مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

  • .......

  • .......

  • .......

  • .......

مام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل»(آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) ... پناه نمی برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com
4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است:


 «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) 

فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

  • .......
اگرچه در سالیان اخیر جمعی از کارشناسان سیاست‌زده درصدد القای فرصت بودن سالمندی جمعیت کشور هستند، ولی باید دانست امروزه بیش از 45 درصد کشورهای جهان با طراحی و اجرای دقیق سیاست‌های حمایت از خانواده و فرزندآوری درصدد اصلاح ساختارهای جمعیتی هستند و رویکرد ممانعت از افزایش نرخ سالمندی جمعیت‌شان را قویا دنبال می‌کنند.
گروه اجتماعی رجانیوز- صالح قاسمی: سالمندی از منظر فردی مقطعی اجتناب‌ناپذیر از مراحل زندگی هریک از افراد جامعه است که متضمن ارزش‌گذاری، احترام و تکریم اجتماعی است اما در مقابل، سالمندی هرم سنی جوامع نه تنها اجتناب‌ناپذیر نبوده و کاملا قابل مدیریت است بلکه وقوع پدیده سالمندی جمعیت پیامدهای سوء گسترده‌ای را در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اجتماعی و غیره برای اجتماعات بشری به همراه خواهد داشت.
 
سالمندی تعاریف مختلفی دارد که به سه بعد روانی، اجتماعی و تقویمی تقسیم‌بندی می‌شوند که شایع‌ترین تقسیم‌بندی نیز از نظر تقویمی است که تعاریف آن بر اساس امید به زندگی متفاوت است. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) سن سالمندی از ۶۰ سال و بالاتر تعریف شده است. سازمان بهداشت جهانی میانگین سنی را اینگونه طبقه‌بندی می‌کند:
 
ـ 60 ـ 75 سالمند جوان (Young old) 
ـ 75 ـ 90 سالمند  (Old)
ـ 90 به بالا کهنسال  (Oldest old)
 
مسئله سالمندی در سال‌های اخیر به عنوان یک موضوع اساسی آنچنان اذهان جهانیان را به خود معطوف کرده‌است که سال 1999 به عنوان سال جهانی سالمندان نام گرفت. بطور کلی پیری جمعیتی یا گروهی عبارتست از ترکیب خاص اجتماعات از نظر درصد افراد سالخورده جامعه که به علل زیر پدید می‌آید:
 
- کاهش میزان موالید
- بالا رفتن متوسط طول عمر
- کاهش میزان مرگ و میر
 
آمار و ارقام حاصل از سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن نشان می‌دهند که تعداد جمعیت سالمندان در ایران در دهه‌های اخیر بطور محسوسی در حال افزایش بوده‌است. آمار گویای آن است که نسبت جمعیت سالمند کشور طی سال‌های 1335 تا 1385 از آهنگ یکنواختی برخوردار نبوده‌است و تعداد جمعیت سالمند ایران (سنین 60 ساله و بیشتر) از 1.172.679 نفر در سال 1335 به 5.121.838 در سال 1385 رسیده‌است. به عبارت دیگر جمعیت سالمند کشور در دوره 50 ساله مورد بحث 4/4 برابر شده‌است و این در حالی است که جمعیت کل کشور در همین دوره 3/7 برابر شده‌است.
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از پایان دفاع مقدس، از سال 1367 دولت وقت سیاست تحدید موالید را اعلام کرد و متعاقب آن برنامه‌های تنظیم خانواده را بصورت گسترده به مرحله اجرا درآورد. با اجرای غیرکارشناسی و بیست و پنج ساله سیاست‌های تنظیم خانواده، نرخ باروری از میزان 6/5 فرزند به ازای هر زن در سال 1365 به 1/8 فرزند در سال 1395 رسید و در حال حاضر ایران پایین‎ترین نرخ باروری دنیای اسلام را به خود اختصاص داده‌است. سالمندی جمعیت کشور و تغییرات نگران‌کننده ساختار هرم سنی یکی از پیامدهای سقوط نرخ باروری بوده‌است که بر اساس آمارهای آینده‌نگاری جمعیت همچنان تداوم خواهد داشت.
 
مطالعات جمعیتی اثبات می‌کنند که طی سالیان آینده روند سالمندی جمعیت ایران با سرعت و شدت بیشتری تداوم خواهد داشت و در آینده نه چندان دوری ایران با پدیده سالمندی قطعی جمعیت روبرو خواهدشد که شروع کاهش تعداد جمعیت کل کشور هم از توابع آن خواهدبود.
 
 
بر اساس الگوی پیش‌بینی جمعیت توسط صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و در صورت تداوم روند کنونی، ایران از سال 1425 یعنی از حدود 30 سال آینده در مسیر کاهش جمعیت قرار خواهدگرفت و سالانه حدود 600.000 نفر از جمعیت کل کشور کاسته خواهدشد. البته بدیهی است با نرخ بالای سالمندی و تداوم تنزل نرخ باروری در ایران، امکان وقوع زودتر این پدیده نیز متصور است.
 
