر بگویند، یا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل این که بگویند داخل دایره ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمی‌شود. اما اگر در تشخیص بعضى خصوصیات اختلاف داشته باشند، مثل آن که یکى بگوید ماه بلند بود و دیگرى بگوید نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت می‌شود.
چهارم: سى روز از اول ماه شعبان بگذرد که بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت می‌شود، و سى روز از اول رمضان بگذرد که بواسطه آن اول ماه شوال ثابت می‌شود.
اول ماه با پیشگویى منجمین ثابت نمی‌شود، ولى اگر انسان از گفته آنان یقین پیدا کند، باید به آن عمل نماید.
بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن، دلیل نمی‌شود که شب پیش، شب اول ماه بوده است.
اگر اول ماه رمضان براى کسى ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند که شب پیش ماه را دیده‏ایم، باید روزه آن روز را قضا نماید.
اگر در شهرى اول ماه ثابت شود، براى مردم شهر دیگر فایده ندارد، مگر آن دو شهر با هم نزدیک باشند، یا انسان بداند که افق آنها یکى است.
اول ماه به تلگراف ثابت نمی‌شود، مگر دو شهرى که از یکى به دیگرى تلگراف کرده‏اند نزدیک یا هم افق باشند و انسان بداند تلگراف از روى شهادت دو مرد عادل بوده است.
روزى را که انسان نمی‌داند آخر رمضان است یا اول شوال، باید روزه بگیرد ولى اگر پیش از مغرب بفهمد که اول شوال است، باید افطار کند.
اگر زندانى نتواند به ماه رمضان یقین کند باید به گمان عمل نماید و اگر آن هم ممکن نباشد، هر ماهى را که روزه بگیرد صحیح است و بنابراحتیاط واجب باید بعد از گذشتن یازده ماه از ماهى که روزه گرفته، دوباره یک ماه روزه بگیرد ولى اگر بعد گمان پیدا کرد، باید به آن عمل نماید.
روزه‌هاى حرام و مکروه: بازگشت به بالا
روزه عید فطر و قربان حرام است و نیز روزى را که انسان نمی‌داند آخر شعبان است یا اول رمضان، اگر به نیت اول رمضان روزه بگیرد، حرام می‌باشد.
روزه مستحبى اولاد اگر اسباب اذیت پدر و مادر یا جد شود، جایز نیست، بلکه اگر اسباب اذیت آنان نشود، ولى او را از گرفتن روزه مستحبى جلوگیرى کنند، احتیاط واجب آن است که روزه نگیرد.
اگر پسر بدون اجازه پدر روزه مستحبى بگیرد و در بین روز پدر او را نهى کند، باید افطار کند.
کسى که می‌داند روزه براى او ضرر ندارد، اگرچه دکتر بگوید ضرر دارد باید روزه بگیرد و کسى که یقین یا گمان دارد که روزه برایش ضرر دارد اگرچه دکتر بگوید ضرر ندارد باید روزه نگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت بگیرد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.
اگر انسان احتمال بدهد که روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال ترس براى او پیدا شود، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، مگر آن که به قصد قربت گرفته باشد و بعد معلوم شود ضرر نداشته.
کسى که عقیده‏اش این است که روزه براى او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه براى او ضرر داشته، باید قضاى آن را بجا آورد.
غیر از روزه‏هایى که گفته شد، روزه‏هاى حرام دیگرى هم هست که در کتابهاى مفصل گفته شده است.
روزه روز عاشورا و روزى که انسان شک دارد روز عرفه است یا عید قربان مکروه است.
روزه‌هاى مستحب: بازگشت به بالا
روزه تمام روزهاى سال غیر از روزه‌هاى حرام و مکروه که گفته شد مستحب است و براى بعضى از روزها بیشتر سفارش شده است که از آن جمله است:
1- پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر هر ماه، و چهارشنبه اولى که بعد از روز دهم ماه است و اگر کسى اینها را بجا نیاورد مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلا نتواند روزه بگیرد مستحب است براى هر روز یک مد طعام یا 6/12 نخود نقره به فقیر بدهد.
2- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.
3- تمام ماه رجب و شعبان و بعضى از این دو ماه اگر چه یک روز باشد.
4- روز عید نوروز، روز بیست و پنجم و بیست و نهم ذی‌قعده، روز اول تا روز نهم ذی‌حجه، روز عرفه ولى اگر بواسطه ضعف روزه، نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند، روزه آن روز مکروه است، عید سعید غدیر،18 ذی‌حجه، روز اول و سوم محرم، میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم، 17 ربیع الاول روز مبعث ‏حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم، 27 رجب و اگر کسى روزه مستحبى بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند، مستحب است دعوت او را قبول کند و در بین روز افطار نماید.
مواردى که مستحب است انسان از کارهایى که روزه را باطل می‌کند خوددارى نماید: بازگشت به بالا
براى شش نفر مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نیستند از کارهاى که روزه را باطل می‌کند خودارى نمایند:
اول: مسافرى که در سفر، کارى که روزه را باطل می‌کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطنش یا به جایى که می‌خواهد ده روز بماند، برسد.
دوم: مسافرى که بعد از ظهر به وطنش یا به جایى که می‌خواهد ده روز در آن جا بماند برسد.
سوم: مریضى که پیش از ظهر خوب شود و کارى که روزه را باطل می‌کند انجام داده باشد.
چهارم: مریضى که بعد از ظهر خوب شود.
پنجم: زنى که در بین روز از خون حیض پاک شود.
ششم: کافرى که در روز ماه رمضان مسلمان شود.
مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند ولى اگر کسى منتظر اوست یا میل زیادى به غذا دارد که نمی‌تواند با حضور قلب نماز بخواند بهتر است اول افطار کند ولى به قدرى که ممکن است نماز را در وقت فضیلت آن بجا آورد.                          

