مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

مرآت دز

اگر انبوه درختان قلم، دریا مرکب، جنّیان حسابگر و انسان ها نویسنده باشند؛ قادر به شمارش فضائل علی(ع) نخواهند بود

به پرسمان خوش آمدید
لطفا از توهین و تحقیر دیگران و بیان نظر بدون آدرس و نشانی اکیدا خودداری کنید. شرعا راضی نیستم.
هدف از راه اندازی این وبلاگ -به حول و قوه الهی- پاسخ به شبهات و سوالات می باشد.
و لذا قصد ما تنها کپی برداری نبوده، بلکه جامعه هدف ما نسل جوان است.

آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۱۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است


 مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای

در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در هفتم اسفندماه ۱۳۹۴، دفتر استفتائات مقام معظم رهبری به برخی استفتائات پیرامون انتخابات، مطابق با فتاوای حضرت‌ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پاسخ داده است.
 

۱-  آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران شرعا واجب است و عدم شرکت حرام است؟

ج) شرکت درانتخابات نظام جمهورى اسلامى براى افراد واجد شرایط، یک وظیفه شرعى، اسلامى و الهى است.

 

۲- آیا شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی ایران واجب عینی است یا کفایی؟

ج) واجب عینى است.

 

۳- با توجه به این که زن جهت شرکت در انتخابات می‌بایست از منزل خارج شود آیا واجب است از شوهر اجازه بگیرد ؟ و اگر شوهر به همسرش اجازه شرکت در انتخابات را ندهد یا رضایت نداشته باشد تکلیف زن چیست؟

ج) شرکت در انتخابات منوط به اذن شوهر نیست.

 

۴- حکم رأی دادن سفید و بی نام چیست ؟ در صورت عدم شناخت و تحقیق ، یا تحقیق کافی و عدم وصول به نتیجه و تحیّر در انتخاب اصلح چطور؟

ج) در هر صورت اگر رأی سفید دادن موجب تضعیف نظام اسلامی باشد، حرام است.

 

۵- در صورتی که به شخصی رأی داده شود و بعداً ایشان آن طور که باید به احکام اسلامی عمل نکند و موجب نارضایتی گردد ، آیا فرد رأی دهنده ، در محضر خداوند متعال مسئول خواهد بود یا خیر ؟

ج) اگر بر طبق موازین شرعی عمل کرده است، مسؤول نخواهد بود.

 

۶-  در ایام انتخابات جهت شناخت کاندیدای مناسب، می‌بایست نواقص و عیوب و امتیازات آنها را در گذشته و حال تفحص کرد تا فرد لایق را پیدا نمود، آیا صحبت کردن پشت سر کاندیداها برای انتخاب فرد اصلح، ‌ جایز است؟ ملاک چیست؟

ج) در امور مربوط به انتخابات در حد مشاوره، اشکال ندارد.

 

۷ -  با توجه به نزدیکی زمان انتخابات آیا دعوت بسیج از کاندیداها برای تبیین مواضع خود در مسجد اشکال دارد ؟

ج) باید بر طبق قوانین و مقررات  نظام اسلامی عمل شود.

 

۸ - حکم شرکت یا عدم شرکت در انتخابات سایر کشورها چیست؟

 آیا در این حکم فرقی بین کشور اسلامی و غیر اسلامی و انتخابات رسمی کشوری و انتخابات غیر رسمی کوچک وجود دارد یا خیر؟ اگر فرق دارد، حکم هر کدام چیست؟

ج) به طور کلى شرکت در انتخاباتى که موجب جلوگیرى از فساد 

ویا  فساد بیشتر شده و یا شرکت نکردن موجب تضعیف اسلام و مسلمین شود، واجب است.

farsi.khamenei.ir/

  • .......