 
یکی از نتایج قابل تامل پژوهش‌های تحولات سالمندی این است که هم‌اینک نرخ رشد جمعیت سالمندان کشور بیش از سه برابر میانگین نرخ رشد جمعیت کل کشور است و این یعنی زنگ خطر سالمندی جمعیت در ایران به صدا درآمده‌است و باید به زودی منتظر پدیده‌ای تحت عنوان «سونامی سالمندی ایران» باشیم. همین آمارها حاکی از آن است که طی حدود بیست سال آینده، نسبت نرخ رشد جمعیت سالمندان به نرخ رشد جمعیت کل کشور، شانزده به یک خواهدشد.
 
 
برای فهم بهتر مفهوم سونامی سالمندی جمعیت ایران، دو تصویر زیر را با دقت با یکدیگر مقایسه کنید. بر اساس مقایسه نقشه توزیع سالمندی جهان در سال‌های 2015 و 2050 درمی‌یابیم که ایران تنها طی 35 سال از یک کشور جوان به یک کشور سالمند تبدیل خواهدشد. بعبارت دیگر در حالیکه در سال 2015 سالمندان بالای 60 سال تنها 8 درصد جمعیت ایران را تشکیل داده‌اند ولی در نتیجه سرعت پدیده سالمندی جمعیت، در سال 2050 حدود 33 درصد جمعیت کل کشور سالمند خواهدبود و علیرغم اینکه ایران هنوز مسیر پیشرفت تکنولوژیک و پویایی اقتصادی را نپیموده‌است درصد قابل‌توجهی از جمعیت خود را در چرخه کار و تولید از دست خواهدداد.
 
 
 
اگرچه در سالیان اخیر جمعی از کارشناسان سیاست‌زده درصدد القای فرصت بودن سالمندی جمعیت کشور هستند، ولی باید دانست امروزه بیش از 45 درصد کشورهای جهان با طراحی و اجرای دقیق سیاست‌های حمایت از خانواده و فرزندآوری درصدد اصلاح ساختارهای جمعیتی هستند و رویکرد ممانعت از افزایش نرخ سالمندی جمعیت‌شان را قویا دنبال می‌کنند. این درحالی است که بر پایه داده‌های آماری موجود از تحولات جمعیت در جهان، ایران در سده 1950 تا 2050 سریعترین سیر تغییرات میانه سنی جمعیت را در بین همه کشورهای جهان اعم از توسعه یافته و کمتر توسعه یافته به خود اختصاص داده‌است.
 
 
مبتنی بر اطلاعاتی که در جدول فوق به نقل از صندوق جمعیت سازمان ملل متحد می‌خوانیم، در حالیکه کشورمان در سال 1950 با میانه سنی 21/9 سال یکی از جوان‎ترین کشورهای جهان بوده‌است، ولی در سال 2050 یعنی تنها در حدود سی سال آینده با میانه سنی 44/7 سال بالاتر از میانه سنی کشورهای توسعه یافته، کشورهای کمتر توسعه یافته و همینطور بالاتر از متوسط میانه سنی کل جهان قرار خواهدگرفت و این همان کابوسی از سالمندی است که جمعیت ایران اسلامی تمدن‌ساز را تهدید می‌کند.
 
* پژوهشگر و نویسنده مجموعه «جنگ جهانی جمعیت»

آلبوم تصاویر

  • .......


با ارسال نامه سرگشاده‌ به شیخ الازهر مطرح شد؛

پاسخ حکیمانه و مستدل آیت الله مکارم درباره ازدواج موقت

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند احمد الطیب، شیخ الأزهر به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت، نامه سرگشاده‌ای صادر کرد.

به گزارش رجانیوز به نقل از خبرنگاران جوان، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به حمله تند شیخ الأزهر، دکتر «احمد الطیب» به مکتب اهل بیت(ع) در موضوع ازدواج موقت نامه سرگشاده ای صادر کرد که متن نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
فاضل ارجمند، برادر دکتر احمد الطیب
شیخ الأزهر شریف(دامت تأییداته)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیدوارم که در سلامتی و تندرستی به سر ببرید و خداوند در انجام واجبات مقدس در خدمت به دین و امت اسلامی پشتیبان و حامی شما باشد؛ چرا که خداوند شنوا و اجابت کننده است!

 

ما همیشه تلاش‌های سازنده شما در راستای تحکیم روابط برادرانه میان قشرهای مختلف امت اسلامی را ستوده‌ایم؛ چرا که این تلاش‌ها، تلاش‌هایی مبارک برای از بین بردن شکاف در ساختار استوار و مستحکم امت اسلامی است، و با این اقدامات به کسانی که قصد سوئی نسبت به اسلام دارند مجالی نمی­ دهد!