  http://www.roshd.ir/          
  • .......

تصویر ماجرای "روزۀ 3 ساعته در عمان" چیست؟+تصاویر

به گزارش جام جم آنلاین ، روزنامه ها ادعا کردند که روستای "وکان" واقع در فاصلۀ 150 کیلومتری مسقط پایتخت عمان، کوتاه ترین ساعت روز را در دنیا دارد و خورشید در این روستا ساعت 11 صبح طلوع و ساعت 14:30 غروب می کند.

 

وزارت گردشگری عمان این موضوع را تکذیب و وزارت اوقاف و امور دینی این کشور نیز چنین چیزی را محال اعلام کرد و توضیح داد که حتی اگر دیدنِ خورشید در بعضی از مناطق کوهستانی امکان پذیر نباشد، این به معنی طلوع نکردنِ خورشید در آن مناطق نیست.

 

شایعۀ سه ساعته بودنِ روزه در این روستا در حالی شدت گرفته بود که کشورهای عربی اطراف این کشور، در ماه رمضانِ امسال، 15 ساعت در روز روزه می گیرند.

 

وکان، روستایی کوهستانی در عمان است که در دشت مستل در ولایت نخل در استان الباطنۀ جنوبی واقع شده است و 2000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. مردم این روستای کوچک و کوهستانی، به سبب موقعیت جغرافیایی، تنها سه ساعت می توانند آفتاب را ببینند و همین مساله، سبب بروز این گمان شده بود که مردم این روستا، تنها سه ساعت روزه می گیرند.

 

تصاویری از این روستای زیبا را مرور می کنیم:

 

منبع : العالم

http://www.rajanews.com/

  • .......

حکم مسافرت روزه‌دار در قبل و بعد از ظهر

روزه


مسافرت در حال روزه، در بعد از ظهر از ماه مبارک رمضان اشکالی نداشته و روزه (آن روز)صحیح است. همچنین شخصی که مسافر است اگر پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد، چنان چه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد.


روزه و صبر

«صبر» از خصائلی است که در اخلاق اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است، انسان مسلمان در زندگی فردی و اجتماعی خویش در راه هدف‏هایی مبارزه می‏کند و با مشکلاتی نیز روبه‏رو است. بدون خصلت صبر، پیروزی بر مشکلات و رسیدن به هدف‏ها آسان نیست. صبر و مقاومت بر نیروی پایداری انسان می‏افزاید و اراده را توانا می‏سازد. هیچ جامعه‏ای اگر تحمل ناگواری‏ها را نداشته باشد، بر مشکلات مختلف و بر دشمنان خویش نمی‏تواند پیروز گردد.

روزه به ویژه در روزهای گرم و طولانی تابستان که فشار تشنگی طاقت‏فرسا می‏شود، به طور چشمگیری به انسان صبر و مقاومت می‏بخشد و تحمل رنج و سختی را بر آدمی آسان می‏سازد.

قرآن کریم با توجه به همین اثر، از روزه به صبر تعبیر کرده است: و استعینوا بالصبر و الصلوة... از صبر (روزه) ... و از نماز کمک بگیرید ... .

