مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین نظرات
نویسندگان

بدون شک میان یهود و صهیونیسم تفاوت‌هایی هست، تفارق اصلی یهودیان ضد صهیونیست با صهیونیست‌ها بحث پیرامون آخرالزمان است که یهودیان ضد صهیونیست، صهیونیست‌ها را سنت شکن معرفی می‌کنند و معتقدند که نباید برای ظهور موعود یهود، دولت یهودی در فلسطین تشکیل می‌شود.[1]‌

صهیونیسم برگرفته از ریشه صهیون است که نام کوهی در کنار بیت‌المقدس است و به اعتقاد برخی، آنجا محل بنای معبد سلیمان می‌باشد. اما اعتبار دیگر صهیونیسم به تشکیل یک حنبش سیاسی است که به دنبال برپایی دولت مستقل برای ملت یهودی است.[2]

اسطوره

اسطوره مهم‌ترین شکل اندیشه گروهی است. از این رو تاریخ عمومی اندیشه، جایگاه ویژه‌ای دارد و چون تفکر جمعی همه جا هست، پس هنوز هم، گونه‌ای رفتار اسطوره‌ای در جهان نو باقی است؛ مانند بهره‌مندی از پرچم که به عنوان یک اسطوره در تاریخ هر ملتی از آن یاد می‌شود.[3]

در میان حکیمان مسلمان نیز اسطوره معنا شده است، دکتر پارسانیا معتقد است: اساطیر چون همه حقیقت را نمی‌گویند، نمی‌توانند واگویه صحیحی از جهان خارج باشند و انفصال اساطیر از جهان واقع، هر چند موجب انقطاع حکایت‌گری آنها از واقع می‌گردد، ولی نوع حاکی بودن ناقص را برای اساطیر باقی می‌گذارند.[4]

به واقع اسطوره حقیقت ندارد، بلکه افسانه‌ای است ساخته و پرداخته دست تاریخ‌شناسان یا ادیبان که ما در نسخه یونانی آن می‌توانیم به ایلیاد و ادیسه هومر اشاره کنیم که در آن از اسطوره‌هایی مثل کیوپید، برگ درخت زیگفریت و پاشنه آشیل اشاره کرد. در ادبیات فارسی نیز به شاهنامه می‌توان اشاره کرد که در آن به رستم، چشم اسفندیار، زال و ... اشاره دارد که همه اسطوره‌هایی هستند که خود فردوسی نیز در اشعارش معترف است که حقیقت ندارند.

که رستم یلی بود در سیستان - منش کرده ام رستم داستان[5]

اسطوره‌های صهیونیستی

برای قومی که واقعیتی ندارد، این اسطوره‌ها هستند که حکفرمایی می‌کنند. صهیونیسم بین‌الملل به واسطه اسطوره‌هایش سعی دارد تا برای رسیدن به آرزوی اسرائیل بزرگ تلاش کند. ما در این مجال سعی کردیم تا تعدادی از اسطوره‌های صهیونیستی را مورد بحث قرار دهیم.

الف) اسطوره ارض موعود، میرات نیاکان، سرزمین مادری، اسرائیل بزرگ و شهر زایان

یهودیان خود را از نسل حضرت ابراهیم معرفی کرده و می‌گویند که خداوند در تورات از رود نیل تا شط بزرگ و از آنجا تا شط فرات را بخشیده است[6]، خانم گلدامایر و مناخیم بگین از شخصیت‌های معروف صهیونیست می‌گویند: این زمین به ما وعده داده شده بود و ما بر آن حق داریم.

سرزمین موعود نزد صهیونیست‌ها بسیار مورد اهمیت است، نحملان براسلاو معتقد است: «هر کس می‌خواهد یک یهودی راستین باشد، باید به هر قیمت که می‌تواند به سرزمین فلسطین کوچ کند، زیرا خاک فلسطین به روح یهودی، تعالی می‌بخشد و عقاید و باورهای او را می‌سازد.[7]»

قرآن کریم درباره ارض موعود یهود به صورت تلویحی به این نکته اشاره دارد که «« یاقوم ادخلوا الارض المقدسة التى کتب الله لکم و لاترتدوا على أدبارکم فتنقلبوا خاسرین» یعنی «ای قوم بنى اسرائیل به این سرزمین مقدس که خدا برایتان مقدر کرده درآئید و از دین خود برنگردید که اگر برگردید به خسران افتاده اید.[8]»

زمانی که ارض مقدس فلسطین زمینه ساز حضور یهودیان در فلسطین بود که همراه با حضرت موسی از ظلم و جور به سوی حق سیر کردند. به همین خاطر خداوند متعال می‌فرماید که قبلا این سرزمین را به یهودیان داده بودیم، در سفر تکوین بخش 34 نیز منظور از سرزمین موعود را فلسطین و بخشی از اطراف سرزمین فلسطین ذکر می‌کند. قرآن به خاطر ظلمی که بنی اسرائیل روا داشتند، لیاقتی برای آنها قائل نیست تا وارد سرزمین موعود شوند، این مسئله در هشت آیه اول سوره اسراء به خوبی دیده می‌شود.