بچه

از آموزه های دینی به دست می آید آمیزش و همبستری برای بچه دار شدن در زمان ‏هاى ذیل مستحب است:

شب دوشنبه: که در پی آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش مقدر کرده ، می شود، (1)

شب سه شنبه : که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی اومی شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غیبت وتهمت و پاک باک می ماند.(2)

شب پنج شنبه : که در پی آن حاکمی از حکما و با عالمی از علما خواهد شد.(3)

روز پنج شنبه هنگام زوال : که در پی آن شیطان به او نزدیک نخواهد شد تا پیر گردد و سلامتی دین و دنیا روزی اش خواهد بود.(4)

شب جمعه : که در پی آن بچه خطیب و سخنگو خواهد شد.(4)

روز جمعه موقع عصر : که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد.(5)

شب جمعه بعد از نماز عشا : امید است آن فرزند از ابدال ( شبیه به والدین ) باشد.(6)

نیز توصیه شده از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.

موارد مکروهی نیز وجود دارد که بهتر است از آن ها پرهیز گردد:

1- جماع در شب و روزی که ماه و خورشید گرفته است.

2- هنگام غروب خورشید.

3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.

4- شب اول ماه غیر از ماه رمضان.

5- در شب آخر ماه.

6- جماع بعد از احتلام در خواب.

7- جماع در اتاقی که بچه‏ای وجود داشته باشد.

8- نگاه کردن به عورت زن هنگام جماع.

9- جماع به صورت عریان.

10- جماع رو به قبله و پشت به قبله.

11- جماع بدون وضو یا غسل.

12- هنگامی که شکم پر است.

13- جماع در جایی که کودکی باشد که به آن ها نگاه کند یا سر و صدای آن ها را بشنود، هر چند چیزی متوجه نشود.

14- جماع در فرصت بین اذان و اقامه نماز که مخصوص اعمال عبادی است.

15- جماع در شب عید فطر.

16- جماع در شب عید قربان.

توصیه می کنیم به کتاب‏های زیر مراجعه و مطالعه فرمایید:

- ازدواج مکتب انسان سازی، شهید دکتر پاک‏نژاد، ج 3

- آیین همسرداری، ابراهیم امینی

- بهشت خانواده ،دکتر مصطفوی

- بهداشت ازدواج از نظر اسلام ،دکتر صفدر صانعی

-ازدواج و مسائل جنسی، گروهی از نویسندگان

- مشاوره جنسی و زناشویی، علی اسلامی نسب

پی نوشت ها :
1. وسائل الشیعه ؛ ج7 ، باب 190.
2.همان .
3.همان .
4. همان.
5. همان.
6. همان.

  • .......


آیت الله محمد یزدی اظهار داشت:


در فتوا دادن یک مجتهد، شورا معنی ندارد و بلکه امکان ندارد زیرا مجتهد نمی‌تواند در مسئله‌ای که با اجتهاد به آن رسیده است مقلد باشد.

نظرتان در مورد مقوله‌ی شورای رهبری که برخی در سال‌های اخیر به آن اشاره و تاکید می‌کنند چیست؟ به نظر شما هدف این‌گونه افراد از طرح این مباحث که قبلا نیز مطرح شده بود چیست؟

در فتوا دادن یک مجتهد، شورا معنی ندارد و بلکه امکان ندارد زیرا مجتهد نمی‌تواند در مسئله‌ای که با اجتهاد به آن رسیده است مقلد باشد. البته می‌تواند مشورت یا گفت‌وگو داشته باشد اما در پایان نظر شخصی او برای خود و مقلدانش حجت است. در پذیرش مسئولیت رهبری هم وقتی یک فقیه توسط خبرگان انتخاب شد و گفتیم این انتخاب، تشخیص بهترین مصداق از بین منصوبان و انتصاب‌شدگان از طرف ولی‌‌عصر است، تا هنگامی که شرایط اصلی را دارد دیگران نمی‌توانند در تصمیمات حکومتی او نقشی داشته باشند. البته آن فقیه رهبر می‌تواند مشورت کند؛ به‌خصوص در موضوعات، نه احکام. در نظام کنونی، رهبر غیر از مشاوران خاص از مجمع تشخیص مصلحت هم مشورت می‌گیرد. ولی شورایی یا اشتراک در نظر نهایی بی‌معنی است. قرآن کریم هم می‌فرماید: «وشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ»[۱] که نشان می دهد عزم و تصمیم نهایی با ولی‌امر است.