امامان معصوم ما «صبر» را در این آیه به روزه تفسیر کرده‏اند و پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) نیز ماه رمضان را ماه صبر نامیده‏اند: «شهر الصبر و ان الصبر ثوابه الجنة؛ (رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است.» (بحارالانوار، ج96، ص359، کافی، ج4، ص66)

با این مقدمه کوتاه که در مورد صبر روزه داران بیان کردیم به طرح چند پرسش و پاسخ در مورد روزه و روزه داری می پردازیم:

سۆال: اگر کسی از عادت پاک شده باشد نیت روزه کند و روزه بگیرد و بعد از اذان ظهر غسل کند آیا روزه او قبول است؟

جواب: کسی که از عادت ماهانه قبل از طلوع فجر پاک شده است واجب است غسل عادت ماهانه خود را قبل از اذان صبح انجام دهد و اگر وقت برای غسل ندارد تیمم بدل از غسل نماید و چنانچه عمدا و بدون غسل و تیمم وارد صبح شود روزه اش باطل است. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 952، م 1637)

سۆال: روزه کسی که با پوشیدن لباس مخصوص در آب فرو رود بدون این که بدنش مرطوب گردد (لباس غواصان) چه حکمی دارد؟

جواب: بعضی از علما می فرمایند اگر سر در محفظه ای قرار گیرد صدق ارتماس نمی کند و روزه باطل نیست اما چنانچه فقط کلاهی به سر داشته باشد که مانع نفوذ آب شود روزه باطل است. و برخی دیگر می فرمایند با وجود کلاه و نرسیدن آب به پوست سر، روزه باطل نمی گردد. بنابراین در خصوص مسئله نظر مرجع تقلید خود را جویا شوید. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 1008، س758)

سۆال: آیا غیبت کردن و دروغ گفتن و... روزه را باطل می کنند؟

این گناهان، از جمله گناهان کبیره است و حرمت آن و عذاب الهی برای مرتکب آن مسلّم است لکن موجب بطلان روزه نمی گردد. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 925)

سۆال: لطفا در خصوص اماله کردن به چیزهای روان که روزه را باطل می کند توضیح دهید؟

جواب: اماله کردن یک نوع معالجه در طب قدیم بوده که بعضی از مواد داروئی روان را از طریق مخرج وارد روده بزرگ می نمودند (اکنون از شیاف استفاده می شود) که این کار موجب بطلان روزه می گردد. (توضیح المسائل 12 مرجع، ج 1، ص 956، م 1645)

سوال: حکم مسافرت روزه دار در قبل و بعد از ظهر ماه مبارک رمضان چیست؟

کسی که بعد از ظهر در ماه رمضان به مسافرت می رود، اگر بخواهد روزه اش را نخورد، حکم شرعی چیست؟ آیا باید قبل از اذان صبح برگردد یا می تواند قبل از اذان ظهر مراجعت نماید؟

1. مسافرت در حال روزه، در بعد از ظهر از ماه مبارک رمضان اشکالی نداشته و روزه (آن روز)صحیح است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص‏ 953، م 1721)

2. همچنین شخصی که مسافر است اگر پیش از ظهر به وطنش یا به جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد، چنان چه کارى که روزه را باطل مى‏کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 954، م 1722و ص 953، م 1721)

مثلاً اگر شخص روزه دار بعد از ظهر روز سه شنبه از وطن خود یا جایی که ده روز در آن قصد ماندن کرده بود به جایی مسافرت نماید، روزه آن روزش(سه شنبه) صحیح است و برای این که روزه روز چهارشنبه اش نیز صحیح باشد باید قبل از ظهر در روز چهارشنبه به وطن خود یا جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد، و در صورتی که کاری را هم که روزه را باطل می کند، انجام نداده باشد، و بعد از رسیدن به این مکان، نیت روزه کند، روزه اش صحیح است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری  

بخش احکام اسلامی تبیان

  • .......

شکر گذاریم که در آستانه ماه پر فیض و برکت الهی ، ماه نزول قرآن ، شهر الله و ماه ضیافت الهی توفیق ارائه ی نرم افزار "احکام ضیافت" جهت استفاده ی میهمانان الهی ،نصیبمان شد . 

نرم افزار "احکام ضیافت " شامل پرسش و پاسخهای فقهی در موضوع روزه از مراجع مشهور است . 70 پرسش فقهی پر کاربرد و پر مخاطب در 4 موضوع اصلی( روزه قضا ، سفر در ماه رمضان،کفاره روزه و زکات فطره ) مطرح شده است ؛ویژگی منحصر بفرد این نرم افزار آن ست که هر سوال از منظر تمامی مراجع مشهور پاسخگویی شده است.لذا این نرم افزار با توجه به ارائه ی نظر مراجع عظام مشهور ، مورد استفاده مخاطبین بسیاری قرار میگیرد و مرجع قابل استناد و اطمینان مناسبی برای مراجعه مخاطبان جهت دستیابی به پاسخ سوالات فقهی مربوطه می باشد .