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبیراً[9] اگر نیکی نمایید، به خودتان نیکی کردید و اگر بدی کنید به خود کرده‌اید، آنگاه زمان انتقام از ظلم‌های شما فرا رسد باز بندگانی قوی و جنگجو را برای شما مسلط می‌کنیم تا آثار بدبختی و اندوه در چهره شما ظاهر شود و آنها به مسجد الاقصی مانند بار اول داخل شوند و هرچه را بیابند هلاک و ویران سازند.

تفسیر المیزان درباره این آیه می‌نویسد: وقتی که برای بار دوم فساد و فسق خود را از حد گذرانده‌اید، زمان وعده دوم فرا می‌رسد و ما همان بندگان نیرومند خود را برمی‌انگیزانیم تا در اثر ذلت و مسکنت و خواری و بردگی، آثار حزن و اندوه را در چهره‌هایتان آشکار کنند و ذریه و فرزندان شما را بکشند و مانند نوبت اول وارد مسجدالاقصی شوند ... خداوند به این ترتیب آنها را مجازات می‌نماید.

مسکنت و خواری و بردگی ، آثار حزن و اندوه را درچهره هایتان آشکار کنند و ذریه و فرزندان شما را بکشند و مانند نوبت اول واردمسجداقصی شوند و مردم را کشته ، اموال را سوزانده و خانه ها را خراب و شهرها راویران سازند، و وقوع همه این امور به جهت اعمال ناپسندیست که خود آنها مرتکب شدند و خداوند به این ترتیب آنها را مجازات می نماید.[10]

در سینمای صهیونیسم غرب به عنوان سرزمین موعود تلقی می‌شود، در بیشتر کارتون‌ها و فیلم‌های سینمایی حرف از غرب زده می‌شود. در لوک خوش‌شانس، سندباد، هفت دریا و ربات‌ها می‌بینم که در شخصیتی همچون لوک خوش‌شانس قهرمان داستان پس از پیروزی‌هایش در غروبی زیبا به سمت خورشید (سرزمین موعود) می‌رود.

ب) اسطوره مادر، قبیله‌گرایی متعصّبانه

در ادیان و فرنگ‌های مختلف نقش مادر جایگاه مقدسی دارد اما در میان یهودیان مادر به دو عامل نقش ویژه‌ای دارد: 1- تمامی سبط حضرت یعقوب از چهار مادر و یک پدر می‌باشد: راحیل و لیه دختران لابان و دو کنیز این دو بانو 2- یاد‌ آوری سرزمین مادری. نکته جالبی که وجود دارد، این است که یهودیان بر خلاف اقوام دیگر نسب را از مادر گرفته و کسانی که مادرشان یهودی نباشد را به عنوان فرد یهودی قبول نمی‌کنند که به وضوح می‌توان این عمل را در فیلم هری‌پاتر مشاهده کرد، همین عامل باعث نژادپرستی آنها می‌شود.

پویانمایی هاچ زنبورعسل، حنا دختری در مزرعه، مهاجران، خانواده دکتر ارنست، آلیس در سرزمین عجایب و کریستف کلمب از جمله آثاری است که به این اسطوره قوم یهود اشاره دارد. استیون اسپیلبرگ در فیلم هوش مصنوعی نام شخصیت اول خود را دیوید گذاشت که یادآور داود نبی منجی بزرگ بنی اسرائیل است. دیوید، ربات انسان‌نمایی است که جایگزین پسر خانواده‌ای می‌شود که به اغما رفته است.

با بازگشت فرزند خانواده، قصد دارند تا ربات را دور بیاندازند، ولی او به مادر خانواده علاقه مند شده است و او را مادر خود می‌داند. فرشته آبی او را راهنمایی می‌کند که باید راه سختی را بپیماید و نهایتا پس از زحمت‌های فراوان و گذشت دو هزار سال باز مادر خود را پیدا می‌کند.