 

شاید به همین دلیل امام خمینی با اضافه کردن این بخش به قانون اساسی مخالف بودند و در بازنگری قانون اساسی دستور به حذف آن دادند؟

وقتی یک فقیه از میان فقها منتخب‌ شد و دارای بسط ید بود و می‌توانست حکومت کند، شرکت در تصمیم‌گیری‌های نهایی جز تشتت و اختلاف و مختل شدن کار، نتیجه‌ی دیگری ندارد و اصولا نظر دیگران برای او حجت شرعی بینه و بین‌الله نیست و نمی‌تواند تبعیت کند. البته مشورت کردن به‌خصوص در موضوعات و نه احکام، باید باشد و هست اما تصمیم شورایی حجت نیست زیرا «اکثریت» ملاک شرعی نیست. البته در امور عرفی، اکثریت راه‌حل اختلاف است نه دلیل و حجت شرعی و برای رهبر منتخب حتی جایز نیست طبق نظر دیگران -اگر برابر نظر خودش نباشد- فرمان حکومتی بدهد.

ولی‌فقیه اگر قرار باشد با شور و اکثریت تصمیم بگیرد اولا حجیت شرعی نیست و ثانیا هر روز درگیری و اختلاف به‌وجود می‌آید و قدرت حاکمیت پراکنده می‌شود و در هر کار مثبتی که به او منتهی می‌شود در اثر اختلاف که طبعا به دامن اجتماع کشیده می‌شود همیشه در جامعه پراکندگی و اختلاف خواهد بود. تقلید در مسائل شخصی از مراجع متعدد مشکلی ندارد اما در امور اجتماعی در صورت اختلاف‌نظر آن‌ها، موجب ویران کردن قدرت و حکومت می‌شود و به همین دلیل تمرکز در قدرت یک نقطه‌ی مثبت است چون تمرکز در اجرای قانون است نه در تمایلات شخصی.

چنان‌که گفتیم، شورایی در ماهیت رهبری براساس مبانی شرعی راه ندارد. مشورت غیر از تصمیم شورایی است. توقیت هم همین مشکل را دارد یعنی فقیه رهبر مادامی که شرایط را دارد، ولایت و حجیت شرعی دارد و مجلس خبرگان نمی‌تواند بگوید این فقیه برای پنج سال یا ۱۰ سال رهبر باشد چون خبرگان نصب‌کننده نیستند، تشخیص‌دهنده‌ی بهترین فرد نصب‌شده از طرف ولی‌عصر (ع) هستند. باید در ماهیت کار نمایندگان مجلس خبرگان و وظایف آنان درست دقت شود.

 

آیا این شورایی شدن رهبری، گام برداشتن در برنامه‌ها و نقشه‌ی دشمن برای کاهش اقتدار جمهوری اسلامی و در نتیجه حذف آن در عرصه‌های بین‌المللی نیست؟

با توضیحی که گفته شد، شورای رهبری برخلاف مبانی اصیل اسلامی و شیعی است. مبانی اعتقادی و معارف صحیح اسلامی که از عترت پیامبر اسلام و قرآن گرفته شده است همواره مخالفانی داشته و دارد. نظام جمهوری اسلامی به‌دست امام خمینی و با همراهی مردم تاسیس شده و اسلام، دین، مبانی، معارف و روش زندگی اصیل اسلامی در بُعد فردی و اجتماعی حاکمیت پیدا کرده است. بنابراین توانسته است در جهان و به‌خصوص در دنیای اسلام جای خود را باز کند. طبیعی است که حاکمان طاغوتی و دنیایی که منافعشان را در خطر می‌بینند با آن مخالفت کنند به‌خصوص به‌دلیل اصل برجسته و مسلم عدم سلطه‌گری و عدم سلطه‌پذیری که یکی از پایه‌های محکم این نظام است. این مخالفان برای تضعیف نظام، شبهات و اشکالات فراوانی را القا می‌کنند که یکی از آن‌ها بحث شورایی شدن رهبری است تا استحکام نظام آسیب ببیند.