تاریخ، مواضع شجاعانه و حکیمانه شما در مقابله با تلاش‌های بنیاد شکست خورده وهابیت جهت تسلط بر الأزهر شریف و استفاده از آن برای پیشبرد اهداف شوم خود را ثبت خواهد کرد.

این مواضع شما برای همیشه به عنوان کارنامه ای درخشان و پر تلألو در تاریخ الأزهر شریف باقی خواهد ماند.

 

برادر بزرگوار! خبرگزاری­ ها نطق تلویزیونی شما در رابطه با موضوع ازدواج موقت را پخش کردند، من صریح می­ گویم که این سخنان هم موجبات شگفتی بنده را فراهم ساخت و هم باعث نارضایتی و ناراحتی بنده گردید؛ زیرا این زبان و ادبیات سخن گفتن را در جنابعالی سراغ نداشتیم. سخنان شما تند و تحریک کننده بود. حال آنکه شما از گذشته تا کنون، همواره خواهان میانه روی، رعایت انصاف و تکیه بر منطق برتر بوده اید!

سخنرانی شما در تلویزیون مصر، به مثابه هجمه ای تند و سنگین به مکتب اهل بیت(علیهم السلام) در موضوع ازدواج موقت بود. بلکه در این سخنان به تمام مفتی­ های اهل تسنن که قصد داشتند بر اساس این موضع فتوا بدهند نیز حمله شده است؛ چرا که شما صدور اینگونه فتواها را خیانت دانسته اید، و این برخورد عجیبی است که مطلقا در تاریخ فقه اسلامی سابقه ندارد! «ابن عباس» -همان­طور که مشهور است- به جایز بودن آن (ازدواج موقت) فتوا می­ داد، آیا به نظر شما درست است که به آن برچسب خیانت بچسبانید؟ آیا در این اقدام، تهمت زدن و انکار حقیقت نهفته نیست؟!

 

لازم است –در این رابطه- توجه شریفتان را به نکات زیر جلب نماییم:

۱- ازدواج موقت وسیله­ ای برای سوء استفاده هوس­بازان و همجنس بازان نیست! به همین دلیل در پرسش­ هایی که از ما مطرح می شود ما فتوا داده ایم که ازدواج موقت تنها در صورتی جایز است که ضرورت ایجاب کند، مثلا زمانی که فرد از خانواده اش دور است و بیم آن می­رود که اگر از این حکم یاری نجوید، در دام فسق و فجور گرفتار آید، یا اینکه فردی مجرد است و با وجود نیاز مبرم جنسی، امکان ازدواج دائم برای او فراهم نیست! بر این اساس اگر ازدواج موقت را ازدواج ضرورت بنامیم، به خطا نرفته ایم!

روایاتی که در این موضوع از اهل بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده است، بر این مطلب دلالت دارد.

 

۲- در پایین شواهدی از شخصیت­ های برجسته اهل سنت در مورد آرای «ابن عباس» ذکر می کنیم، این شواهد حاوی اشارات مهم و پرمغزی است که شاید تصویر مشهور در ذهن عموم فقها نسبت به گفتمان ازدواج موقت را بشکند:

«الزیعلی» در کتاب «تبیین الحقائق» در شرح این جمله (و بطل نکاح المتعه/ ازدواج موقت باطل اعلام شده است) صریحا می­ گوید:

«مالک گفته است: ازدواج موقت جایز است؛ زیرا امری شرعی است پس باید به عنوان یک حکم باقی بماند تا اینکه ناسخی برای آن پیدا شود. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در مورد این مسأله مشهور است و بسیاری از صحابه یمنی و مکی وی نیز در این مسأله از او تبعیت کرده­اند.

 

در این زمینه، به این آیه قرآن استناد شده است: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ" (و زنانی را که متعه می‏ کنید مهر آنها را، واجب است بپردازید). «عطاء» به نقل از «جابر» می­­ گوید که ما در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و ابوبکر و نیمی از دوران خلافت عمر حکم ازدواج موقت را اجرا می­ کردیم، سپس بنا به گفته­ی «ابوسعید الخدری»، «عمر» مردم را از این کار بازداشت، ولی شیعه همچنان به این حکم معتقد است».[۱]

 

«ابن رشد» در کتاب «بدایة المجتهد» گفته است: «بیشتر صحابه و فقهای تمامی کشورها، این حکم را حرام دانسته اند. حکم به حلّیت توسط ابن عباس در این زمینه مشهور است و صحابه مکی و یمنی وی نیز در این حکم از او تبعیت نموده اند، و نقل کرده اند که «ابن عباس» در سخنان خود به این آیه: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ"، و این عبارت "إلی أجل مسمی" استناد می نمود، از «ابن عباس» نقل شده است که گفت: حکم ازدواج موقت جز رحمت و مهربانی از سوی خداوند _ عز وجل _ نیست، که با این حکم به امت محمد(صلی الله علیه و سلم) ترحّم نموده است، و اگر «عمر» مردم را از این حکم نهی نمی­ کرد کسی جز شقی مجبور به زنا نمی­ گردید».[۲]

 

«الثعلبی» در کتاب «الکشف و البیان» آورده است: «... گفتم: جز عمران بن الحصین، عبدالله بن عباس و برخی از شاگردانش و گروهی از اهل بیت کسی ازدواج موقت را جایز نمی­داند».