ج) اسطوره قوم برگزیده

ربی کوهن در کتاب تلمود می‌گوید: «ساکنان زمین دو گونه‌اند: اسرائیل و ملت‌های دیگر که مانند یک پیکر بدان نگریسته می‌شود. اسرائیل ملت برگزیده است و این عقیده‌ای است بنیادین[11]» یهودیان و صهیونیست‌ها اعتقاد زیادی بر برگزیده بودن خود دارند، ناهوم سوکولوف می‌گوید: «در میان ملل متمدن، بی‌گمان یهودیان خالص‌ترین نژادند[12]»

صهیونیست‌های نژادپرست به برخی متون مقدس تحریف شده‌ یهود استناد می‌کنند. شما منحصراً به خداوند خدایتان تعلق دارید و او شما را از میان قوم‌های روی زمین برگزیده است تا قوم خاص او باشید[13]؛  او از بین تمام مردم روی زمین، شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید… نه به دلیل بزرگ‌تر بودن شما از سایر اقوام، بلکه چون شما را دوست داشت و می‌خواست عهد خود را که با پدران شما بسته بود، به جا آورد[14].

در آثار سینمایی هم می‌توان به نقش این اسطوره یهودی پرداخت. در فیلم‌های ساخت اسرائیل می‌توان اشاره کرد به فیلم کن لایمل در تل‌آویو (Kuni Leml in Tel Aviv)، داستان واقعی میلیونری هشتاد ساله، به تصویر کشیده شده که میان یهودیان محبوب بوده است. او از مخاطبان جوان خود می‌خواهد که با همسران یهودی ازدواج کنند تا نژاد یهود خالص بماند و خون یهودی با غیریهود آمیخته نشود، سپس به «فلسطین» اشغالی بروند.[15]

ما در آثار سینمایی به فیلم ماتریکس می‌توانیم اشاره کنیم که تنها مردمان شهر زایان هوشیارند و همه در یک غفلت و خواب عمیقی فرو رفته‌اند و پندارشان این است که انسان‌اند و در میان بشر زندگی می‌کنند.

د) اسطوره ملت واحد یهود

یهودیان در یک دوره زمانی پراکنده شدند و صهیونیسم بین الملل برای جمع آوری یهودیان تلاش زیادی کرد. یهودیان در بغداد اقدام به بمب‌گذاری می‌کردند تا یهودیان عراق را به منطقه اراضی اشغالی گسیل دهند.[16]سپس نهاد رش گلوتا (پادشاهی در تبعید داوودی برای مهاجران یهودی)[17] را راه اندازی کردند که توانست آرام آرام رهبری واحد برای یهودیان پراکنده باشد.

در قرن‌های اخیر، اندیشه ملت اندام وار و واحد یهود، در باروری صهیونیسم سیاسی به رهبری تئودور هرتصل سهیم بوده است. در گسترش این اندیشه کسانی چون اسحاق نیوتون، ژان ژاک روسو و زیگموند فروید سهم ویژه‌ای دارند و در نوشته‌های کانت و فیخته هم یهودیان به عنوان ملتی اندام‌وار تصویر شده‌اند.[18]

اساسا ناسیونالیسم (ملی گرایی) پدیده‌ای کاملا غربی است که پس از انقلاب «فرانسه» در میان اقلیّت‌ها رشد یافت. در واقع، میهن پرستی و آرمان‌خواهی مشترک میان افراد گوناگون یک قوم را، ناسیونالیسم می‌نامند. آلبرت انیشتین از گسترش ناسیونالیسم یهودی بیمناک بود و همین حرکت، سبب تشکیل دولتی صهیونیستی شد. البته او در دوره‌ای از دولت اسرائیل حمایت می‌کرد.[19]

ه) اسطوره دولت الهی اسرائیل

یهودیان طرفدار صهیونیسم معتقدند که قبل از ظهور منجی باید حکومتی تشکیل دهند تا خود را برای بزرگ‌ترین جنگ آخرالزمان یعنی آرمگدون آماده کنند. در آمریکا حزب جمهوری خواه از طرفی و جریان صهیونیست مسیحی از طرف دیگر از این تفکر به شدت دفاع می‌کنند.