امکانات نرم افزار :
امکان تغییر رنگ و نوع و سایز نوشته ها
امکان مطالعه در حالت افقی و عمودی
امکان اشتراک گذاری مطالب
امکان انتقال به کانال تلگرام سایت
در صورت نصب بودن برنامه تلگرام
امکان دسترسی به کانال آپارات کانون گفتگوی قرآنی
امکان انتقال به پیج اینستاگرام سایت 
در صورت نصب بودن برنامه اینستاگرام
امکان دریافت عنوان جدیدترین مطالب سایت
از طریق Rss در صورت اتصال گوشی به اینترنت
امکان ارسال مطالب از طریق بلوتوث و شبکه های اجتماعی و...
امکان ارسال فایل نصب برنامه از طرق مختلف ارتباطی 
امکان مشاهده سایر نرم‌افزار ها در بازار
امکان ثبت نظر و امتیاز دهی به نرم افزار در بازار در صورت رضایت از نرم افزار و در صورت تمایل   

   لینک دانلود دریافت

askquran.ir/

  • .......

  • .......

  • .......

 ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی، بهار قرآن و ماه تزکیه روح و جان در راه است و به شرط توفیق و حیات و عافیت تا دو روز دیگر وارد این میهمانی عاشقانه می‌شویم. به همین مناسبت ره‌توشه‌هایی ناب از بیانات و سبک زندگی پیر جماران، امام خمینی(ره) در این ماه مبارک که در پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه انتشار یافته، تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.

ماه رمضان در بیانات و سبک زندگی امام خمینی(ره)

شهر امامان

اکنون در آستانه شهر‌الله و مقام ضیافت‌الله هستیم و من خود اقرار دارم که لایق این ضیافت نیستم. شهر شعبان‌المعظم که شهر امامان است در شرف گذشتن و ما خود را نتوانستیم مهیا کنیم برای شهر‌الله. دعاها را گاهی با لقلقه لسان خواندم و از آنها چیزی حاصل نشد در این آخر شهر عرض می‌کنم اَللهُمَ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فِیما مَضی مِنْ شَعبانَ فَاغْفِرلَنا فِیما بَقِی مِنه از رحمت حق تعالی مایوس نیستم و مباش در دنیا [مباد] روزی که گناهان به آنجا رسد که از رحمت حق مایوس شویم.صحیفه امام، ج 20، ص253، اردیبهشت 66

اصلاح باطن و تهذیب نفس

این ماه مبارک با آن همه برکاتی که دارد، ما نمی‌توانیم از عهده شکر یکی‌اش برآییم ولی باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالی پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالی پیدا نشد متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنی است، تمام شدنی است، آنچه که هست آنی است که پیش خود ماست، آن باقی است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.صحیفه امام، ج 20، ص53، خرداد ماه 65

و از همه بالاتر این است که انسان خودش را اصلاح کند در ماه رمضان، ما محتاج به اصلاح هستیم، محتاج به تهذیب نفس هستیم، تا آن دم آخر ما محتاجیم. پیغمبرها هم محتاجند. انبیای بزرگ هم محتاجند، منتها آنها احتیاج خودشان را فهمیده‌اند و دنبالش عمل کرده‌اند و ما از باب اینکه حجاب داریم نتوانستیم بفهمیم و به تکالیف خودمان عمل نکردیم. امیدوارم که ان‌شاءالله این ماه مبارک رمضان به همه شما مبارک باشد. و مبارک بودن به این است که بنابراین بگذارید که به تکالیف خدا عمل کنید.صحیفه امام، ج 18، ص 480، خرداد63

مائده های آسمانی

در این ماه فرق داشته باشیم با سایر ماه‌ها و دنبال این باشیم که ان‌شاءالله «لیلهًْ‌القدر» را دریابیم، برکات «لیلهًْ‌القدر» را که قرآن در آن نازل شده است، همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است و از این جهت، از همه شب‌های عالم بالاتر است، این را بتوانیم ادراک بکنیم، درک بکنیم، خداوند ان‌شاءالله، شماها را توفیق بدهد که با سلامت و سعادت وارد در «ضیافت‌الله» بشوید و از آن مائده‌های آسمانی که قرآن و ادعیه است ان‌شاءالله همه مان مستفیض بشویم و با یک روح سالمی وارد بشویم و «لیلهًْ‌القدر» [را] هم دریابیم، سَلامُ هِی حَتی مَطْلَعِ الفَجْرِ.صحیفه امام، ج 13، ص 36، تیر 59

  • .......