 

یک سوال هم از علاقه‌مندی خود شما به این موضوع بپرسیم. بحث ولایت ‌فقیه برای شما از چه‌زمانی مطرح شد و چگونه شد که تصمیم گرفتید وارد این عرصه شوید و به انحای مختلف، چه با نگارش کتاب و مقاله و ایراد سخنرانی و چه در غالب یک روحانی متعهد به ولایت ‌فقیه در پست‌های مختلف از این نظریه، رهبری و امام دفاع کنید؟

مسئله‌ی ولایت‌ فقیه در کتب درسی ما از سطح و خارج، در حد نصب قیم، تصرف در امور غایبان و قاصران و قضاوت در امور شرعی مطرح بوده و هست. در ایام تحصیل سطح، غیر از کتب درسی اولین نوشته‌ی سیاسی مربوط به این مسئله را که دیدم، رساله‌ی فداییان اسلام بود و در مدرسه‌ی فیضیه در زمان تجرد و شرایط حکومت طاغوت، آن را خواندم. بعد که یک دوره‌ی هفت‌ساله به درس اصول امام خمینی (ره) رفتم و نظرات اصولی، بحث فقه و بعد کتاب «ولایت‌ فقیه» ایشان را خواندم و طبعا از نظر بحث فقهی و اجتهادی به آن دریافت رسیدم. طبیعی بود که از نظر سیاسی هم باید به آن عمل می‌کردم. خداوند این توفیق را عنایت فرمود که در زمان امام در قم بودم و شاگرد ایشان و همچون دیگر شاگردان در حد توان خود عمل کردم. بخشی از فرازونشیب سیاسی و اجتماعی آن در تاریخ و قسمتی در کتاب خاطرات خودم آمده است که دلیلی برای بازگو کردن آن نمی‌بینم. الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّه؛ خدا را سپاس که ما را بدین راه راهنمود فرمود که اگر چنین نبود ما چنین راهنمایی نمی‌شدیم.

rajanews.com

  • .......
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در مجلسی که ابو حنیفه نیز حضور داشت، امام صادق(ع) فرمود: هدهد راهنمای لشکر سلیمان(ع) بود، زیرا هدهد آب‌های زیر زمین را می‌بیند.
به گزارش مشرق، مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در مجلسی که ابو حنیفه نیز حضور داشت، امام صادق(ع) فرمود: هدهد راهنمای لشکر سلیمان(ع) بود، زیرا هدهد آب‌های زیر زمین را می‌بیند، ابوحنیفه فورا گفت:

«ظفرت بک» گرفتمت!
حضرت فرمود:
«و کیف ذاک؟»؛ چگونه؟
عرض کرد: اگر هدهد آب زیر زمین را می‌بیند، پس چرا دامی را که صیّاد برای او پنهان کرده نمی‌بیند و به دام می‌افتد؟ حضرت فرمود:
«یا نعمان! اما علمت أنه اذا جاء القدر، أعشی (أعشی) البصر؟!»(1)
ای نعمان، مگر نمی‌دانی که وقتی قدر خداوند فرا می‌رسد، دیده نابینا می‌گردد! تصریح به اسم ابوحنیفه، یعنی این که حضرت به او «نعمان» خاطب کرد، برای استخاف و تحقیر او است. «بهار توبه شکن می‌رسد، چه چاره کنم؟»(2)

1-بحارالانوار، ج 14، ص116؛ ج61، ص21؛ نیز ر.ک: قصص الانبیاء جزایری، ص 377.
2-دیوان حافظ تصحیح قدسی، ص 289، غزل 388:
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم / بهار توبه شکن می‌رسد، چه چاره کنم؟

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص

mashreghnews.


  • .......
امام خمینی(ره) مردم را خوب شناخت
عضو خبرگان رهبری  با بیان این در حالی که تمام متفکران غربی منتظر بودند بعد از چند سال این نظام فرو بپاشد ولی امام خوب فهمید تکیه این نظام روی چیست، افزود: من معتقدم در قرن اخیر کسی را سراغ نداریم ملت خود را بهتر از امام شناخته باشد، امام خمینی(ره) مطالبه مردم را خوب شناخت و بر اساس این شناخت اسلام را زنده کرد و فرهنگ اسلامی را در جامعه رواج داد، زیرا اگر خواست مردم نبود انقلاب به پیروزی نمی‌رسید.
 