از طرف دیگر جریانی در مقابل این اندیشه قرار دارد که به ناتوری کارتا مشهور است. آنها خلاف این تفکر می‌اندیشند و این کار را اشتباه می‌دانند. به همین خاطر تجمعات و راهپیمایی‌های زیادی را علیه صهیونیست‌ها به راه می‌اندازند. صهیونیست‌ها تصرف کامل فلسطین توسط یهود را اندیشه‌ای الهی معرفی کرده و به آن تقدس بخشیده‌اند و تندروهایی چون ایگال عمیر، قاتل اسحاق رابین را تربیت کرده‌اند.[20]

ادامه دارد .../۹۱۸/ی۷۰۲/س

علی اصغر سیاحت هویدا

منابع

[1]  اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمدحسین فرج نژاد، ص50

[2] http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d29/5.htm

[3] اسطوره، رویا، راز، میرچ ایلیاده، ص54

[4] نماد و اسطوره، حمید پارسانیا، ص6

[5] برخی این شعر را منتسب به فردوسی می‌دانند، هر چند برخی ادبیان معتقدند که برای فردوسی نیست

[6]-سفر تکوین (پیدایش)، باب 15، فقرا 15-21

[7]  اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمد حسین فرج نژاد، ص 49

[8]  سوره مائده، آیه 21

[9] آیه 7 سوره اسراء

[10] سایت تدبر در قرآن ذیل آیه 7 سوره اسراء، تفسیر المیزان

[11] تاریخ یک ارتداد، اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل، روژه گارودی، ص49

[12] مقاله واقعیت یهودی ستیزی، علیرضا سلطانشاهی، کتاب پژوهه صهیونیت

[13] عهد عتیق، سفر تثنیه، باب 14، فقره 2

[14] همان، باب 7، فقرات 8 – 6

[15] اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمدحسین فرج نژاد، ص95

[16] https://kheybar.net/1982/

[17] زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، ج1، ص 418

[18] مرتضی شیرودی، مقاله «مبانی سیاسی-اجتماعی صهیونیسم»، فصل‌نامه «کتاب نقد»، پائیز 1383، ش22، ص21

[19] اسطوره‌های صهیونیستی سینما، محمدحسین فرج نژاد، ص97

[20]  همان، ص100

  • .......
حرم سالار شهیدان و سقای تشنه‌لب سیاه‌پوش شد+عکس

در آستانه ماه محرم و عزاداری شهدای کربلا، حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) رخت عزا بر تن کرد.

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، در آستانه ماه محرم، صحن و شبستان‌های حرم امام حسین(ع) و حرم حضرت عباس(ع) با پارچه‌های مزین به نام شهدای کربلا سیاه‌پوش شد.

از ماه‌ها قبل تولیت حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) سفارش سیاهپوش کردن این دو حرم را داده بودند که خیاط های کربلا در حال تکمیل پارچه‌های مزین به نام شهدای کربلا بودند که پس از آماده شدن این پارچه نوشت‌ها، صحن و شبستان حرم‌های کربلا برای عزاداری سید و سالار شهیدان رخت سیاه بر تن کرد.

هر ساله با نزدیک شدن به ایام محرم برنامه‌های متنوعی در کربلا برگزار می‌شود و علاوه بر سیاهپوش شدن حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، بین‌الحرمین نیز سیاهپوش شده و چراغ‌های اطراف آن نیز از سبز به قرمز تغییر می‌کند. در ادامه تصاویری از سیاهپوش شدن حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را مشاهده می‌کنید.

 

 

  • .......

حمزة بن محمّد که نسبش به علیّ بن الحسین (علیه السّلام) می رسد در قم در ماه رجب به سال 339 روایت کرد از پدرش از یاسر خادم از امام هشتم و از پدران ایشان (علیهم السّلام) از حضرت امام حسین بن علیّ (علیه السلام) نقل فرمودند که رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) به حضرت امام علیّ بن ابی طالب (علیه السّلام) فرمودند:

یا علیّ، تو حجت خدا هستی و تو باب (تقرّب) به خدا هستی و تو راه به سوی خدا هستی و تو آن خبر عظیم هستی و تو صراط مستقیم حقّ هستی و تو مثل اعلای الهی هستی. یا علیّ، تو امام مسلمین و امیرمؤمنین و بهترین وصیّین و اشرف صدّیقین هستی. یا علیّ تو فاروق اعظم (جداکننده حقّ از باطل) هستی و تو صدّیق اکبر هستی. یا علیّ تو جانشین من بر امّتم هستی و تو ادا کننده دیون من هستی و تو انجام دهنده وعده ‏های من هستی.