سپس در مورد ازدواج موقت می­ گوید: «در مورد این آیه اختلاف نظر ایجاد شد که محکم است یا منسوخ؟ ابن عباس گفت: این آیه محکم است و حکم به جواز ازدواج موقت داد».[۳]

 

«الزرقانی» در شرح خود بر «الموطاء» می­ نویسد: «در ادامه این سخن خود (جز رافضی ها بقیه مخالف هستند) می­ گوید که گروهی از صحابه مانند جابر، ابن مسعود، ابوسعید، معاویه، اسماء بنت ابوبکر، ابن عباس، عمرو بن الحویرث، سلمه و نیز گروهی از تابعین، حکم ازدواج موقت را جایز دانسته اند. در مورد اینکه آیا ابن عباس نظر خود را به حرمت این حکم تغییر داده است یا نه، اختلاف نظر ایجاد شده بود که «ابن عبد البر» گفت، شاگردان مکی و یمنی وی این مسأله را حلال می دانند».[۴]

 

«ابن حزم» در «المحلّی» می­ گوید: «حلال شمردن این حکم پس از رسول خدا(صلی الله علیه و سلم) توسط برخی از سلف (رضی الله عنهم) اثبات شده است. این افراد که برخی از صحابه(رضی الله عنهم) نیز به شمار می­ روند، عبارتند از: أسماء بنت ابوبکر صدیق، جابر­ بن عبدالله، ابن مسعود، ابن عباس، معاویة بن ابی سفیان، عمرو بن حریث، ابوسعید الخدری، سلمه، معبد ابنا أمیة بن خلف...»[۵]

 

«ابن تیمیه» در «مجموع الفتاوی» آورده است: «ازدواج موقت در مقایسه با ازدواج دائم از سه جنبه بهتر است... دومین دلیل این است که، ابن عباس و گروهی از سلف این کار را جایز می­ دانند». [۶]

 

«السرخسی» در «المبسوط» می­ گوید: « مسأله ازدواج موقت ... ما این مسأله را باطل می­ دانیم، ولی «مالک بن أنس» بر اساس نظر ابن عباس(رضی الله عنه) آن را جایز می داند».[۷]

 

این شواهد و مطالب، نظر «ابن عباس» و گروهی از صحابه، تابعین و فقهای اهل تسنن را نشان می­ دهد، آیا با توجه به این مطالب درست است که هرکس فتوای جایز بودن ازدواج موقت را صادر کند او را بدان توصیفات زشت و زننده بخوانیم؟!!!

 

۳- در سخنان­تان گفتید: «... این مسأله ازدواج موقت است، و عقدی که با این قصد خوانده شود بنا بر اجماع اهل سنت باطل است...».

شما در این عبارت ادعای اجماع نموده اید، حال آنکه ادعای اجماع با این سبک و سیاق و پس از ادله ای که در بالا ارائه شد، خالی از تکلّف و آمیختگی با اظهار نظرهای شخصی نیست؛ یکی از علمای شما نیز به این مطلب اشاره کرده است و می­ گوید: «حرام دانستن این مسأله از سوی فقهای اهل سنت حالتی شبه اجماع دارد، می­ گوییم: شبه اجماع؛ زیرا نقل شده است که ابن عباس(رضی الله عنه) این مسأله را جایز می داند، همچنین بیشتر شاگردانش مانند، عطاء و طاووس و ابن جریح نیز حکم به جواز آن داده اند... .

 

... ابوبکر نیز در مورد این مسأله، نظری متفاوت ]با نظر شما[ دارد؛ او گفته است: ازدواج موقت مکروه است و نه حرام؛ زیرا «ابن منصور» از «احمد» در این مسأله سؤال کرد و او در پاسخ گفت: اجتناب از آن نزد من پسندیده تر است و گفت: ظاهر این سخن دلالت بر کراهت ازدواج موقت دارد نه حرام بودن آن...». [۸]

 

این است وضعیت آن اجماعی که ادعا شده است! سبک و سیاق فقه اقتضا می­ کند که گفته شود: قول مشهور نزد علمای اهل سنت بر حرمت این مسأله است!