 
ایه الله  مصباح یزدی، عامل تعیین کننده سعادت را در شناخت اسلام دانست و خاطرنشان کرد: اگر ما به دنبال انرژی هسته‌ای می‎رویم به خاطر این است که اسلام این دستور را به ما می‌دهد؛ اینکه جوانان هسته‌ای ما بی وضو وارد آزمایشگاه هسته‌ای نمی‌شوند به برکت اسلامی است که امام خمینی(ره) به آنان معرفی کرد و در سنی که جوانان دیگر کشورها مشغول بازی و خوشی هستند، اینها شب و روز خود را در آزمایشگاه می‌گذرانند و با توکل به خدا کار می‌کنند و خدا هم ثمره اش را به آنها می دهد.
 
ایشان افزود: افرادی که ساعت‌ها پای تلویزیون می‌نشینند و بازی می‌کنند و خسته نمی‌شوند و اگر بخواهند دو رکعت نماز بخوانند حوصله و همت نمی کنند را باید رها کرد تا در دنیا بچرند، زیرا اینها تصمیم خود را گرفته‌اند و گوش شان بدهکار کلام حق نیست.
 
 عضو خبرگان رهبری خاطرنشان ساخت: اکنون که امکانات و نعمات موجود است شکر این نعمت که به واسطه برقراری نظام اسلامی میسر شده، بر همه واجب است.
   
 رهبر ما در میان رهبران دنیا بی نظیر است
رئیس موسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: ‌خدا به ما رهبری داده که در میان رهبران دنیا بی‌نظیر است. خدا بساط عالم را طوری خلق کرده است که خیر و شر با هم در تعادلند، چرا که دنیا مکان آزمایش است و برای آزمایش باید عوامل طرفین تقریبا مساوی باشد تا انسان در سر دو راهی، نوبت انتخابش فرا برسد.
 
  آیت‌الله مصباح افزود:‌ البته عوامل فسادی که امروز موجود است در هیچ زمانی در دسترس نبوده است و همانطور که نعمت‌ها زیاد شده خطرها و لغزشگاه‌ها هم زیاد شده است.
  
ایشان در پایان افزود:عده ای امروز همه هم و غمشان رابطه با آمریکاست و اصلا به مسئله نفوذ دشمنان در کشور توجه ندارند چرا که نفوذی ها آینده انقلاب اسلامی را بر باد می دهند.

 /www.rajanews.com:/

  • .......