 یا علیّ تو پس از من مظلوم واقع خواهی شد و مورد ستم قرار خواهی گرفت. یا علیّ پس از من از تو کناره جویند، یا علیّ پس از من محجور و خانه ‏نشین گردی، خدا را گواه می گیرم و هر کس را که حضور دارد از امّت من که حزب تو حزب من است و حزب من حزب خدا است و حزب دشمنان تو حزب شیطان است. 

متن حدیث: 

حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) بِقُمَّ فِی رَجَبٍ سَنَةَ تِسْعٍ وَ ثَلَاثِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (ع) عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِعَلِیٍّ (ع):‏ یَا عَلِیُّ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ‏ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِیقُ إِلَی اللَّهِ وَ أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَی یَا عَلِیُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ خَیْرُ الْوَصِیِّینَ وَ سَیِّدُ الصِّدِّیقِینَ یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ یَا عَلِیُّ أَنْتَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی وَ أَنْتَ قَاضِی دَیْنِی وَ أَنْتَ مُنْجِزُ عِدَاتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمُفَارِقُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَحْجُورُ بَعْدِی أُشْهِدُ اللَّهَ تَعَالَی وَ مَنْ حَضَرَ مِنْ أُمَّتِی أَنَّ حِزْبَکَ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ وَ أَنَّ حِزْبَ أَعْدَائِکِ حِزْبُ الشَّیْطَانِ.

«عیون أخبار الرضا علیه السلام، جلد‏2 ، صفحه 6 - بحار الأنوار، جلد ‏38، صفحه 111»

  • .......

حجت الاسلام والمسلمین سیدعلیرضا تراشیون در یادداشتی به بررسی «علت‌های لجبازی‌های کودکان » پرداخته است.

چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند؟

گاهی اوقات علت "محرومیت" است؛

الف) محرومیت مطلق

گاهی اوقات به خانواده‌ها میگوییم: بچه‌هایتان را از چیزهایی که در اطرافتان هست و به عنوان نیاز محسوب میشود، محرومشان نکنید.

حتی در جاهایی باید زمینه‌های یک چیز را فراهم کنیم تا بچه احساس محرومیت نکند.

مثلا والدین می‌گویند: در بین فامیل‌های ما همه‌ی بچه‌ها تبلت دارند و وقتی فرزندمان را به مهمانی میبریم دچار سرخوردگی میشود.

ما چه کار باید بکنیم؟

ما دو راهکار را ارائه می‌دهیم:

برویم و بشویم یک فرد فعال در مهمانی؛

وقتی به مهمانی میرویم چندتا بازی فکری با خودمان ببریم و بچه‌ها را مشغول کنیم تا به سمت تبلت نروند. (شیوه حواس‌پرتی)

مدیریت بکنیم؛

یک تبلت بخریم برای خودمان و در مهمانی یک ساعت بدهیم به بچه و بازی کند تا احساس محرومیت نکند.

یک وقتی یک مادری می‌گفت: برای دخترم خواستگار آمده و آبروریزی میکند!

می‌گفت: وقتی خواستگارها می‌آیند یکی از موضوعاتی که صحبت میکند این است که:

آیا شما معتقد به تلویزیون هستید یا خیر؟ و میخرید یا خیر؟

پسر هم که می‌گوید: هرچه شما بگویی و دختر هم می گوید بخر!

چرا؟ چون‌ درمنزلشان تلویزیون نبود.

حالا به این دختر بگوییم که این صحبت را نکن. فکر می کنید نمی‌گوید، لجبازی می‌کند.

او را از یک چیز محروم کرده‌ایم.

امروزه خیلی چیزها هست، چه خوب چه بد ولی ما باید مدیریت خوب بکنیم.

محرومیت‌های مطلق را مدیریت کنیم، هرچندآسیب دارد، باید آسیبش را به حداقل برسانیم. به نوعی دفع بدتر به بد بکنیم.

ب) محرومیت‌ از عواطف؛

بچه‌ها نیاز به محبت دارند و ما باید این عواطف را تامین کنیم.

مقتضای سنی هم ندارد و در همه‌ی سنین این مشکل میتواند بوجود بیاید.

بین ما و بچه‌ها شباهت‌هایی وجود دارد.

آقا به همسرش محبت نمیکند و در نتیجه همسر لجبازی میکند.

در مورد بچه‌ها هم همینطور فقط باید افراط و تفریط نکنیم./

  • .......