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی ؛ بی تردید یکی از تلخ‌ترین خاطرات ایرانیان در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی رحلت بنیان­گذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) است. خاطرۀ تلخی که اکنون پس از 27 سال از وقوع آن، هنوز بسیاری از مردم یاد آن روزها را درخاطرداشته و آن را با رسیدن ایّام رحلت حضرت امام(رحمه‌الله علیه) بازخوانی می‌کنند. خصوصاً اینکه این خاطرات نگفته و نشنیده از زبان کسی باشد که مسئولیت مستقیم را در مراسم تدفین آن روح خدا بر عهده داشته است.
 
در همین رابطه سردار سرتیپ پاسدار خسرو عروج فرماندۀ پیشین سپاه حضرت ولی امر(عجل­الله­ تعالی­ فرجه ­الشریف) که در سال‌های آخر دهۀ ۶۰ مسئولیت حفاظت از شخصیت‌ها را برعهده داشت، پس از 27 سال ناگفته‌هایی را از مراسم تدفین حضرت امام(رحمه‌الله علیه)بیان می‌کند که با توجه به مسئولیت مستقیم سپاه تحت امر او در این کار خطیر، جالب و شنیدنی خواهد بود. وی هم اکنون دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
 
  • سردار برای شروع از روند خاکسپاری پیکر مطهرحضرت امام(رحمه‌الله علیه) بگویید؟
 
بسم الله الرحمن الرحیم
برای شروع ابتدا باید بگویم که نیروی مخصوص حضرت ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) که بنده درآن زمان فرماندۀ آن‌ها بودم چه نیرویی بود و چه می‌کرد؟ یکی از یگان‌های سپاه پاسداران یگان نیروی مخصوص حضرت ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف)بود که چهار کار عمدۀ حفاظت ازشخصیت‌ها در سراسر کشور، حفاظت از فرودگاه‌ها و هواپیماهای کشور، به عنوان نیروی واکنش سریع نظام در مواقع حساس و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی همان طور که در کارکرد کل سپاه آمده را بر عهده داشت و مقر این نیرو نیز در شهر تهران قرار داشت.
 
این سپاه از چهار یگان اصلی تشکیل می‌شد که متشکل از یگان حفاظت شخصیت‌ها، یگان حفاظت فرودگاه‌ها، تیپ۶۶ هوابرد و لشکر ۶ ویژه پاسداران که در قالب نیروهای مخصوص حضرت ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) قرار داشتند، بود.
 
 دلیل اصلی اینکه مأموریت حساس دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) را به ما سپردند این بود که اولاً تقریباً همۀ محافظان و کسانی که توانایی انجام این کار را داشتند در این نیرو بودند و موضوع دوم اهمّیّت مراسم و این­که تقریباً طبق برآوردها در کار دفن، باید حدود ۱۰ میلیون نفر کنترل می‌شدند تا خاکسپاری پیکر حضرت امام(رحمه‌الله علیه) به بهترین شکل انجام می‌شد. به این دلایل مهم این برنامه را تحویل نیروهای حضرت ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف)دادند که آن زمان بنده مسئول این نیروها بودم.
 
  • دقیقاً از چه زمانی این مأموریت به شما محول شد؟
 
پس از ارتحال حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه)تصمیم گرفته شد تا برای انجام مراسم وداع اُمت با ایشان و تحت مدیریت کمیتۀ انقلاب اسلامی، پیکر مطهرحضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) به مدت دو روز و به صورتی که در تصاویر مشاهده کرده‌اید در مصلی تهران و در آن محفظۀ شیشه­ای قرار بگیرد تا مردم ایشان را زیارت کنند. برای انجام مراسم کفن و دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه)جلسه­ای در شورای امنیّت کشور و با حضور فرمانده وقت کل سپاه – برادر محسن رضایی – در مقر وزارت کشور برگزار می‌شود. حدود ساعت ۷شب قبل از دفن حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) آقای رضایی با من تماس گرفت و گفت: طبق تصمیم شورای امنیّت این مسئله به دلیل حساسیت کار به سپاه تحویل داده شده و من این مأموریت را به شما به عنوان فرماندۀ نیروهای مخصوص حضرت ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) واگذار می‌کنم و شما باید امشب امور بهشت زهرا(سلام الله علیها) را از کمیته تحویل گرفته و برای مراسم دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در روز بعد برنامه­ریزی کنید.
 