پاسخ - گناه حتما این نیست که من معصیت کرده باشم . گناه دو تا معنا دارد . یک معنای گناه این است که من معصیت و نافرمانی کرده ام و معنی دیگر گناه این است که حق بندگی را ادا نکرده ام . من از پدرم نافرمانی نکرده ام ولی حق پدرم را نمی توانم ادا کنم . حق مادرم را و حق نمازم را . اینجا مستحق تنبیه هستم . تازه معلم می گوید : مشق را خوب نوشتی ولی از تو توقع دیگری داشتم . تو حق تقوی را رعایت نکردی . گناه نکرده ای . من اگرآب بخورم و الحمدلله نگویم ، حق را ادا نکرده ام . ما وقتی پنیر را در داخل نان می پیچیم ، پنیر دیده نمیشود . الان دنیا مثل پنیر است ، بلا و امتحان مثل نان است . کسی که نگاه میکند اصلا دنیا نمی بیند ، ازدواجش امتحان است ، بدنیا آمدن بچه اش امتحان است ، تحصیل و اشتغالش امتحان است . ابتلا یعنی امتحان . همه ی زندگی امتحان است . تشویق و تنبیه آن امتحان است . مگر پیامبرانی الهی را خدا تنبیه نکرد ؟ تازه تنبیه کرد که ببیند در این امتحان سربلند بیرون می آیند یا نه ؟ حضرت یونس بخاطر یک ترک اولی ، خدا او را به شکم ماهی فرستاد . و گفت : اگر توبه و استغفار نکرده بود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند . حضرت آدم چهل سال گریه کرد . حضرت یعقوب چهل سال گریه کرد . تنبیه خدا هم یک امتحان است . خدا میگوید : در تنبیه های بدنی که می گویم حد جاری کنند ، در این هم هدایت است . در این هم برکت است . من تکلیفم را انجام بدهم و کوتاهی نکنم . بقیه را به او بسپارم . هر چه او بپسندد قشنگ است . لازمه اش هم این است که مقام ربوبیت خدا را باور کنیم . ما خالقیت خدا را خوب باور کرده ایم چون من را بوجود آورده است ، رازقیت خدا را هم باور کرده ام چون روزی من را می دهد ، ستاریت خدا را هم باور کرده ام چون گناهان من را می پوشاند ، قادریت و علمیت خدا را هم باور کرده ام ولی هنوز ربوبیت خدا را باور نکرده ام . یعنی مربی بودن خدا را باور نکرده ام . مربی می خواهد تربیت کند ، نمیخواهد تن پرور بار بیاورد . تن پروری هم پرورش است و تربیت هم پرورش است . والدین اول پول خرج می کنند و به بچه میگویند : بخور و وقتی چاق شد می گویند : رژیم بگیر . این تن پروری است . حالا اگر از اول گاهی وقتها میگفتم : نخور ولو اگر بچه اشک می ریخت و می خواست ، هر چه می خواست به او ندهم . خدا می خواهد من را تربیت کند . قرار نیست که من هر چه بخواهم به من بدهد . قرار نیست من هر چه بگویم او بگوید چشم . او بر اساس حکمتش به من می دهد . او مربی است . شما الان به باشگاه ورزشی می روید ، هر چه شما بخواهید که مربی برای شما انجام نمی دهد . به من برنامه می دهد . فردی پیش امام صادق (ع) آمد و گفت : ذکری به من یاد بده . امام فرمودند : بگو یا مقلب القلوب . او داشت می رفت و میگفت : یا مقلب القلوب و الابصار . امام فرمود : چه می گویید ؟ برای تو والابصار لازم نیست وگرنه من خودم به تو می گفتم . گاهی مریض ها به دکتر می گویند : برای ما فقط آمپول بنویس . اگر قرار است که دکتر تشخیص بدهد ، تو چرا می گویی ؟ من خودم را به خدا سپرده ام و می گویم : تو بهتر از من به من آگاه هستی و قرار است من را امتحان بکنی و من را رشد بدهی . خدا از یک بچه یتیم جزیره عربستان خلاصه ی عالم خلقت تربیت کرد . نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت . اگر من خودم را به خدا سپرده ام دیگر در مدیریت تربیتی خدا فضولی نکنم . آن چیزی که به من گفت ، حقش را انجام بدهم . تکلیف من این نیست که فقط گناه نکنم . تکلیفم این است که حق هر مطلبی را انجام بدهم . امام صادق (ع) فرمودن : اگر یک لیوان آب می خوری حقش این نیست که نصف آنرا دور بریزی . من هنوز حق نعمت ها را انجام نداده ام ، حق رابطه ها را انجام نداده ام ، حق توفیقات را انجام نداده ام . همینکه من را انسان آفرید حقش را انجام ندادم . خدایا تشکر می کنم که من را خوک نیافریدی ، حیوان نیافریدی ، ما می خواهیم برای خدا تعیین تکلیف بکنیم زیرا مقام ربوبیت خدا را باور نکرده ایم . بعضی ها در ازدواج تعیین تکلیف می کنند و میگویند : ما توکل می کنیم ولی همین باشد . بگو خدایا من تلاشم را می کنم اگر رزق من این است ، آنرا در سر راه من قرار بده . آیا شما در این کاری که می خواستی کوتاهی نکردی ؟ هزینه ی لازم را برای این متاع انجام داده ای ؟ آیا در قبلی ها کوتاهی نکرده ام ؟ اگر اینها را هم انجام داده باشم و خدا باز هم می پیچاند ، می خواهد من را به اشکالات خودم و به سختی های راه و هزینه ها آگاه کند .

  • .......
شباهت عالِم به درخت خرما! 
 حضرت علی علیه السلام در روایتی شباهت عالِم به درخت خرما را این گونه بیان فرموده اند.