جدیدترین شماره نشریه خط حزب‌الله به پاسخ رهبر انقلاب درباره برخی از نگرانی‌ها نسبت به آینده انقلاب که اخیرا در دیدار جمعی از فعالان فرهنگی خارج از کشور با ایشان مطرح شد، پرداخته است و به این سؤال پاسخ ‌می‌دهد که چرا رهبر انقلاب برخلاف برخی از سیاسیون دیگر، اینگونه با اطمینان نسبت به آینده‌ی‌ انقلاب و ماندگاری آن سخن می‌گویند؟

در این شماره بخشی از سخنان رهبر انقلاب برای اولین بار منتشر شده است،  که در ادامه می خوانید:

در روزهای اخیر جمعی از فعالان فرهنگی خارج از کشور با رهبر انقلاب دیدار کردند که در خلال آن یکی از حضار، دغدغه و نگرانی علاقمندان به انقلاب در آن سوی مرزها را از آینده بیان کرد. رهبر انقلاب در پاسخ به نگرانی این شخص گفتند:«نسبت به اوضاع ما اصلا نگران نباشند، هیچکس هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، مطمئن باشند، هیچ تردیدی در این جهت وجود ندارد؛ این را به همه بگویید.»

  • .......

فکر می کنید مهمترین تفاوت میان ما و رهبرانقلاب چیست؟ بصیرت؟ پیش بینی؟ اطلاعات روز؟ دشمن شناسی؟ همه این ها هست و دهها عنوان دیگر که می شود به آنها اضافه کرد. اما موضوع دیگری وجود دارد که جمع این عناوین است.

اما کدام اختلاف است که سبک تحلیلی بخشی از جریان متدین و انقلابی را از رهبری انقلاب دور کرده است؟ پاسخ در کلید واژه "امید" است. رهبری انقلاب به غایت به آینده امیدوارست و اما ما....

در این باره حرف بسیار است؛ اما آثار این تفاوت کجا خودش را نشان می دهد؟ چنین اختلافی چه اثری در سبک سیاست ورزی ما و رهبری دارد؟

10 مورد ذیل را با هم مرور کنیم؛

اثر اول، "دیدن نعمت" هاست. امید، نتیجه دیدن نعمت هاست. بسیاری از ما قدرت دیدن توفقیات کشور را نداریم. امکان مشاهده رشدهای کیفی و کمی انقلاب را پیدا نمی کنیم. از کنار پیشرفت ها به سادگی عبور می کنیم و قدر داشته هایمان را نمی دانیم. فردی که نعمت ها و داشته هایش را نبیند از بهره گیری از ظرفیت آنها نیز بی بهره است. به همین دلیل است که بسیاری از ما قادر به شمردن پیشرفت های انقلاب نیستیم.

اثر دوم "اعتماد" است. انسان امیدوار به جامعه اش اعتماد می کند. امید نمی تواند با بی اعتنایی به پیرامون فراهم شود. ادم امیدوار تحقق نصرت دینی را در اعتنای به سنت های رایج در نظام توحیدی می داند. همه اجزای این عالم در اختیار مومن قرار می گیرد تا از جریان نظم طبیعی، پیروزی و پیشرفت ها را محقق سازد. یکی از عناصر تحقق حق و البته مهمترینش خواست مردم است. مردم بخواهند، امر محقق می شود. با این توضیح انسان امیدوار بی اعتنا به مردم نیست. خواسته هایش را از طریق خواست مردم دنبال می کند. پس دومین تفاوت، اعتماد رهبری به مردم و نااطمینانی ما به جامعه است.

اثر سوم "حرکت" است. ادم امیدوار اهل حرکت است؛ اهل تلاش و حمیت است. پیشرفت را در دل حرکت می بیند و از تلاش خسته نمی شود. نتیجه ناامیدی رخوت و سستی در دل بخشی از جریان انقلابی است. انسان ناامید تنها به غر زدن و انتقاد اکتفا می کند و حاضر نیست برای رسیدن به هدف تلاش کند.

اثر چهارم در "صبر" است. انسان متدین و البته امیدوار موانع را می بیند اما متوقف نمی شود. صبوری به خرج می دهد چون نسبت به ظفر و فتوحات آینده اطمینان دارد. ادم ناامید با اولین مانع شکسته می شود. در مقابل مصائب کم می آورد. اما انسان امیدوار مصیبت را هم در راه حق درست تعبیر می کند و اگر زیبا نبیند، حداقل مصیبت زده نمی شود.

اثر پنجم "فهم دقیق از باطل" است. ادم ناامید منهزم و مقهور باطل است. در مقابل جبهه باطل، مرعوب است و احساس شکست می کند. اما انسان امیدوار به نصرت الهی یقین دارد؛ اینکه باطل، کف روی آب است و سرنوشت این عالم به قدرت یافتن حق است. دشمن شناسی انسان امیدوار بسیار متفاوت از جامعه ناامید است.