سپس اظهار داشته اید: [شیعه دوازده امامی با اهل سنت به مخالفت برخاسته اند و ازدواج موقت را مباح شمرده اند، و بر اساس روایاتی که در دست دارند و برداشت شخصی از برخی آیات قرآن بنا بر این عقیده عمل کرده­اند، ولی علمای اهل تسنن سخن آنان را رد و تکذیب کرده اند، در این رابطه دکتر «علی حسب الله» در پاسخ به آنان (شیعه) می­ گوید: «هرگاه خواستید عقیده خود را توجیه کنید، به قرآن استناد نکنید؛ زیرا در قرآن حتی یک کلمه هم وجود ندارد که نشان بدهد این ازدواج مباح است...»].

 

نکته قابل توجه در اینجا این است که شما به اجماع تمام اهل سنت بر بطلان ازدواج موقت تأکید کرده­ اید، و این را دلیلی برای خود قرار داده اید، حال آنکه از یک نکته غفلت نموده اید، تمامی ائمه اهل بیت به جایز بودن ازدواج موقت فتوا داده اند، و فقهای آنان نیز همگی این مسأله را جایز دانسته اند، بر این اساس: آیا به نظر شما درست است که بدون در نظر گرفتن اجماع دوم، اجماع اول را معیار قرار داد؟ با اینکه شما در مصاحبه با شبکه «النیل» اظهار داشتید که پیرو نظر شیخ مغفور «محمود شلتوت» مذهب امامی به عنوان پنجمین مذهب شمرده می­ شود، و انتقال از دیگر مذاهب به این مذهب اشکالی ندارد، و این انتقال همانند انتقال از مذهب مالکی به شافعی صحیح است!

 

دلیل نادیده گرفتن و انکار اجماع دوم چیست؟!

و بدتر از آن، این سخن شماست: «علمای اهل سنت سخن آنان (شیعه) را رد و تکذیب نموده اند» و در ادامه آن، اظهارات دکتر «علی حسب الله» را آورده اید!

این سخن، سخنی عجیب است؛ زیرا صرف ادعایی بیش نیست! و از کی تا حالا علمای مسلمان ادعا را به عنوان دلیل در احتجاجات پذیرفته اند؟ این تنها یک سخنرانی است که به هیچ دلیل و برهانی تکیه و استناد ندارد، و در نتیجه نه ثمره ای دارد و نه دردی را دوا می­ کند!

 

علاوه بر آنچه گفته شد، مطلبی نیز از عمر بن الخطاب مشهور است که گفت:« ... در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) دو متعه وجود داشت که من از آن دو نهی می کنم و کسی که آن را انجام دهد مجازات می­ کنم: متعه زنان و متعه حج ...». [۹]

 

ما در اینجا سخن «عبدالله بن عمر» در مورد متعه حج را آنگونه که در «سنن الترمذی» آمده است، نقل می­ کنیم:

«...ابن شهاب به نقل از سالم بن عبدالله و او به نقل از مردی شامی می­ گوید، شنیدم مردی شامی از عبدالله بن عمر در مورد متعه حج می پرسد، عبدالله در پاسخ گفت: حلال است، مرد شامی گفت: پدرت از آن نهی کرده بود، عبدالله پاسخ داد: اگر پدر من آن را حرام کرده باشد و پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را وضع کرده باشد، به نظر تو باید دستور پدر من اجرا شود یا دستور رسول خدا؟ مرد پاسخ داد: دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، و عبدالله گفت: این حکم را رسول خدا وضع نموده است».

«الألبانی» منبع این حدیث را صحیح می داند.

 

ما نیز در متعه زنان از دستور پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) پیروی می­ کنیم و دستور عمر را همانند فرزندش عبدالله به کناری می­ نهیم!

و باید بگوییم که در موضع عبدالله بن عمر نسبت به رأی پدرش دلیل واضح و آشکاری نهفته است؛ زیرا تأکید می­ کند که تصمیم ممنوعیت این دو متعه تصمیمی بود که عمر شخصا انجام داد، و بیانگر نظر رسول خدا در این دو مسأله نیست، همان­طور که «عمر» خودش نیز قبلا بر این مطلب تأکید کرده بود. بر خلاف آنچه که فخر رازی و امثال او در این رابطه ادعا می کنند. در نتیجه تلاش­ های «فخر» و هم قطارانش در توجیه این کار «عمر» بی نتیجه مانده است! [۱۰]

 

شایان ذکر است که «عبدالله بن عمر» با این اظهارات خود ابهام­زدایی نموده است؛ و از امری بی­ نهایت مهم پرده برداشته است. امری مبنی بر اینکه در مسأله حرام دانستن متعتین، این گروه، به بهانه نسخ آیه­ و روایات منسوب به پیامبر و همچنین ادعای اجماع بر این حکم را مستمسکی برای توجیه موضع «عمر» نسبت به این مسأله قرار دادند. در حقیقت آنان اصل را به شخص دادند و برای میراث و سنن اسلام نقشی فرعی و حاشیه ای قائل شدند. حتی از این میراث در راستای دفاع از شخص خلیفه «عمر»، استفاده نمودند.

به نظر می­رسد که این شیوه یک رویکرد دائم و همیشگی در ادبیات این طیف بوده است. رویکردی که متاسفانه بسیارخطرناک است!