همان شب بلافاصله یک تیم از نیروهای ویژه خود را به بهشت زهرا(سلام الله علیها) اعزام کردم تا محل دفن را از فرمانده وقت کمیته تحویل بگیریم و برادران سپاه آن­جا مستقر شوند.آن شب در حالی که همۀ نیروها و تجهیزات را بُرده بودیم و محل دفن هم مشخص شده بود به دلایل غیرقابل ذکر این کار انجام نشد و ما محل را تحویل نگرفتیم.
 
  • در روز تدفین آنچه از عکس‌ها و تصاویر برمی‌آید پیکر مطهرحضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) با دو تابوت متفاوت تشییع شد، داستان چه بود؟

بله درست می‌فرمایید و من در ادامه به جزئیات این مسئله اشاره خواهم کرد. زمان برای ما بسیار کوتاه بود و باید در همین زمان کوتاه برنامه­ریزی انتقال پیکر مطهرحضرت امام(رحمه‌الله علیه) به محل و چگونگی دفن و اطلاع رسانی به مردم را انجام می‌دادیم و این درحالی بود که ما با تقریباً ۱۰ میلیون نفر حول یک نقطه مواجه بودیم. اتفاقی کاملاًبی­نظیر و در شرایطی که ما امکانات پیشرفته حفاظتی در آن زمان نداشتیم که بتوانیم سدبندی و مانع­گذاری کنیم. به نظر من این عین معجزه بود و کمک امام زمان(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) و روح مطهرحضرت امام(رحمه‌الله علیه) قدم به قدم در این کار به ما کمک می‌کرد.

به هر تقدیر آن شب بهشت زهرا(سلام الله علیها)تحویل سپاه نشد و فردای آن روز (۱۶ خرداد)، ۶ صبح روز دفن جلسه­ای در بهشت زهرا(سلام الله علیها) گذاشتیم تا با هماهنگی کمیته محل دفن تحویل سپاه شود. در آن جلسه که با حضور بیشترمسئولان برگزارشد من نظرم این بود که اعلام کنیم امروز دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) انجام نمی‌شود و دلیل این حرف من این بود که در این مدت کوتاه که هنوز پیکر حضرت امام(رحمه‌الله علیه) به ما تحویل نشده نمی‌توانیم عملیات دفن را به خوبی انجام دهیم، در حین بحث و بررسی این مسئله صدای هلی­کوپتر آمد و دیدیم هلی­کوپترحامل تابوت چوبی حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در حال فرود است و مردم به اسکی زیر هلی­کوپتر چسبیده‌اند.

به هر حال پس از این حادثه انتقال مسئولیت انجام شد و پس از آن رادیو اعلام کرد که پیکر امام صبح دفن نمی‌شود. از سوی دیگر این پیام رادیو و خبرهای صبح به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس رسیده بود و ایشان گفته بودند که کار نگه داشته شود تا بعدازظهر شخصاً به محل بیایم. بعدازظهر آقای هاشمی و آقای موسوی اردبیلی آمدند و قبر و وضعیت را دیدند و به من گفتند برنامۀ شما چیست؟ من هم گفتم اولاً باید چهار هلی­کوپتر در اختیار ما باشد و ثانیاً تابوت باید فلزی باشد و کلید داشته باشد. این ابتکاراتی بود که آن زمان به ذهن ما رسید و بعد برنامه­ریزی فنی کردیم و ۲۰ نفر از برادران قوی جثۀ نیروی مخصوص انتخاب شدند تا این انتقال پیکر از هلی­کوپتر تا قبر توسط آن‌ها انجام و خود من هم با کلید تابوت همراهشان باشم.در تصاویر تلویزیونی این نیروها را زیرتابوت با لباس استتار مخصوص نیروی ولی امر(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) مشاهده می‌کنید. طبق برنامه ما قرار بود تا مردم را به‌وسیله هلی­کوپترهای خالی مشغول کنیم و در این فرصت که حداکثر ۲ دقیقه خواهد بود وقت برای تدفین حضرت امام(رحمه‌الله علیه) خواهیم داشت چراکه در غیر این‌صورت با فشاری که حدود دو میلیون نفر به نقطۀ قبر وارد خواهند کرد، عملاً این کار نشدنی خواهد شد.
 
ما به برادران گفتیم اگر بیش از ۲ دقیقه طول بکشد امکان دادن تلفات است ولذا سرعت عمل در این کار بسیار مهم است. هم­چنین چهار کانتینر را به صورت دو طبقه به هم دیگر جوش دادیم تا بلافاصله پس از دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) به سرعت روی قبر کشیده شود تا هم کسی به قبر دسترسی نداشته باشد وهم نتواند روی کانتینرها رفته و یا آن‌ها را جابجا کند. البته باید همین جا بگویم که همۀ این کارها و سختی‌ها به دلیل ابراز ارادت فوق­العاده مردم به امام­شان بود و این­که واقعاً مردم خاک آن محل را به چشم کشیده بودند و عشق به حضرت امام(رحمه‌الله علیه) همه را محو یک نقطه و آن هم قبرمطهر ایشان کرده بود.
 