اثر ششم در سبک محاسبات و شکل گیری "اراده" هاست. جامعه امیدوار اراده اش صرفا بر اساس محاسبات کمی و روی کاغذ نخواهد بود. انسان امیدوار هم به جهت اعتقادی و هم کشش و شوق، فراتر از محاسبات تک ساحتی و مادی رفتار می کند و اراده اش را اعتماد و توکل الهی شکل می دهد. پس متوقف در متغیرهای زمینی نخواهد شد.

اثر هفتم "دستگیری" است. انسان امیدوار همراه با خود، جامعه و دیگران را نیز امیدوار می کند و دیگران را هم تعالی می بخشد. اما انسان ناامید حرف زدنش نیز موجب تزریق یاس و رخوت در جامعه است. انسان امیدوار قاهرست و نه تنها حرکتش موجب رشد امید می شود بلکه خودش نیز اراده دستگیری و تقویت روحیه امید در دیگران دارد.

اثر هشتم "ذاکری" است. انسان امیدوار دست خدا را در امور مشاهده می کند و همواره ذاکرست. چنین انسانی چه سر سجاده و چه در مبارزه و چه در کار و تلاش شئونات حق را درک می کند و در بیرون و درون هر امری خدا را می بیند. چنین فردی همواره در عبادت است. برعکس انسان ناامید بندظهورات شیطانی است.

اثر نهم "محبت و مداراست". انسان امیدوار برای هر امری در تحقق پیروزی سهمی قائل است. چنین انسانی معقتد است همه عالم حق گراست و با همین اعتقاد اهل مدارا و محبت به دیگرانست. چنین انسانی هیچ کس را باطل مطلق نمی پندارد و هرکس با هر میزان قصور و تقصیری را رها نمی کند و برای او در ایجاد ظفرمندی سهمی قائل است. از همین جهت رفتار بسیاری از ما با مخالفین مان، متفاوت از رفتار رهبری است.

و اثر دهم و در نهایت و از همه مهمتر سبک "نصرت ولی" است. تفاوت ما و امام امت در امیدواری به آینده است که اثر قابل اعتنائی در سبک نصرت دادن امر ولایت و راهبرد امام معصوم دارد. انسان امیدوار در نصرت ولی و یاری رساندن امر ولایت، السابقون السابقون است و منتظر واقعی است و انسان ناامید ولو با هر اسم و عنوانی بجای یارشاطر، بارخاطر ولیست. انسان ناامید و نشسته، در ظاهر منتظر ظهور است و حال آنکه برای تعجیل در ظهور هیچ قدمی بر نمی دارد. چنین انسانی هیچ باری از دوش ولی حاضر و ناظر، برنخواهد داشت و همواره وبال است.

با این ده عنوان، تفاوت سبک رفتاری ما و رهبری در موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی را می توانید فهرست کنید. فاصله معنادارست و نگران کننده.

منبع: فارس
  • .......

یک کاربر فضای مجازی در توییتر با انتشار تصویری از نفر اول کنکور انسانی در کنار مادرش، نوشت:

  • .......

اظهارات چند روز گذشته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و تهدید جمهوری اسلامی ایران علاوه بر اینکه مایه تمسخر وی در فضای مجازیشده، پاسخ‌ کوبنده بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه سردار سپاه قدس، سرلشکر قاسم سلیمانی را نیز در پی داشته است.

سردار سلیمانی، در بخشی از سخنرانی روز گذشته خود در پاسخ به اظهارات سخیف سردمداران آمریکا و به کسانی که ایران را به اقدامات نظامی تهدید می‌کنند یادآور شد که نیروهای نظامی آنها، همان‌هایی هستند که با پوشک بزرگسال پا به میدان جنگ می‌گذارند.

در همین رابطه تصاویری از پوشک بزرگسال سربازان آمریکایی که در جنگ‌ها می‌پوشند را مشاهده می‌کنید.

  • .......

ارسال پیامک تهدیدآمیز برای دانشجویی که 5 قسط 14 هزار و 800 تومانی را پرداخت نکرده است... اگر با ابربدهکاران میلیاردی بانک ها هم اینگونه قاطعانه برخورد می‌شد، فسادهای چند هزار میلیاردی شکل می‌گرفت؟

  • .......