 

۴- تصویری که شما از ازدواج متعه در احکام شیعه ارائه می­ دهید تصویری ناقص، تحریف شده و ناهمگون است، که با آنچه لزوم رعایت امانت علمی در نقل قول نظر افراد اقتضا می­ کند، همخوانی ندارد! اجازه بدهید تا صریح با شما سخن بگویم، شما در این مورد با زبان سیاستمداران سخن گفته اید! حال آنکه در ابتدای تصدی امامت الأزهر در کنفرانس گفتگوی ادیان در واشنگتن وعده دادید که: «اختلاف میان ما و شیعه مانند اختلاف میان من به عنوان یک سنی مالکی با یک سنی حنفی است... و ما بر این مطلب تأکید می­ کنیم و به آن پایبند هستیم و از ورود این مسائل به بازی­های سیاسی ممانعت بعمل می­ آوریم» پس چه شد که از آن سخنان روی برگردانید؟

امیدواریم که اوضاع و احوال به مجرای طبیعی خود برگردد، و با زبان مورد پذیرش علما سخن بگوییم، و در مسائل مهم و اساسی امت به اصول گفتمان سازنده پایبند باشیم!

شما در مورد ازدواج موقت گفته اید: «ازدواج موقت عبارت است از یک دیدار موقت میان زن و مرد که تنها با هدف ارضای شهوت صورت می­ گیرد...».

 

هدف از ازدواج موقت تنها ارضای شهوت نیست، بلکه یک نیاز عاطفی مبرم نیز وجود دارد که شاید اهمیت آن از خاموش ساختن آتش شهوت کمتر نباشد! در بالا گفتیم که این ازدواج مختص شرایط اضطراری است؛ یعنی کسانی که تحت فشار شدید و کشنده جنسی هستند به گونه ای که اگر از این امر اجتناب کنند، ممکن است تا مرز جنون پیش بروند! بنابراین اگر هدف از ازدواج موقت برطرف کردن مشکل جنسی میلیون ها زن و مرد باشد خود برای شرعی بودن این هدف کفایت می­ کند!

 

۵- در سخنرانی شما آمده است: «... کدام زن آزاده ای است که این خواری را بپذیرد؟ آیا این کار به معنای فروش جسمش به یک مشت پول نیست؟ تفاوت او با فاحشه ها چیست؟! ...».

 

بسیار متأسفم. آیا ازدواج موقت در صدر اسلام و زمانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور آن را صادر کردند، خفت و خواری برای زن آزاده به شمار می­رفت و به معنای فروختن جسم او بود و آیا زن آزاده فاحشه محسوب می­ شد؟! این مسأله در حال حاضر نیز اینگونه است. بنابراین، ازدواج موقت یک نیاز مبرم از سوی دو طرف عقد است که آنها را وامی­دارد تا به محض اراده، عقدی را جاری سازند که به موجب آن هر کدام از آن دو برای مدتی از یکدیگر بهره مند شوند. در ازدواج دائم نیز شرایط اینگونه است! اندوه من نسبت به اینکه حکم خدا با این اوصاف توصیف می­ شود فراوان است و پایانی ندارد، هرچند که فرض کنیم این حکم منسوخ است!

 

ازدواج موقت همان ازدواج دائم است، و تنها برخی شروط آن مستثنی شده است. این مسأله هم امر عجیبی نیست، برخی از فقهای اهل سنت ازدواج مسیار (ازدواج در مسافرت) را مشروع می دانند. در این ازدواج پرداخت نفقه به زن و تأمین مسکن وی استثنا شده است، و فقهای اهل سنت با آزادی کامل در این مورد فتوا صادر کرده­اند و هیچ کس آنان را به موجب این فتوا متهم به خیانت ننموده است! چه فرقی میان این دو وجود دارد؟

 

اما در مورد بحث آرامش، مودت و مهربانی ای که در سخنان شما آمده است باید بگویم، این موارد حکمت ازدواج محسوب می­ شود، و حکم ازدواج بر مدار آن نمی­ گردد؛ چرا که عدم حصول آن در ازدواج دائم نیز منجر به ابطال این ازدواج نمی­ شود. علاوه بر اینکه گاهی اوقات تمامی این موارد در ازدواج موقت نیز محقق می شود؛ زیرا این ازدواج برای یک روز و دو روز نیست؛ بلکه گاهی عقد برای چند ماه یا چند سال نیز جاری می­ گردد، و بر این اساس، امکان تحقق آرامش، مودت و مهربانی در ازدواج موقت نیز وجود دارد. بنابراین، این موارد دلیل مناسبی برای تکذیب مشروعیت ازدواج موقت فراهم نمی­ سازد.

 

۶- از جمله مواردی که در سخنرانی شما ذکر شده عبارتند از: «الأزهر معتقد است: ازدواج موقت حرام و همانند فحشا است».