  • برسیم به لحظات تدفین و اتفاقات آن دقایق، همه چیز طبق برنامه شما پیش رفت؟
 
به لطف خدا تقریباً طبق محاسبات ما مراسم انجام شد. بعد از انجام برنامه­ریزی‌ها و بررسی محل توسط مسئولان نظام، من به مقاماتی که آمده بودند از جمله مقام معظم رهبری، آقایان هاشمی، موسوی اردبیلی و مرحوم سیداحمد خمینی گفتم که ما با توجه به عملیات روانی که انجام داده بودیم و اعلامی که شده بود مبنی بر دفن نکردن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در امروز و هم­چنین استفاده از چند هلی­کوپترخالی؛ دو دقیقه وقت داریم برای کار تدفین. از اینجای کار به بعد به عقیده من یک ترکیبی از احساسات بود و عقل که باید با غلبه بر احساسات همه تلاش خود را برای انجام صحیح تدفین به کار گیریم. حتی یادم هست که آقای عبدالله نوری نماینده حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در سپاه آمد و گفت: علما باید حضرت امام(رحمه‌الله علیه) را دفن کنند که من گفتم: در این شرایط امکانش نیست و این عملیاتی است که باید طبق برنامه اعلام شده عمل شود و کسی نباید در این کار دخالت کند. ما فقط به آقای ناطق نوری که هم از لحاظ فیزیک بدنی و هم روحیه شخصی قوی بودند اجازه دادیم داخل قبر شود و یک پیرمردی هم به نام مرحوم حاج آقای اربابی که شهید بهشتی و برخی علما را تلقین داده بود داخل قبر شود تا عمل تلقین حضرت امام(رحمه‌الله علیه) را انجام دهد و این دو وارد قبر شدند.
 
طبق برنامه بلافاصله با فرود هلی­کوپتر اصلی، من به همراه ۲۰ نفر از نیروهای قوی و نترس نیروی مخصوص به سرعت زیر تابوت فلزی رفتیم و کلید تابوت هم دست خودم بود.حدود۳۰ ثانیه طول کشید تا تابوت را به قبر رساندیم و خدا آقای اربابی را رحمت کند و عمر طولانی به آقای ناطق نوری بدهد که واقعاً در این مرحله به نظر من از خودگذشتگی کردند چراکه در آن موج جمعیت و گرما و در حالی که ما مثل یک چتر روی قبر خیمه زده بودیم هرآن احتمال می‌دادم این دو نفر دچار خفگی شوند و از طرفی هم آقای اربابی به آرامی تلقین را انجام می‌داد و این کار را سخت­تر می‌کرد.
 
  • در اینجا سه حادثه رخ داد که برای من جالب وتکان دهنده بود.

اوّلین نکته؛ این بود که من وقتی در تابوت را باز کردم بوی بسیار خوشی از این پیکر بلند شد که من نمی‌دانم چه بویی بود و از نیروهای حاضر و آقای ناطق پرسیدم که شما هم این بو را استشمام کردید که تأیید کردند و تا زمانی که کار تدفین به پایان رسید و سنگ لحد را گذاشتیم این بو همچنان به مشام می‌رسید.

اتفاق دوم؛ این بود که با توجه به زمان دفن حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در نیمۀ خرداد و در اوج گرمای ظهر یک ابری بالای سر ما آمد و مثل یک سایه عمل کرد و این درحالی بود که در نقاط دیگر آسمان ابری دیده نمی‌شد و همین مسئله باعث شد تا در این نقطه دما کاهش پیداکرده و کمک بسیار مهمی به ما بود.

نکته سوم؛ این بود که انجام تدفین حضرت امام(رحمه‌الله علیه) من و همۀ نیروها را به یاد روزهای عملیات در جبهه انداخته بود. در زمان عملیات­ها یک انگیزۀمضاعفی در نیروها ایجاد می‌شد که این انگیزه از سوی خود خداست و این حالت و انگیزه را در اینجا نیز احساس کردیم و نیروها نیز همین حال را داشتند و در این کار این احساس و انگیزه قوی بسیار مهم بود حتی برخی شخصیت‌ها قبل از آن می‌خواستند بیایند امّا تا به قبر نزدیک می‌شدند گریه می‌کردند و احساسات بر آن‌ها غلبه می‌کرد و این نکتۀ مهمی بود که اگر کسی در این موقعیت حساس گریه کند و خود را ول کند به درد این عملیات نمی‌خورد.