 جام جهانی 2018 روسیه با قهرمانی تیم ملی فرانسه و نسل فوق العاده با استعدادش به پایان رسید. اما برای ایرانیان اما و اگر های این تورنمنت هنوز به پایان نرسیده است؛ شوت طارمی، گل اتفاقی دیدار با اسپانیا و اخراج کریستیانو رونالدو در بازی آخر همگی از حسرت های جدی فوتبال دوستان ایرانی در ایام برگزاری جام بیست و یکم بود. اما شب گذشته در یک برنامه تلویزیونی موضوعی فاش شد که می توان حسرت همه ما را تبدیل به یک خشم عمومی کند.

انریکه کاسرس را به یاد دارید؟! داور پاراگوئه ای با اصلیتی آرژانتینی، قضاوت دیدار ایران - پرتغال را بر عهده داشت، که یکی از ضعیف ترین نمایش های داوری در طول این جام را دقیقا در  حساس ترین دیدار گروه B این رقابت ها به نمایش گذاشت. کاسرس مهمان برنامه شبکه پنج تلویزیون ملی پاراگوئه بود و درخصوص جام جهانی صحبت می کرد تا اینکه نوبت به سوال مجری در خصوص آخرین قضاوت او در این جام (دیدار ایران - پرتغال) رسید. کاسرس در این خصوص گفت:" بله من دو بازی را در این جام قضاوت کردم. در دیدار اول همه چیز بدون مشکل پیش رفت و قضاوت خوبی داشتم  تا بازی دوم. دومین قضاوتم سخت بود زیرا هر دو تیم شانس صعود به دور بعد را داشتند و بازی خیلی درگیرانه دنبال می شد اما بازی را تحت کنترل من بود تا اینکه آن صحنه لعنتی پیش آمد."

مجری این برنامه از کاسرس می پرسد منظورتان آن صحنه درگیری کریستیانو رونالدو با حریف است؟ کاسرس توضیح می دهد:" بله، ابتدا فکر کردم یک صحنه عادی است و بازیکن ایران تمارض می کند اما صدای اعتراض تماشاگران به یکباره جو استادیوم را بر هم ریخت زیرا بیشتر حاضرین در استادیوم هوادار تیم ایران بودند. از طریق گوشی به من اشاره شد که صحنه مشکوک به کارت قرمز است. وقتی به کنار زمین رفتم تا تصویر را از طریق مانیتور ببینم تصمیمم را گرفتم که رونالدو را اخراج کنم. اگر او را اخراج می کردم بسیار مشهور می شدم و فکر می کنم تصمیم درست را گرفته بودم".


در ادامه مجری برنامه از او می پرسد آیا نام بزرگ رونالدو باعث شد تا از اخراج او بترسید که این داور ضمن رد این موضوع اعتراف تلخی می کند:" تصویر را دو یا سه بار دیدم که از همه چیز مطمئن شوم زیرا اخراج بزرگترین ستاره آنها می توانست سرنوشت همه چیز را عوض کند و شاید قهرمان اروپا همان جا حذف می شد. صدای پسر بچه ای به گوشم خورد که با زبان خود ما صحبت می کرد. یک پسر 15-16 ساله پاراگوئه ای که کاور پوشیده بود التماس می کرد اخراجش نکن! چندین بار این جمله را تکرار کرد. وقتی وارد زمین شدم در عرض چند صدم ثانیه تصمیم گرفتم کارت قرمز را با زرد عوض کنم! پشیمان نیستم شاید اگر دوباره آن صحنه پیش بیاید رونالدو را اخراج می کردم اما در دنیای داوری این اتفاقات پیش می آید و چیزی نیست که موجب حسرت برای شما شود اما همین صحنه باعث شد تا در ادامه فیفا نام من را از لیست خط بزند و دیگر قضاوتی نداشته باشم."

اعتراف تلخ  انریکه کاسرس ثابت کرد که تنها چند ثانیه می تواند سرنوشت یک کشور را عوض کند تا کاسرس هم برای ایرانیان کنار افرادی مانند، مازیچ و بنجامین ویلیامز قرار گیرند. این داور آرژانتینی/پاراگوئه ای تنها دو دیدار مصر-روسیه و ایران-پرتغال را در این جام قضاوت کرد.

لازم به ذکر است تمام کارشناسان داوری حاذق در سطح ایران و جهان تایید کرده اند که این صحنه یا می توانست کارت قرمز داشته باشد یا هیچ جریمه ای نباید برای کاپیتان تیم ملی پرتغال در نظر گرفته می شد.

  • .......