آیا درست است که الأزهر شریف، فتوای یکی از مذاهب پنج­گانه ای که به رسمیت می­ شناسد را فتوایی ملازم با فحشا توصیف نماید؟!

در «صحیح مسلم» آمده است که پیامبر خدا سه بار به «عام اوطاس» جواز ازدواج موقت داد... . [۱۱]

آیا _ العیاذ بالله _ پیامبر مجوز فحشا صادر کرده است؟!

 

«جابربن عبدالله» در حدیثی که در «صحیح مسلم» نیز آمده، گفته است:

«ما در زمان پیامبر، ابوبکر و عمر حکم ازدواج متعه(موقت) را اجرا می­ کردیم».[۱۲]

همچنین در صحیح مسلم به نقل از وی(جابر) آمده است: «ما در زمان پیامبر و ابوبکر حکم ازدواج متعه را انجام می دادیم، تا اینکه «عمر» در قضیه «عمرو بن حریث» مردم را از اجرای این حکم نهی کرد...». [۱۳]

آیا جابر بن عبدالله و دیگر صحابه مرتکب فحشا می­ شدند؟!

 

عجیب این است که پس از این همه بزرگنمایی و تکذیب در راستای حرام بودن ازدواج موقت، فقهای اهل تسنن گفتند: « علی رغم بطلان این مسأله، احکامی بر آن مترتب می­ شود که عبارت است از:

۱- در ازدواج موقت، طلاق بر زن واقع نمی­ شود و ایلاء، ظهار و لعانی نیز وجود ندارد. در این ازدواج طرفین از یکدیگر ارث نمی­برند، و برای هیچکدام از آنها حکم احصان ثابت نمی­ شود، و همچنین برای کسی که سه بار زنش را طلاق داده باشد، ازدواج موقت با آن زن مباح نیست.

 

۲- در ازدواج موقت تا زمانی که مرد اقدام به دخول نکرده است، حقوقی از قبیل مهریه، متعه و نفقه بر عهده او قرار نمی گیرد، و اگر دخول صورت گرفت زن از حق مهرالمثل برخوردار می شود. و اینکه در مذهب شافعی و سخنی منسوب به «احمد» و در نقلی از مذهب مالکی از مهر مسمّی نام برده شده­ است بدان دلیل است که قید زمان در تعیین مقدار مهریه تأثیر دارد. نظر حنفیه بر این است که اگر به زن دخول شود، در صورتی که مهر مسمّی وجود داشته باشد، از میان مهر مسمّی و مهر المثل، هر کدام که کمتر است به او تعلق می گیرد و اگر مهر مسمّی وجود نداشته باشد، مهر المثل به او تعلق می­گیرد حالا می خواهد هر چه قدر باشد. اما مالکیه و حنابله بر این اعتقادند که با دخول، مهر المسمّی برای او ثابت می شود و این نظر اللخمی مالکی است.

 

۳- اگر زن در جریان ازدواج موقت صاحب فرزند شود، نسب آن فرزند به واطئ برمی گردد، چه آن مرد این ازدواج را ازدواجی درست بداند یا نه؛ زیرا او در شرایط شبه عقد قرار دارد و زن با او هم­بستر گردیده است. مدت زمان معتبر برای تعیین نسب از زمان دخول محاسبه می­شود، و فتوای حنفی­ ها بر این اساس استوار است.

 

۴- در ازدواج موقت نیز، پس از دخول، همان محرمیت­ هایی که در ازدواج دائم بین زن و مرد و والدین و فرزندانشان بوجود می آید، حاصل می شود.

 

۵- کسی که اقدام به ازدواج موقت نماید چه زن و چه مرد، محکوم به حد نمی‌شود؛ زیرا حدود در صورت وجود شبهه برداشته می­شود (الحدود تُدرأ بالشبهات). شبهه در اینجا همان مسأله اختلافی بودن حکم این نوع ازدواج است، لذا اگر کسی با علم به اینکه این کار حرام است مرتکب آن شود، تعزیر می‌شود؛ چرا که مرتکب معصیت شده است. اما حد و کفاره ای بر او ثابت نمی‌شود. [۱۴]

 

در پایان، بار دیگر این مطلب را تکرار و تأکید می‌کنیم که ازدواج موقت، پاسخی در جهت ارضای جنون جنسی و گرایشات جنون آمیز سرکش نیست، بلکه _ بر اساس مکتب اهل بیت (علیهم السلام) _ راه حلی است که خداوند برای درمان مشکلات موجود در جوامع بشری تعیین نموده است، _ این راه درمان، از روایات اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) به دست می­ آید- این مسأله در دایره موارد اضطراری جای دارد و نه در دایره توهمات گناه آلود و آمیخته به فسق و فجور.