نزدیک ۳ دقیقه کار دفن به طول انجامید تا ما دست آقای ناطق و اربابی را گرفتیم و خارج شدند و ۲ دقیقه هم طول کشید تا با جرثقیل که آماده شده بود کانتینرها را روی قبر کشیدیم.

این مراسم در مجموع ۷ دقیقه به طول انجامید و خدا را شکر به خوبی به پایان رسید؛ شخصیت‌هایی هم که در جایگاه حضور داشتند از جمله مقام معظم رهبری، آقای هاشمی، آقای موسوی اردبیلی، سیداحمد آقا و… دخالت نکردند چون حال مناسبی نداشتند و خوشبختانه همگی در انتها راضی بودند و تشکر کردند.
 
  • نکتۀ جالبی در کار تدفین حضرت امام(رحمه‌الله علیه) که شخصاً تجربه کرده باشید به یاد دارید؟
 
نکتۀ جالب این بود که خود من و نیروهایم در این مدت احساسات خود را فراموش کرده بودیم و به عبارتی سنگی شده بودیم؛چراکه در صورت احساساتی شدن یا گریه­کردن این عملیات موفق نمی‌شد و من به نیروها هشدار داده بودم که کسی حق گریه­کردن ندارد. نکته دیگر این بود که اگرچه همه مملکت در دفن امام(رحمه‌الله علیه)حاضر بودند امّا بین سپاه و امام(رحمه‌الله علیه)علاقه و رابطۀ خاصی وجود داشت و تحمل این لحظات از سخت‌ترین کارها محسوب می‌شد. امّا بعد از پایان کار تدفین همگی در گوشه­ای نشستیم و تا شب به عزاداری و گریه پرداختیم.

بعد از حادثه برای پیکر حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در بار اوّل پیکر به جماران منتقل شد و در همان چند ساعت این تابوت فلزی تهیه شد و بیت حضرت امام(رحمه‌الله علیه) هم با این کار موافقت داشتند و همکاری خوبی انجام دادند.
 
  • آیا این فکر که پیکر امام هم مثل سایر مراجع و شخصیت‌ها در یک ماشین مخصوص تشییع شود به ذهن نیامد؟
خیر به هیچ وجه. تشییع حضرت امام(رحمه‌الله علیه) با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نبود چراکه تعداد حضور مردم و سبک ابراز ارادت آن‌هابی­نظیر بود و مردم هم­چون موج اقیانوس سر از پا نمی‌شناختند و فکر می‌کنم اگر روح ملکوتیحضرت امام(رحمه‌الله علیه) کمک نمی‌کرد مشکلات ما بیشتر می‌شد و این جمعیت کنترل نمی‌شد.
 
کنترل امنیتی جمعیت در برابر اقدامات تروریستی چگونه بود؟
کارهایی کردیم امّا در حد بضاعتمان مثلاً یک رینگ کانتینر گذاشتیم تا جلوی فشار گرفته شود امّا تأثیر زیادی نداشت و موج جمعیت بیش از اندازه بود و تنها با توکل به خدا کارها را جلو بردیم و خدا را شکر مشکلی هم در این زمینه ایجاد نشد.
 
امنیّت محل، پس از دفن هم با شما بود؟
بله حداقل ۲ هفته دست ما بود و بعد هم با مقداری تقویت نفرات و تجهیزات به یکی از یگان‌های ما که تیپ حفاظت از بیت امام(رحمه‌الله علیه) در جماران بود سپردیم که تاکنون هم همان بخش کار حفاظت را برعهده دارد.در پایان باید باز برآن تأکید کنم این است که مطمئن باشید اگر ید بیضایی خدا و روح حضرت امام(رحمه‌الله علیه) و شهداء نبود که به ما کمک کردند، هیچ کس نمی‌توانست این کار را انجام دهد و ما در برابر فشار میلیون‌ها نفر ارادتمند حضرت امام(رحمه‌الله علیه) توانایی مقاومت نداشتیم و به لطف خدا و امام زمان(عجل­الله­تعالی­فرجه­الشریف) راضی هستیم که این افتخار نصیب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.
 
این مصاحبه دوستانه با سرادر خستگی ناپذیر حاج خسرو عروج از فرماندهان جنگ 33 روزه لبنان و از دوستان صمیمی رهبران جبهۀ مقاومت اسلامی نظیر: سیدحسن نصرالله، شهید حاج عماد مغنیه، شهید قنطار و شهید مصطفی بدر الدین که منتشر شد.
  • .......