 متن حدیث را از کتاب الکافی

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یَقُولُ ... مَثَلُ الْعَالِمِ مَثَلُ النَّخْلَةِ تَنْتَظِرُهَا حَتَّى یَسْقُطَ عَلَیْکَ مِنْهَا شَیْ‏ءٌ وَ الْعَالِمُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْغَازِی فِی سَبِیلِ اللَّهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: ... مَثَل عالم مَثَل درخت خرماست، باید در انتظار باشى تا چیزى از آن بر تو فرو ریزد و پاداش عالِم از روزه‏ دارِ شب ‏زنده ‏دارى که در راه خدا جهاد کند، بیشتر است.

الکافی، ج‏1، ص: 37

، حدیث روز /عالِم /درخت خرما /امام علی(ع) /خبرگزاری حوزهص: 37

 

 

  • .......



پاسخ – ما در همان مقطع گناه رضایت را قطع می کنیم .زیرا خداوند به فعلی که خلاف باشد راضی نمی شود . ممکن است که از من راضی است ولی از کار من راضی نیست . یعنی من انسان خوبی هستم ولی کار خلافی کرده ام . خدا می گوید که من از این عمل راضی نیستم ، آنرا پاک کن . وقتی آنرا پاک کردی ، می گوید که تو ذاتا انسان بدی نیستی . انسان کافر و مشرکی که ذاتش آلوده شده است ، مرضی پروردگار نیست . کسی که مومن است و ولایت دارد عشق خدا دارد ولی یکی از دستش در رفته است . زمینه ی رضایت هست ولی خدا از عمل راضی نیست . زیرا خدا عمل را نهی کرده است و نمی تواند از عملی که نهی کرده راضی باشد . پس وقتی طرف گناه می کند ، همانجا خدا از عمل او راضی نیست . اینجا تفکیک می کند و می گوید که تو بنده ی مومن من هستی و ولایت داری ، همه ی اینها نشانه ی رضایت من از تو است ولی رفتارت ناشایست است .آنرا پاک کن . خدا به من فطرتی پاک داده وولایت اهل بیت را دلم گذاشته عشق به خودش را در دل من گذاشته ، می گوید از اینها پاسداری کن که این آفت سراغت نیاید و اگر آمد آنرا پاک کن . پاک کن یعنی توبه کن و از این رفتار بدت بیاید . اگر خوشت بیاید کم کم آن را تکرار می کنی تا اینکه گناه در جانت نفوذ می کند . چه بسا خطر این است که کل حقیقت ایمان تو را نابود کند . و تو را به یک کافر تبدیل کند و آنجا دیگر خداوند کلا از تو راضی نیست . ولی اگر آن را کنترل کنی و هیچ گاه ناامید نشوی خدا از تو راضی است ، حواسمان به این ناامیدی باشد زیر شیطان بطور مداوم روی آن کار می کند و ما هم مدام باید امیدواری مان را حفظ کنیم . در روایتی از امام باقر سوال شد که فردی که گناه می کند و توبه می کند و مکرر این کار را می کند آیا خدا او را می بخشد ؟ امام فرمود : بله . مبادا مومنین را از رحمت خدا مایوس کنید . مبادا جوری حرف بزنید که یک گناهکاری که ذاتش قالب خدا را دارد و ناراحت است ، این نشان می دهد نورانیتی در دلش است که از این تاریکی بدش می آید . ولی اگر ذاتش ناپاک بود نمی توانست حالت تنفر از گناه داشته باشد . اینکه با ناپاکی احساس نفرت می کند نشان می دهد که ذاتش پاک است واصل و اساس روشنایی در دلش است . وقتی یک تیرگی می آید باید آن را از بین ببرد و ناامید نشود . پس اقرار به گناه بکنیم ، ایمان به رحمت پروردگار داشته باشیم و در زندگی سعی کنیم تکیه برخدا را تمرین کنیم نه تکیه بر خلق . یعنی در عین تعاملی که با دیگران داریم ورفتارهای قشنگی که با مردم داریم اما نقطه ی اتکای ما برای حل مشکلات وگرفتاری ها خدا باشد یعنی چشم و دل ما به دست خدا دوخته بشود نه به دست مردم . این جور نباشد که گره گشای من مردم باشند . گره گشای من خداست . اگر به آنها هم مراجعه می کنم شاید آنها وسیله ای باشند اگر خدا بخواهد . در عین اینکه نگاه من به خدای متعال است و از او جدی می خواهم به دیگران مراجعه می کنم . مثل وقتی که ما بیمار می شویم به پزشک مراجعه می کنیم . نمی