 

مطلب بعد این است که شما از دختران و پسران درخواست نموده اید که بپرسند چه کسی فتوای مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است: «بپرسید چه کسی حکم مباح بودن ازدواج موقت را صادر نموده است، از او بپرسید آیا این حکم را برای دختر خودت می­ پسندی؟ زمانی که نپذیرفت به او بگویید: در مورد دختران مسلمان نیز تقوای الهی پیشه کن...».

 

اولا: پیامبر خدا که پایه و اساس این حکم را بنیان نهاد نسبت به این پرسش و این توبیخ شایسته‌تر است!

دوما: همان‌طور که گفتیم ازدواج موقت برای موارد اضطراری در نظر گرفته شده است، و بدین معنی نیست که هرکس در این زمینه فتوا دهد مبتلای به این مسأله است؛ زیرا او در جایگاهی نیست که او را با این سؤالات مؤاخذه نماییم! البته اگر هدف از این سؤالات ایجاد مشکل و به حرج انداختن کسی که این فتوا را داده است نباشد!

 

علاوه بر این‌ها، گمان نمی‌نم سبک و سیاق تحریک و جوسازی روشی پسندیده و مثمر ثمری در بررسی مسائل فقهی موجود باشد!

به همین دلیل، شایسته است که اینگونه مسائل جدی و مهم در مراکز علمی - پژوهشی و از طریق مباحثات علمی و منطقی متقن و به دور از هرگونه تعصب مذهبی بررسی شود، سپس نسبت به درستی یا نادرستی آن حکم شود، نه اینکه با زبانی تحریک آمیز و خشم آلود در رسانه‌ها مطرح شود و مورد سوء استفاده افرادی قرار گیرد که چشم دیدن هیچ خیر و خوبی برای اسلام و مسلمانان را ندارند!

 

ما امیدواریم که همگی _ در این شرایط سخت و دشواری که امت اسلامی را دردمند ساخته است _ برای خاموش ساختن تریبون‌هایی که بر آتش فتنه مذهبی و انتشار نفرت و کینه می‌دمند تلاش کنیم و از شما اخبار نیکو و طیب همانند نامتان (طیب) بشنویم که اتحاد و انسجام را درپی داشته باشد و اختلاف و تفرقه را کنار بزند! و خداوند و پیامبرش و مسلمانان شریف را خشنود سازد، همان‌طور که قبلا نیز اینگونه اظهارات را از زبان شما شنیدیم، و برای جنابعالی عاقبت بخیری و عمری طولانی همراه با تندرستی آرزومندیم!

در پناه خدا باشید

والسلام علیکم ورحمة الله
برادر شما ناصر مکارم شیرازی

  • .......

  • .......

یک معلم بازنشسته مسن به دیدن پسرش به آمریکا رفت

پسر یک نشان کوچک روی یقه کت او نصب کرد

 و گفت:

 حالا تنها هم میتوانی بیرون بروی


پدر هرجا میرفت احترام میدید

هنگامی که پیاده عبورمیکرد از خیابان،ماشین ها به احترامش می ایستادند

در فروشگاه ها و مغازه ها برایش صندلی میگذاشتند . 

می دانید روی نشان چه نوشته بود؟ 

فقط یک جمله ؛

من یک معلم بازنشسته هستم

  • .......

 در صدر اسلام افراد شاخصی بودند که نزد خداوند جایگاه ویژه‌ای داشتند تا جایی که پیامبرگرامی اسلام(ص) بر پیکر یکی از این شهدای والامقام به جای پنج تکبیر، 70 مرتبه تکبیر خواند و او حضرت حمزه، عموی پیامبر گرامی اسلام(ص) بود.
 
امیرالمؤمنین(ع) در نامه تندی که به معاویه می‌نویسد، به این واقعه اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «آنچه مى‌‏گویم براى آگاهاندن تو نیست، بلکه براى یادآورى نعمت‏‌هاى خدا مى‌گویم؛ آیا نمى‏‌بینى جمعى از مهاجر و انصار در راه خدا به شهادت رسیدند و هر کدام داراى فضیلتى بودند، اما آنگاه که شهید ما «حمزه» شربت شهادت نوشید، او را سیدالشهدا خواندند و پیامبر(ص) در نماز بر پیکر او به جاى پنج تکبیر، هفتاد تکبیر گفت.» (نامه28 نهج‌البلاغه)
 
متن حدیث:
أَ لاَ تَرَى غَیْرَ مُخْبِرٍ لَکَ وَ لَکِنْ بِنِعْمَهِ اَللَّهِ أُحَدِّثُ أَنَّ قَوْماً اُسْتُشْهِدُوا فِی سَبِیلِ اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلْمُهَاجِرِینَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ لِکُلٍّ فَضْلٌ حَتَّى إِذَا اُسْتُشْهِدَ شَهِیدُنَا قِیلَ سَیِّدُ اَلشُّهَدَاءِ وَ خَصَّهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِسَبْعِینَ تَکْبِیرَهً عِنْدَ صَلاَتِهِ عَلَیْ
  • .......