توانیم بگوییم که توکل بر خدا می کنم و دکتر نمی روم . روایت داریم که از انبیاء بنی اسرائیل بیمار شد وگفت که من پیش دکتر نمی روم و خدا شفا دهنده است . به او وحی شده که تو وقتی بیمار می شوی باید سراغ پزشک بروی اما از من شفا بخواهی . یعنی آنچه موثر و حقیقت امر است من هستم ولی باید سراغ ابزار بروی و چشمت به من باشد . در مورد ولایت امام صادق (ع) فرمود : اگر خدا بخواهد از کسی راضی باشد و خیری به او بدهد یک نقطه ی روشنی را می فرستد و روشنایی در دلش ایجاد می کند. و به دنبال خدا می رود . پس کسی که از گناه تنفر دارد آن روشنایی در دلش ایجاد شده است . می فرماید : به سرعت سراغ امر ولایت می رود . مردم ما الان یک ثروت غنی دارند . وقتی شما خیلی از گناهکاران را که می بینید خودشان گناهشان را تایید نمی کنند و شرمنده هم هستد ولی ایام مصیبت امام حسین (ع) ببینید که چکار می کنند ، ایام مصیبت فاطمه زهرا چکار می کنند . یعنی وقتی برای امام حسین (ع) سینه می زند افتخار می کند و این یک سرمایه است . من نمی گویم جوانان ولایی ما از این بهره های موسمی از آن ببرند . با داشتن این سرمایه چرا عشق ابا عبدالله رادر عروسی ها نمی آوریم و فقط در ایام محرم از آن استفاده می کنیم . عشق اباعبدالله را در عروسی های مان بکشانیم . اگر می خواهد مجلس عروسی انجام بگیرد ، این جوان با غیرت و اباعبداللهی که سیاه می پوشد عزاداری می کند ، چرا در عروسی اش به یاد حسین نباشد ؟ چرا در کوچه و خیابان که می رود به یاد اباعبدالله نباشد ؟ چرا در خلوت هایش یاد امام حسین (ع) نباشد ؟ وقتی شیطان او را فریب می دهد و می خواهد با یک نامحرم ارتباط برقرار کند چرا یاد حسین نمی افتد؟ و نمی گوید که یا اباعبدالله من را نجات بده . بنابراین آن سرمایه ای که امام باقر فرمود ، باید سعی کنیم آنرا تقویت کنیم واز موقت و موسمی برخورد کردن آنرا به جریان دائمی تبدیل کند. تبدیل به نورانیتی بکند که نه فقط در محرم یا صفر و فاطمیه باشد بلکه همیشه همراهش باشد . باید تمام ایام فاطمی و حسین باشد . اینها کم ارزشی نیست

.yamojir.com

  • .......

شماره جدید نشریه  خط حزب الله   برای دریافت اینجا کلیک کنید

  • .......
 از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند: وقتی که این آیات بر پیامبر اسلام(ص) نازل شد «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ. أُوْلَئِکَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» (آیات 135، 136 سوره آل عمران)، ابلیس (پدر شیطان‌ها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام «ثور» رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه بچه شیطان‌ها جمع شدند، ابلیس نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد و از آنها کمک خواست.

یکی از یاران او گفت: من با دعوت نمودن انسان‌ها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می‌کنم. ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی  شبیه اولی کرد، ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت تا این که شیطان کهنه‌کاری به نام «وسواس خنّاس» گفت: پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده‌ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می‎کنم و می‌گویم که الآن برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است. وقتی که مرتکب گناه شدند، خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (توبه) از خاطر آنان محو می‌گردد.

ابلیس گفت: مرحبا! راه همین است. سپس این مأموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.
http://www.mashreghnews.ir/
  • .......